برای ناصر عبدالهی دعا کنید!

مادری که خودش را سزارین کرد

خبر بسیار تکان‌دهنده است، ناصر عبداللهی در کما به سر می‌‌برد، خواننده خوب و خوش صدای کشورمان به علت نامعلومی از پنجشنبه شب در بیمارستان خلیج‌فارس بندرعباس در حالت کما به سر می برد.
    رییس بیمارستان می‌‌گوید: سمت راست بدن وی کبود شده است. دکتر جانباز اضافه کرد: کلیه‌های ناصر عبداللهی نیز از کار افتاده است و وی برای دیالیز به بیمارستان شهید محمدی بندرعباس انتقال داده شده است.
    این در حالی است که یک منبع آگاه در این باره به ما گفت: ناصر قرص اعصاب خورده به همین خاطر سرش در حمام گیج می‌‌رود و زمین می‌‌خورد و آسیب جدی می بیند، این در حالی است که یکی از دوستان نزدیک او به ما می‌‌گوید: هنوز چیزی مشخص نیست، خودمان نمی‌دانیم چه اتفاقی افتاد که ناصر به این روز افتاد…
    
    

ناصر عبداللهی کیست؟


    هیچ خواننده‌ای مانند او در ایران پیدا نمی‌‌شود که صدای بمی‌‌داشته باشد، صدای او یکی است، او صدایی صاف دارد، خواننده‌جنوبی چیزی که متولد بندرعباس می‌باشد شهری بندری که مردمی باصفا، خونگرم و مهمان‌نواز دارد و در سراسر ایران شهره هستند و ناصر نیز از اهالی همان دیار است، مردی خونگرم و جنوبی با آلبوم «دوستت دارم» خود را به دنیای موسیقی معرفی کرد.




    ناصر عبداللهی با قطعه فاطمه بنت نبی(س) در عرصه موسیقی کشور شناخته شد. صحبت از ناصر عبداللهی استاد خواننده‌ای که با صدای گرم خود ترانه‌های زیادی را تقدیم به هنر دوستان‌ ایران کرده اما در میان کارهایش، قطعاتی مانند فاطمه بنت نبی(س)، ابوالفضل بریده دست و محمد (ص)، با قلب مردم پیوند بیشتری دارند.
    کنسرت موفق ناصرعبداللهی که چندی پیش برگزار شد، ما را بر آن داشت که همکار ما گفتگویی با او برای ksabz.net تهیه کند.
    ناصر در دهم دی ماه ۱۳۴۹ در محله مسجد بلال بندرعباس متولد شد او می‌‌گوید: فرزند سوم خانواده هستم و چهار برادر و یک خواهر دارم در حال حاضر متاهلم و چهار فرزند به نام‌های نوید، نازنین، نامی و نینا دارم؛ یعنی دو پسر دو دختر. فرزنده آخرم نینا هفت‌ماهه است.
    وی چندی پیش در گفتگو با همکار ما در پاسخ به این پرسش که چرا اخیرا در عرصه موسیقی باب به غیر از تقلید و تکرار، شاهد خبر دیگری نیستیم؟ گفت: شاید این موضوع به دلیل ارائه نکردن صحیح و موثر الگوها از طریق رسانه‌ها باشد. ضمن این که باید موسیقی در مقاطع مختلف از طریق مراجع ذیصلاح بررسی شود تا شاید از این طریق تقلید جوانی به بن‌بست نرسد.
    از او پرسیدیم عده‌ای معتقدند حتی خوانندگان پاپ هم وقتی می‌‌خواهند در خلوت خود به آرامش معنوی برسند، موسیقی سنتی و اصیل ایرانی گوش می‌‌کنند، آیا این مساله در مورد شما هم صدق می‌‌کند. او گفت:
    من بیشتر موسیقی بندری گوش می‌‌کنم ولی اگر قرار باشد موسیقی اصیل گوش کنم. بله؛ حتما فخر موسیقی اصیل ایران در جهان استاد محمدرضا شجریان اولویت من است.
    وی در ادامه می‌‌گوید:
    تنبور را خیلی دوست دارم؛ چون معتقدم ساز با قدمت و با پیشینه‌ای است. در ضمن صدایی همیشه تازه و صمیمی دارد.
    او در پاسخ به این پرسش که با کدام یک از کارهایتان ارتباط بیشتری برقرار کردید؟ می‌‌گوید: قطعا قطعه فاطمه بنت نبی(س) جز لاینفک ذهن و خاطر من است. همیشه در حین اجرای این قطعه، حالت خاصی به من دست می‌‌دهد که ناشی از قداست این قطعه است، نه دلیل علاقه و دلبستگی به این قطعه.
    او می‌‌گوید: موسیقی یک راه پر شاخه و بدون بن بست است؛ به قدری که هیچ‌گاه نمی‌‌توان در این هنر انتهایی را دید و در ادامه می‌‌گوید: من دوست دارم که تجربیاتی در زمینه موسیقی سنتی ایران داشته باشم ولی به صورت تلفیقی از موسیقی پاپ و سنتی.
    زمانی که از او می‌‌پرسم شعر و موسیقی مراحل بالاترین هنر هستند. آیا این جمله در بازار امروز و موسیقی پاپ مصداق عینی دارد، می‌‌گوید: تا حدودی بله، اما متاسفانه به طور کامل و صد‌در صد، نه.
    جای چه چیزی در این بازار را که خالی است او می‌‌گوید: دقیقا نمی‌‌دانم اما احساس می‌‌کنم از خودم باید شروع کنم تا به سهم خود جای آن چیزهایی راکد خالی است پر کنم.
    
