تنبیه مرگبار داماد

مادری که خودش را سزارین کرد

یک روز پس از این شکایت، کشف جسد مردی در حاشیه شهر و زیر یک پل به پلیس رپرتاژ شد. پس از اطلاع، تیمی از ماموران راهی محل مورد نظر شدند. کار‌آگاهان با مشاهده جسد احتمال دادند او بر اثر تصادف فوت کرده باشد. این در حالی بود که ماموران هنگام انتقال جسد به پزشکی قانونی متوجه شدند مشخصات این فرد با همان مرد ناپدید شده مطابقت دارد. بنابراین از خانواده این مردخواستند برای شناسایی جسد در پزشکی قانونی حاضر شوند که آن‌ها در پزشکی قانونی، جسد پسرشان را شناسایی کردند.

در حالی که ماموران احتمال می‌‌دادند این مرد بر اثر حادثه تصادف رانندگی کشته شده باشد، چند بار محل کشف جسد را مورد بررسی قراردادند که مشخص شد رد لاستیک خودرویی در آنجا وجود دارد، اما از اثر ترمز خـبـری نبود. این موضوع باعث شد آن‌ها احتمال قتل در جریان تصادف عمدی را مطرح کنند. ماموران تحقیقات خود را روی این موضوع متمرکز کردند. درادامه کار آگاهان جنایی به سرنخ‌هایی دست یافتند که نشان می‌‌داد، مرد جوان روز مرگش به خانه پدر‌زنش رفته و با اعضای خانواده همسرش درگیر شده بود. همین سرنخ کافی بود تا ماموران احتمال دهند خانواده همسر این مرد در مرگ او نقش داشته باشند. بنابراین تحقیقات برروی این خانواده متمرکز شد و همسر مقتول و خانواده‌اش برای ادامه تحقیقات به اداره پلیس منتقل شدند.

تحقیقات از این خانواده نشان داد که آن‌ها دل خوشی از مقتول نداشته‌اند و دامنه درگیری‌هایشان هر روز بیش‌تر می‌‌شده است. حتی بارها از مقتول خواسته بودند اخلاق و رفتارش را در زندگی تغییر دهد، اما او دوباره همان رویه سابق را پیش می‌‌گرفته و همسرش حاضر نبوده نزد او بازگردد. با جمع‌بندی این اطلاعات ماموران دیگر اطمینان یافتند پدر زن مقتول می‌‌تواند در این جنایت نقش داشته باشد. در این مرحله او با هماهنگی قضایی بازداشت و برای ادامه تحقیقات به پلیس جنایی منتقل شد. این مرد میانسال درباره مرگ دامادش سکوت کرده و مدعی بود که در این ماجرا نقشی نداشته ونمی داند اوچرا و چگونه به قتل رسیده است اما سرانجام پس از چند روز که بازداشت بود دچار عذاب وجدان شد و قفل سکوت خود را شکست و به قتل دامادش اعتراف کرد. متهم درباره قتل دامادش بیان کرد: او همیشه با دخترم بدرفتاری می‌‌کرد. دخترم توسط شوهرش کتک می‌‌خورد و مورد تحقیر قرار می‌‌گرفت. دخترم اوایل حرفی از بدرفتاری‌‌های همسرش نمی‌زد، اما یک روز که با صورتی کبود و زخمی به خانه‌مان آمد مجبور شد ماجرارا برایمان تعریف کند. همان موقع فهمیدم دامادم با او بدرفتاری می‌‌کند و دخترم از ترس جانش و آبروی خانوادگی کوتاه آمده و چیزی به ما نگفته است. او خیلی سعی کرده بود آرامش را به زندگی‌اش بازگرداند و تغییری در رفتار شوهرش ایجاد کند، اما بی‌استفاده بود. چند بار به مقابل خانه‌مان آمده و با سر و صدا آبرو‌ریزی کرد. آخرین بار هم با من درگیر شد. از رفتارش خسته شده بودم و تصمیم گرفتم او را تنبیه کنم. شب جنایت او را تعقیب کردم. با موتور به حاشیه شهر رفت. روی یک پل متوجه شد تعقیبش می‌‌کنم. توقف کرد و با هم درگیر شدیم. او میله‌ای آهنی برداشت و به سمت من حمله‌ور شد. من سوار ماشین شدم. با میله آهنی به خودرویم ضربه می‌‌زد. او می‌‌خواست مرا بکشد که از ترس جانم ماشین را روشن و محکم به او زدم.

او به کناری پرت شد. غرق در خون بود. ترسیده بودم. نمی‌دانستم باید چه کاری انجام دهم. آنجا را ترک کرده و ماجرا را برای کسی بازگو نکردم تا این که دستگیر شدم. نمی‌خواستم دامادم را بکشم. همه ماجرا یک اتفاق بود و فقط می‌‌خواستم او تنبیه شود؛ قصد مرگش را نداشتم.

اسماعیل برجسته – ‌بازپرس جنایی دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان شهریار / ضمیمه تپش

خـبـر و مطلب بالا در گروه حوادث و در این آدرس اینترنتی در تاریخ ۱۲ May 2016 | 6:45 am منتشر شده و گروه اینترنتی فایل دانلودر آن را بازنشر کرده است.

مطالب مشابه

مادری که خودش را سزارین کرد

پرواز اورژانس هوایی برای نجات جان ۲ جوان

اورژانس هوایی برای نجات جان دو مصدوم حادثه رانندگی در...

۵۵ هزار کشته در زلزله چین

آخرین آمار از جان باختن ۵۵ هزار و ۲۳۹ نفر...

مادری که خودش را سزارین کرد

۴ کشته و ۲ مصدوم در تصادف رانندگی جاده تبریز- ارومیه

ازدحام مردم در صحنه‌‌های حادثه، ضمن اینکه از خدمت‌رسانی تکنسین‌‌های...

دانلود کتاب های الکترونیکی فارسی

دانلود اپ و برنامه اندروید برای دانلود فایل های نایاب

کارت شارژ رایگان