تولد پیمان ابدی در کنار دوستانش

مادری که خودش را سزارین کرد

درددل های علیرضا قره خانی سرپرست گروه اکشن پیمان ابدی در سالروز تولد پیمان

16نسیم آرامش: به دنبال مصاحبه ای که چندی پیش” نسیم آرامش” با «نسرین ایرانمنش» ،اولین زن عضو گروه بدلکاری پیمان ابدی انجام داد، باز به بهانه سالروز تولد “پیمان ابدی” تصمیم گرفتیم مصاحبه ای با سرپرست گروه انجام دهیم.این گروه که توسط پیمان ابدی تشکیل شد،در حال حاضر به سرپرستی “علیرضا قره خانی” به فعالیتش ادامه می دهد.هم اکنون گروه اکشن پیمان ابدی ۲۰ عضو فعال دارد که به گفته علیرضا قره خانی پنج نفراز اعضای این گروه را خانم ها(آرزو بنی یعقوب«سرپرست گروه بانوان»، نسرین ایرانمنش،رکسانا گلزادی، میشکا سیلانی، ارنیکا حمیدی)و مابقی را گروه آقایان(علیرضا قره خانی«سرپرست گروه آقایان»، احسان صالحی شهرابی«دستیار اول»، احسان ایمانی، بابک باقری، حمید ماندی، حمید رضا قره خانی، محمد رضا شجاع، احسان میرزایی، مقداد خدادی،شهاب حمداللهی، سهند خدابنده لو، سید نادر مصطفوی، محمد سیلانی، امیر امامی، سینا عبدالملکی)تشکیل داده اند.


ورود به حرفه اکشن
علیرضا قره خانی در مورد وارد شدنش به حرفه اکشن اینگونه توضیح می دهد:«من از ۱۳ سالگی با پیمان دوست شدم،تا ۳۳ سالگی با هم توی آلمان بودیم.در آن زمان چون پیمان پاهاش توی اسکی آسیب دیده بود،برای استراحت به ایران اومده بود و من هم ۶ ماه بعد از او برای مسافرت با دخترم به ایران اومدم.پیمان اینجا یک کار اکشن قبول کرد و از من خواست تا در اون کار همراهیش کنم و همان باعث شد که ما در ایران بمونیم و ۸۷ کار با هم انجام بدیم.ما بعد از پیمان ۲۷ کار به نامش انجام دادیم.چون می خواستیم  کاری که پیمان با عشق و علاقه در ایران شروع کرد ادامه پیدا کنه.»





غم نان یا غم عشق
قره خانی در ادامه صحبت هایش با ناراحتی اظهار می دارد:«یکی از نشریات، تیتری با عنوان «غم نان» در رابطه با حرفه بدلکاری چاپ کرده بود با این توضیح که کسانی وارد این حرفه می شوند که به دلیل نداشتن شغل و درآمد،مجبورند جان خود را به خطر بیندازند و کار اکشن انجام دهند.در صورتی که گروه ما همه افراد تحصیل کرده هستند و هر کدام کار و فعالیت مختص به خود را دارند گروه ما به خاطر عشق وعلاقه و به عنوان یک سرگرمی که عاشقانه دوستش دارند، این کار را انجام می دهند.»


IMG_4752بعد از پیمان…
پیمان چند روز قبل از فوتش قراردادی با آقای یوسف صیادی برای فیلم خواهران عجیب و غریب امضا کرده بود.۴ روز بعد از فوت ایشان برای این که نمی خواستیم کار پیمان نیمه تمام بمونه،با اجازه پدر و مادرش،تصمیم گرفتیم که با بچه های گروه، سر صحنه فیلم حاضر شیم و کارهای اکشن اون رو انجام بدیم. برای گروه خیلی سخت بود که در نبود پیمان کار پیش بره. ما قبل از گرفتن هر صحنه حلقه می زدیم و گریه می کردیم.خدارو شکر کار خیلی خوب انجام شد و بعد از اتمام کار با بچه های گروه ،عکس یادگاری گرفتیم.

دروغ ۹۶۰ لیتری…!!
به نظر من یک رسانه باید اطلاعات صحیح به مخاطباش برسونه.این یک توقع نیست،وظیفه است.من خودم در یکی از نشریات دیدم که شخصی خودشو دستیار اول و بهترین دوست پیمان معرفی کرده بود و ادعا کرده بود که ۷۲ کار با پیمان داشته،در صورتی که من با مدرک به شما میگم که این شخص فقط ۱۳ کار با پیمان انجام داده.یا بعد از مرگ پیمان گفتن، اتوبوسی که قرار بود در صحنه ای از فیلم «چشم های نامحسوس» منفجر بشه،هزار لیتر بنزین داخلش بوده. به نظرم کسی که این حرف ها رو زده فرق بین چهل لیتر با هزار لیتر بنزین رو نمی فهمه.فرق بین این دو تا عدد، یعنی ۹۶۰ لیتر دروغ!!