    

او با ناصریا آمد


    او با «ناصریا» آمد، آلبومی که در زمان خودش بسیار پرفروش بود و تا سال‌ها هنوز هم می‌‌فروخت. وی «بوی شرجی » را



روانه بازار کرد، با این تفاوت که مانند آلبومهای دیگرش نبود، اما ترکیب موزیک الکترونیک فولکلوریک آن توانست صدای دلنشین را در گوش شنونده بنوازد.
    ناصر عبداللهی در سال ۷۴ در یکی از برنامه‌های «صبح‌ به خیر ایران»، که در بندرعباس برگزار شد، حضور پیدا کرد و چند ترانه خواند. در آن زمان هنوز گمنام بود، اما پس از این که آن برنامه از سیمای بندرعباس پخش شد، تلفن‌های زیادی با مرکز بندرعباس گرفته شد و خواستند که عبداللهی دوباره بخواند و او هم آمد و خواند.
    وی شهرش را خیلی دوست دارد، اما به خاطر پیشرفت بیشتر مجبور شد در اواسط سال ۷۵ به تهران کوچ کند. ابتدا خودش تنها آمد و سپس در سال ۷۶ خانواده‌اش را آورد.
    ناصر در سال ۶۷، هجده سال بیشتر نداشت که ازدواج کرد او خاطرات زندگی‌اش را در بندرعباس گذاشت و به تهران آمد، خاطره‌‌های دوران کودکی‌اش را.
    عبداللهی عشق به موزیک را با یک ملودیکا شروع کرد و حالا با دستگاههای پیشرفته آهنگسازی می‌‌کند.
    خانواده او شامل پنج فرزند است، چهار برادر و یک خواهر. او هنوز هم به یادروزهای خوب گذشته است و دوست دارد همچنان آن روزها را به یاد داشته باشد و با آن خاطرات شیرین زندگی کند.
    وی از آن دسته خوانندگانی است که مردم با صدای گرمش خو گرفته‌اند و او نمی‌‌تواند پاسخ محبت مردم را بی‌‌جواب بگذارد و با خواندن ترانه‌های زیبا، که بارها از تلویزیون و رادیو پخش شده، این محبت‌ها را جبران می‌‌کند.
    وی با این که ۱۰ سال است که از شهرش دور شده، اما مردم شهرش را دوست داشته و تعصب خاصی نسبت به آنان دارد. عبداللهی بر این عقیده است که هیچ کس نمی‌‌تواند میانه او را با مردم شهرش به هم بریزد. به همین خاطر چهار ماه پیش برای همیشه به زادگاهش برگشت تا در آنجا زندگی کند.
    برای ناصر عبداللهی، آرزوی سلامتی می‌‌کنیم و امیدواریم هر چه زودتر سلامتش را به دست آورد.
    
    
    شهنام شهیر

مطالب مشابه

مادری که خودش را سزارین کرد

دولت حماس تا ۴۸ ساعت آینده منحل می‌شود

در اقدامی که می‌تواند به بحران مالی و سیاسی فلسطین...

مادری که خودش را سزارین کرد

گزارشی از تخریب گسترده صخره‌های مرجانی جزیره کیش

درحالی که جزیره کیش بهترین منطقه مرجانی خلیج‌فارس محسوب می‌شود،...

مادری که خودش را سزارین کرد

“حزب الله” پیروزی را به مردم لبنان تبریک گفت

جنبش “حزب الله” پیروزی را به مردم لبنان تبریک گفت...

دانلود کتاب های الکترونیکی فارسی

دانلود اپ و برنامه اندروید برای دانلود فایل های نایاب