فراموشی دوستی ها
ما برای یکی از فیلم های سینمایی خیلی انرژی گذاشتیم. کارگردان این فیلم در مراسم چهلم پیمان حدود یک ساعت صحبت کردند و گفتند که پیمان بهترین دوست من بوده اما به نظرم خیلی زشته که آدم فراموش کنه اسم بهترین دوستشو توی تیتراژ فیلمش بزنه. توی فیلم از هیچ یک از ما نامی برده نشد اما حداقل توقع ما این بود که اسم خود پیمان توی تیتراژ باشه چون پیمان خیلی برای این فیلم زحمت کشید و خیلی منتظر اکرانش بود اما…


Alireza-001رویای برج میلاد
پیمان می خواست که از برج میلاد راپل(پایین آمدن از ارتفاع با طناب) کنه.قرار بود از یک طرف من و از یک طرف خود پیمان پرچم ایران رو باز کنیم و بیاریم پایین و ۵۰ متر مونده به زمین پیمان طنابشو پاره کنه و بپره اما این آرزوی پیمان در بودنش هیچ وقت برآورده نشد.حالا ما خیلی دوست داریم که  این کارو انجام بدیم و اگه اجازه چنین کاری به ما داده بشه قول می دیم که تمام نکات ایمنی رو رعایت کنیم.


کارهای خیر پیمان…
وقتی از آقای قره خانی دررابطه با ادامه کارهای خیرخواهانه پیمان ابدی سوال کردیم تمایلی به مطرح شدن این موضوع در رسانه ها نداشتند.اما به اصرار ما اینگونه توضیح دادند:«پیمان آدم خیرخواهی بود. توی آلمان برای بچه های سرطانی برنامه های اکشن می ذاشت .ما دوست داشتیم بعد از مرگش این کارای خیر ادامه پیدا بکنه.دلم نمی خواست این موضوع مطرح بشه اما به خاطر اصرار شما گفتم.الآن هم ما دو تا برنامه اکشن برای بچه های بی سرپرست انجام دادیم و خیلی  ا ز کارمون استقبال شد.دیدن چهره بچه هایی که واقعا از این برنامه خوشحال بودن،برام خیلی رضایت بخش بود چون فکر می کنم کاری بود که تا حالا انجام نشده بود.قراره که یک چنین برنامه ای رو توی مشهد با بچه های گروه داشته باشیم.»


کوچک ترین اکشن کار گروه
«به تازگی پسر ۱۳ ساله ای به نام «آرمین سرخی» عضو گروه مون شده که کوچک ترین عضو گروه ما و بزرگ ترین عضو خانواده اش است.آرمین پسر با هوش و با استعدادیه و تا حالا خیلی خوب با گروه کار کرده و به نظر من آینده روشنی داره.» نسیم آرامش به زودی مصاحبه ای با کوچک ترین بدلکار گروه پیمان ابدی خواهد داشت.


حرف آخر
ای کاش به ما اجازه می دادن که این حرفه رو به صورت رسمی آموزش بدیم،شاید جسم ما ۱۰ سال دیگه توان یه سری از کارارو نداشته باشه.سینمای آینده ما به این حرفه نیاز داره.کاشکی به ما اجازه می دادن که نسل جوونو واسه سینمای ایران می ساختیم.حدود ۱۰ تا از بچه های گروه هستن که دوره هاشونو گذروندن.این جوونا وقت و هزینه زیادی گذاشتن و واقعا به این حرفه علاقه دارن.توی این مدت کم لطفی های زیادی به ما شد، حداقل توقع ما اینه که مدرک این بچه هارو بهشون بدن.تا حالا هیچ حمایتی از ما نشده اما من خیلی خوشحالم که توی مدتی که ایران بودم تونستم یه کار کوچیک واسه کشورم انجام بدم .


=====================================================
در یکی از وب سایت ها مطلبی راجع به پیمان ابدی می خوندم که حرف های عجیبی در اون زده شده بود. کمی دلخور شدم ولی بعد با خوندن مصاحبه پیمان آروم شدم. چون دوسش داشتم و نمی تونستم ادعای متقلب بودن اون رو قبول کنم. هر دو مطلب رو در زیر میارم:

مدیر برنامه سابق پیمان ابدی و گروه بدلکاران:

پیمان ابدی بدلکار حرفه‌ای نیست!

او پیشتر در مصاحبه‌هایش مدعی شده بود که در آلمان، صدها اتومبیل را واژگون کرده است. اما هنگام فیلمبرداری سکانس واژگون شدن اتومبیل پژو در اتوبان یادگار، موفق به انجام این کار نشد. صحنه دوباره تکرار شد اما باز هم اتومبیل واژگون نشد. او که آن روز خبرنگاران زیادی را به پشت‌صحنه دعوت کرده بود، وقتی با نگاه‌های متعجب آن‌ها مواجه شد، با مطرح کردن بهانه‌های مختلف، تلاش کرد واژگون نشدن پژو را توجیه کند.


«فرورتیش رضوانیه»
مدیر برنامه سابق پیمان ابدی و گروه بدلکاران:

در سال ۸۵ نخستین گروه صحنه‌پردازی اکشن در کشور را تشکیل دادیم. چند متخصص در زمینه‌های حریق و انفجار، راپل، رانندگی با «بومرنگ اکشن» همکاری داشتند. هدف اصلی ما ساخت فیلم کوتاه و کلیپ اکشن بود و تمام افراد گروه در کار خود حرفه‌ای بودند. با توجه به این که تا امروز هیچ فیلم اکشن واقعی در ایران ساخته نشده، مسئولان و سازمان‌ها نگاه مثبتی به فعالیت‌های ما نداشتند. آن‌ها با بیان این که از فیلم‌برداری سکانس‌های اکشن چند کارگردان مشهور خاطرات بدی دارند و خسارت دیده‌اند، نمی‌خواهند با حمایت از گروه اکشن‌سازی جدید، تجربه خود را دوباره تکرار کنند. ما تصمیم گرفتیم با عکاسی اکشن، به سازمان‌ها اطمینان بدهیم که بر کارهایمان تسلط داریم. به ما گفتند که تنها باید در یک روز پروژه عکاسی را انجام دهیم. بسیاری از مسئولان هنگام مشاهده عکس‌ها تصور کردند تصاویر خارجی را به آن‌ها نشان داده‌ایم اما با دیدن تصاویر پشت‌صحنه مطمئن شدند که عکاسی در تهران صورت گرفته است. بومرنگ اکشن آماده شد تا در پایان تابستان، ساخت نخستین کلیپ اکشن ایرانی را آغاز کند.

پیمان ابدی در ایران
یک روز شنیدم که «پیمان ابدی»، بدلکار ایرانی مجموعه تلویزیونی آلمانی «هشدار برای کبرا ۱۱» در تهران است. پیشتر مصاحبه او با شبکه جام‌جم را دیده بودم. ابدی گفته بود که بدلکار «سمیر گرکان» است و توانایی‌های فوق‌العاده‌ای دارد. با او تماس گرفتم و روز بعد همدیگر را در هتل لاله ملاقات کردیم. او گفت که هیچ‌یک از کارگردان‌های ایرانی را قبول ندارد و خودش تیمی ورزیده را تشکیل داده تا فیلمی بهتر از کبرا ۱۱ را بسازد و اکشن ایرانی را به نام خود ثبت کند. من به ابدی پیشنهاد کردم که با مشارکت هر دو گروه، نخستین کلیپ اکشن را پیگیری کنیم.

لباس‌ها و تجهیزات پلیسی و جلیقه‌های ضدگلوله‌ای در اختیار بومرنگ اکشن بود که در ایران استفاده نمی‌شود. چند روز بعد دو اتومبیل BMW مجهز به چراغ فلاشر پلیسی و لباس‌های پلیسی را برای فیلم‌برداری آماده کردیم. در میدان ولی‌عصر مردم با مشاهده لباس‌ها و اتومبیل‌ها، دور ما جمع شدند و ترافیک میدان مختل شد. من به آن سوی میدان رفتم تا مجوز فیلم‌برداری مرکز اطلاع‌سانی نیروی‌انتظامی را به ایستگاه پلیس مقابل مرکز خرید کیش ارائه کنم. چند دقیقه بعد وقتی به گروه ملحق شدم دیدم که ابدی پس از پوشیدن یکی از جلیقه ضدگلوله روی سپر اتومبیلی ایستاده، برای مردم دست تکان می‌دهد و مقابل دوربین موبایل‌ها می‌گوید: «من پیمان ابدی هستم، بدلکار هشدار برای کبرا ۱۱». او را پایین کشیدم و اخطار دادم که نباید بیش از حد جلب توجه کنیم. او در جواب گفت: «من داشتم از مردم خواهش می‌کردم که جمع نشوند و بروند.»

پژویی که واژگون نشد

توانایی و هماهنگی گروه ابدی بسیار بد بود و معمولا صحنه‌ها را چندبار تکرار می‌کردیم. مدتی بعد او پیشنهاد اجرای صحنه‌های اکشن مجموعه تلویزیونی «حادثه‌سواران» را قبول کرد و به افراد گروهش گفت که چون این نخستین فعالیت آن‌ها است، گروه سازنده برنامه هیچ دستمزدی به کسی پرداخت نمی‌کند. ابدی پیشنهاد کرد یک اتومبیل پژو که در اختیار گروه بومرنگ اکشن بود، در یکی از سکانس‌های این برنامه که به فرهنگ ترافیک می‌پرداخت، واژگون شود. ما قبول کردیم. او پیشتر در مصاحبه‌هایش مدعی شده بود که در آلمان، صدها اتومبیل را واژگون کرده است. اما هنگام فیلمبرداری سکانس واژگون شدن اتومبیل پژو در اتوبان یادگار، موفق به انجام این کار نشد. صحنه دوباره تکرار شد اما باز هم اتومبیل واژگون نشد. او که آن روز خبرنگاران زیادی را به پشت‌صحنه دعوت کرده بود، وقتی با نگاه‌های متعجب آن‌ها مواجه شد، با مطرح کردن بهانه‌های مختلف، تلاش کرد واژگون نشدن پژو را توجیه کند.



بعد از پرش‌های ناموفق ابدی، یکی از مفسران ورزشی تلویزیون که او را به پشت‌صحنه دعوت کرده بودم با من تماس گرفت و گفت که ابدی نتوانست اتومبیل را واژگون کند. این اتفاقات باعث شد درباره ابدی تحقیق کنم. ابدی از این که نتوانسته بود اتومبیل را واژگون کند عصبی بود و نگران بود. با خواندن گزارش روزنامه‌ها و مجله‌هایی که خودش آن ها را به پشت‌صحنه دعوت کرده بود ناراحت می‌شد و به فکر فرو می‌رفت. او تصمیم گرفت یک فیلم ۲۰ دقیقه‌ای به جشنواره فیلم پلیس ارائه دهد تا در آن پژو را واژگون کند و به شایعات پایان دهد. او همچنین اصرار داشت که خودش کارگردان باشد.

کارگردانی ابدی
روز عید فطر در اتوبان یادگار فیلم‌برداری انجام می‌شد. ابدی پژو را با هزینه خودش تعمیر کرد و به صحنه آورد. او پیشتر گفته بود که در این فیلم از دو خانم بدلکار استفاده می‌کند. ابدی فیلم‌برداری را بدون داشتن فیلم‌نامه شروع کرد. من متعجب در گوشه‌ای ایستادم و تماشا کردم. در یکی از صحنه‌های خطرناک، ابدی از بدلکاران خانم خواست که لباس‌هایشان را به دو نفر از اعضای گروهش بدهند. عجیب بود که او برای بدلکار، بدل انتخاب می‌کرد. فیلم‌برداری تمام شد. روز بعد وقتی راش‌ها (تصاویر فیلم‌برداری شده) را دیدم، مطمئن شدم که پیمان ابدی آن کسی که ادعا کرده بود نیست. کاست تصاویر را به ابدی پس دادم و گفتم که مدتی درگیر کارهایم هستم و نمی‌توانم در کنار او باشم. اما پیمان ابدی در برنامه «عبور شیشه‌ای» از من به عنوان مدیر برنامه خود تشکر کرد.

تحقیق درباره پیمان ابدی
در رسانه‌ها اعلام شده بود که پیمان ابدی در بهمن‌ماه عملیات راپل از برج میلاد تهران را انجام خواهد داد. به عنوان مدیر این برنامه، آن را در سکوت خبری لغو کردم. پس از چند ماه تحقیق متوجه شدم که آن دو خانم بدلکار نبودند و ابدی با دادن وعده آن‌ها را بدلکار معرفی کرده بود تا در فیلم حضور داشته باشند. یکی از دوستانم که مقیم آلمان است پس از تحقیق درباره ابدی من را سرزنش کرد که چرا بدون تحقیق با او همکاری کرده‌ام.

شرکت فیلم‌سازی «Action Concept» سریال‌های «هشدار برای کبرا ۱۱»، «نقابدار» و «موتورسواران پلیس» را ساخته ‌است. «پیمان جلالی ابدی» به علت داشتن تجربه در رشته شیرجه، در این شرکت به عنوان مربی پرش از ارتفاع شاگردان مدرسه بدلکاری مشغول به کار بوده است. او به علت آسیب‌دیدگی‌های شدید بدنی به ناچار با این شرکت تسویه‌حساب می‌کند و به ایران بازمی‌گردد. ابدی یک بدلکار حرفه‌ای نبود و بیشتر فعالیت‌هایی که انجام می‌داد را هنگام مشاهداتش در پشت‌صحنه فیلم‌ها فراگرفته بود. سپس مشخص شد که تلاش برای واژگون کردن پژو نخستین تجربه ابدی بوده است.

هنگام مطالعه نتیجه تحقیقات درباره ابدی به خاطر آوردم که او همیشه به گرفتن عکس‌های یادگاری علاقه داشت و گاهی ساعت‌ها فعالیت گروه را متوقف می‌کرد تا عکس و فیلم یادگاری بگیرد. اما نمی‌دانستم که او تصاویر را همراه بریده جراید و پرینت خبر خبرگزاری‌ها به آلمان می‌فرستد تا به مدیران شرکت Action Concept و دوستانش بگوید که در ایران موفق است و حمایت می‌شود. پس از جدا شدن بومرنگ اکشن از گروه ابدی، او به همکاری با گروه‌های فیلم‌سازی پرداخت؛ اما در حالی که انتظار می‌رفت فیلم‌سینمایی «مخمصه» به‌واسطه بدلکاری‌های «پیمان ابدی» برنده جایزه بهترین جلوه‌های ویژه جشنواره فیلم فجر سال گذشته باشد، این فیلم حتی نامزد سیمرغ جلوه‌های ویژه نیز نشد.

بدلکار قلابی و شهرت‌طلب
ابدی در حالی به شهرت رسید که با توجه به ریسک و خطرهای جانی فعالیت‌های بدلکاری، مجاز به فعالیت در این زمینه نبود و از آنجا که هیچ مجوزی مبنی بر اجازه تأسیس مدرسه بدلکاری از آلمان یا ایران نداشت، در صورت رخ دادن یک فاجعه هیچ سازمان خارجی یا ایرانی مسئولیت فعالیت‌هایش را نمی‌پذیرفت.

پیمان ابدی با هدف خودنمایی، بارها در مصاحبه‌هایش مدعی شده بود که دارای مدرک دکترای رشته روانشناسی ورزش است و بر زبان‌های ایتالیایی‌، اسپانیایی‌ و انگلیسی تسلط دارد. این در حالی است که پس از تحقیقات ساده‌ای مشخص شد که دارای مدرک دکترا نیست و بر زبان‌های غیرآلمانی نیز تنها تسلط سطحی دارد.

او یک روز در جمعی گفت که با استفاده از حقوق شهروندی آلمان قادر است به هر کشوری سفر کند. پس دور از انتظار نیست که او به محض رخ دادن یک اتفاق، ایران را بلافاصله ترک خواهد کرد و پیامدهای فعالیت‌های غیرحرفه‌ای ابدی، تنها گریبان فیلم‌سازان ایران را خواهد گرفت.

برنامه بدلکاران
زمستان سال قبل فردی با ساختن برنامه تلویزیونی «بدلکاران» به حمایت بیشتر از پیمان ابدی پرداخت تا موافقت نیروی‌انتظامی و شبکه تهران را برای ساخت سریال تلویزیونی «هشدار برای یگان ویژه» جلب کند. اما به علت ضعیف بودن این برنامه و همچنین تصادف یکی از مرسدس‌های پلیس هنگام فیلم‌برداری، باز هم توانایی‌های ابدی زیر سوال رفت. او در این برنامه به لو دادن پشت‌صحنه بدلکاری پرداخت، بدون این که در عمل چیزی نشان دهد. مانند این که یک شعبده‌باز ابتدا کلک‌های خارج کردن خرگوش از داخل کلاه را به تماشاگران نشان دهد و سپس به انجام آن بپردازد.

مدتی بعد شنیدیم که ابدی در یکی از ورزشگاه‌ها یک سوله اجاره کرده و به آموزش نوجوانان علاقه‌مند بدلکاری پرداخته است اما مدیریت ورزشگاه با پی بردن به عدم صحت ادعاهای او، با ادامه فعالیت بدلکاران در ورزشگاه مخالفت کرده و اکنون گروه او در کوه و پارک‌ها تمرین می‌کنند.



ادامه فعالیت بومرنگ اکشن
بومرنگاکشن با فراموش کردن بدهی هنگفت و خساراتی که ابدی به این گروه وارد کرده بود، پس از مدتی دوباره فعالیت خود را از سر گرفت. اما هنگامی که شنیدیم چند مرتبه اعضای گروه ابدی با خطر مرگ مواجه شده‌اند، نتوانستیم باز هم سکوت کنیم و اجازه دهیم که فردی سودجو، خوش‌بیان و متظاهر از کشور دیگری به ایران برگردد، اکشن‌سازی را بدنام کند و دوباره کشور را ترک کند. ابدی می‌دانست من تنها کسی هستم که می‌تواند او را افشا کند، به همین علت بارها در تماس با خانواده‌ام تهدید کرد که کاری با او نداشته باشم. با ادامه یافتن خرابکاری‌های ابدی به بیان حقیقت درباره او پرداختم. هنگامی که پس از پخش برنامه بدلکاران مورد انتقاد روزنامه‌ها قرار گرفت، به تصور این که من از تمام روزنامه‌ها خواسته‌ام که درباره او بد بنویسند، عصر یک روز آخر هفته به خانه‌ام آمد و با صراحت تهدید کرد که او را رها کنم.

با توجه به این که ممکن است در آینده نزدیک، پیمان ابدی یا یکی از شاگردانش هنگام فیلمبرداری کشته شوند، قبل از رخ دادن این اتفاق هشدار می‌دهیم که فعالیت‌های این فرد خطرناک است و مطابق قانون حق آموزش بدلکاری را ندارد. هفته گذشته گزارش فعالیت‌ها و خراب‌کاری‌های پیمان ابدی همراه مدارک معتبر به مقامات قضایی کشور ارسال شده است.

پیمان ابدی تنها با هدف کسب پول و شهرت به ایران آمده و با توجه به مخدوش کردن جلوه ژانر نوپای اکشن در ایران، باید از مردم عذرخواهی کند. در صورت ادامه فعالیت‌های غیرقانونی گروه بدلکاران، با انتشار کلیه اسناد و مدارک علیه پیمان ابدی اقدام خواهیم کرد.

پیمان ابدی در آلمان
این عکس ابدی را در حال سوراخ کردن زمین در پشت‌صحنه فیلم سینمایی دلقک نشان می‌دهد. او هیچ‌وقت یک بدلکاری حرفه‌ای نبوده است.

گروه بومرنگ اکشن

 

***********************************




گفت‌وگوی منتشرنشده فارس با «پیمان ابدی» درباره بدلکاری

خبرگزاری فارس: پیمان ابدی، که دیروز در حین فیلمبرداری جان باخت، معتقد بود کارش بدلکاری نیست و در واقع طراحی و کارگردانی حرکات اکشن است. او می‌گفت: من خودم بازیگر هستم و از خود بازیگر بهتر بازی می‌کنم به طوریکه کارگردان می‌گوید دقیقا مثل «پیمان ابدی» بازی کن.



گزارش تصویری مرتبط

——————————-

حدودا سه سال قبل بود که در برنامه به خانه بر میگردیم ناگهان مردم چهره کسی را دیدند که کارگردان حرکات اکشن یکی از پرمخاطب‌ترین سریال‌های خارجی پخش شده از تلویزیون بود.
«پیمان ابدی» کسی که آن صحنه‌های عجیب و غریب را طراحی کرده به ایران آمده بود و حالا سه سال از آن ماجرا گذشته است، و او دیگر در میان ما نیست.
سه سالی که اگر چه توام با سختی‌ها، شایعه‌سازی‌ها و بعضاً با حسادت ها همراه بوده اما باعث شده تا پیمان ابدی در طی این سه سال به عنوان کسی مطرح شود که حتی برای ساده‌ترین صحنه‌های اکشن یا در فیلم‌ها حضور دارد و یا از او مشاوره می‌گیرند.

گفت وگویی را با «پیمان ابدی» به مناسبت حضورش در سینمای ایران، تأسیس آموزشگاه بازیگری اکشن، دلخوری‌هایش از برخی افرادیکه اگر چه آنها را رقیب خود نمی‌داند اما با ایجاد شایعه سعی در تخریب موقعیتش داشته‌اند، انجام داده بودیم که ماحصل آنرا در زیر می‌خوانید:

*برای شروع بگو که چه شد تصمیم گرفتی با وجود اینکه کارت در آلمان گرفته بود به ایران بیایی و در سینمای ایران کار کنی؟

کبرا ۱۱ سریالی بود که همه مردم می دیدند و آنرا دوست داشتند اما یک نفر بود که اصلا صدایش در نیامد که در این کار حضور دارد نه به خاطر اینکه خجالت بکشم، بیشتر به دلیل اینکه دوست نداشتم این موضوع به گوش پدر و مادرم برسد. بالاخره آنها از من دور بودند و نمی خواستم نگران شوند. وقتی که آقای اسلامی از طرف جام جم آمده در مورد کبرا ۱۱ تحقیق کند آن موقع بود که همه فهمیدند داستان چی است و یک ایرانی دارد به عنوان طراح حرکات اکشن این فیلم کار می کند.
در واقع نقطه اصلی این خبر که یک ایرانی دارد اینکار را می کند از طرف من نبود و کسی که آمد جنجال درست کرد و گفت من آمده ام و گفته ام به من کار بدهید ادعایش بی اساس است. ولی مساله اصلی این است که من را از طرف صداو سیما و سفارت ایران در آلمان به ایران آوردند و شخص من هیچ دخالتی در این کار نداشتم.

* در مورد این جار و جنجال هایی که بعد از آمدنت به ایران راه افتاد بیشتر توضیح بده.

با ورود من به ایران این مسایل شروع شد و متاسفانه برخی ادعا کرده اند که من گفته‌ام دکتر روانشناس هستم، من هیچوقت چنین چیزی را نگفتم. من فقط گفتم درس روانشناسی ورزشی خواندم اما برای اینکه دکترا بگیرم مثل ایران باید مدارکم را تکمیل کنم و من هم به دلیل علاقه ای که به این کار داشتم موفق نشدم بروم و مدارکم را تحویل بدهم بنابراین من دکتر نیستم اما درس روانشناسی ورزشی را خوانده ام و این باعث شده است که من امروز بتوانم باعث شوم که بازیگرانی مثل مهراوه شریفی نیا،پوریا پورسرخ،محمدرضا گلزار،شهاب حسینی و تمام بازیگرانی که امروزه می بینیم در سینمای ایران دارند کار اکشن انجام می دهند بیایند جلوی ماشین بایستند و ماشین به سمتشان بیاید.مثل مرحوم خسرو شکیبایی که من در فیلم بختک با سرعت ۸۰ کیلومتر جلویش ترمز کردم و ایشان هم بدون هیچ مشکلی بازی خودش را انجام داد.
چه طور من می توانم بدون هیچ تجربه ای بروم بگویم فلانی هستم و شما به من اطمینان کنید تا من این کار را برایتان انجام بدهم.این یک دورغی است که بالاخره در این سه‌سال و نیم که من کار کرده ام گفته شده است‏،چون «پیمان ابدی» ارزان می گیرد همه با او کار می کنند اما اتفاقا من خیلی هم دستمزد بالایی می گیرم. مثل قضیه بانجی جامبینگ که من خودم رفتم وسایلش را به اسم خودم و با امضای خودم خریدم و در گمرک هم به اسم من بار ترخیص شد، و آموزش دادم و حتی دو نفر از اعضای تیمم را هم برای مسایل امنیتی بالای سر کار گذاشتم اما وقتی می بینم که فهم این قضیه وجود ندارد که به عنوان یک ورزش مردم بیایند و از آن استفاده کنند و یک نفر تنها به فکر منافع مالی خودش است مسلم است که به من برمی خورد و خودم را کنار می کشم و بعدش هم به همین راحتی می گویند این وسایل را من خریدم و ابدی هیچکاری نکرده است.
من نمی دانم چه کار بدی در ایران انجام داده ام که هنوز هم یک خبرگزاری یا یک روزنامه حرف های بی اساس یک نفر را در مورد من می نویسد، و یا اینکه می نویسند پیمان ابدی یک نفر را کتک زده است! من که از صبح تا شب سر کار هستم یعنی اینقدر بی کارم که بخواهم یک نفر را بزنم؟ آن هم آدمی را که عقل درست و حسابی ندارد.

* تاحالا خواسته ای که از طریق مراجع قانونی پیگیر این قضایا باشی؟

من چند بار باید بروم و خواهش کنم که از طرف فلان آدم چیزی در مورد من ننویسید. او با من خصومت شخصی دارد؟ من می توانم ثابت کنم این حرف هایی را که می زند دروغ است اما باز هم همان حرف ها را می نویسند و واقعا خسته شدم از بس که گفتم و اصلا بخواهم به چه کسی شکایت کنم. جالب این است که این آدم آمد و خودش را به عنوان دوست من معرفی کرد، البته توانایی‌های خوبی داشت اما وقتی من دیدم که فقط منافع خودش را می بینید و من نوعی برایش مهم نیستم و وسیله ای برای رسیدن به هدفش هستم، ارتباطم را قطع می کنم.
یا مثلا برگشته اند و گفته اند که من به درفیلم ها خسارت وارد می کنم اما هیچوقت نتوانسته اند این را ثابت کنند چرا که من حتی هزینه ها را هم پائین می آورم بنابراین در یک چنین جایی که حتی قانون کپی رایت هم وجود ندارد به کجا بخواهم شکایت کنم؟.حتی عنوان می کنند تا عضو خانه سینما نشوم به من جایزه نمی دهند در حالیکه کسی با یک فیلم می رود و آبروی کشور ما را در خارج از کشور می برد به او جایزه می دهند اما من که صحنه هایی را اجرا می کنم که کسی حتی نمی توانست خوابش را ببیند بیایم و بروم زیر مجوعه جایی که حاضر نیست هیچ کاری برایم انجام دهد قرا گیرم.
به خاطر یک تهمتی که به من زده بودند پلیس امنیت ملی من را خواست و تمام مدراک من را گرفت فرستاد آلمان تایید شد و گفتند شما هیچ مشکلی برای کار در ایران ندارید حالا من بروم و از چه کسی شکایت کنم.

* برای اینکه از بحث اصلی دور نشویم رابطه ات با کارگردانان چطور است؟

همین آدم‌هایی که می گویم پشت سر من حرف می زنند روز اول آمدند و پشت سر همه کارگردانان حرف زدند که فلانی اصلا کار بلد نیست و… اما وقتی من رفتم سر کار دیدم برخی واقعا درک بالایی نسبت به کار دارند مثل «سیروس مقدم» که در سریال «روز حسرت» آمد و تمام صحنه تصادف را در اختیار من قرار داد حالا اینکه در تدوین به مشکل بر می خورند و یا وقت ندارند تا از صحنه اصلی استفاده شود دلایل دیگری دارد.
مثلا در سریال «ترانه مادری» صحنه اصلی در فیلم استفاده نشد اما وقتی مردم پشت صحنه را دیدند گفتند عجب کاری بوده، اما مملکت ما جمهوری اسلامی است و صدا و سیما یکسری قوانینی دارد که مثلا ما هیچوقت نمی توانیم ببنینیم که یک ماشین به بازیگر زن می خورد و او هم کاملا طبیعی به هوا می رود اینها را نمی شود در فیلم‌ها نشان داد و گرنه دلیلی ندارد رابطه من با کارگردانان خوب نباشد.

* برخی فکر می کنند کار تو بدلکاری است در حالیکه خودت می گویی طراحی و کارگردانی حرکات اکشن دراین مورد بیشتر توضیح بده.

من اصلا کارم بدلکار نیست و در واقع همانطور که گفتم کارم طراحی و کارگردانی حرکات اکشن است. من خودم بازیگر هستم و اگر شما پشت صحنه‌ها را ببینید وقتی من دارم به یک بازیگر آموزش می‌دهم از خود بازیگر بهتر بازی می‌کنم به طوریکه کارگردان می‌گوید دقیقا مثال «پیمان ابدی» بازی کن. پس نمی توانم برم و الکی بگویم که بدلکار هستم من الان سه سال است که تنها دارم آموزش می دهم و به ۴۰- ۵۰ نفر هرچیزی را که بلد هستم یاد می‌دهم، آن هم نه آموزش‌های الکی.
من در مجله‌های مختلف مثل «صنعت سینما» و «مجله فیلم» در مورد طراحی حرکات اکشن مطلب نوشته‌ام، چه کتابی وجود دارد که من بخواهم از روی آن این چیزها را بنویسم؟ و اگرهست چرا تاحالا کسی چیزی نگفته؟ یعنی کارگردانان و فیلمسازان ما اینقدر خوش باورند که بی دلیل فیلمشان را به من بدهند.

* در این چند وقت اخیر از طرف خانه سینما بارها گفته شده که «پیمان ابدی» بیاید و یک انجمن مستقل برای کار تاسیس کند تا هم زیر نظر خانه سینما باشی و هم بتوانی از امکانات آنجا استفاده کنی. خودت به این فکر افتادی؟

اتفاقا بارها از طرف خانه سینما به من زنگ زدند و من را تهدید کرده اند که باید بروم و عضو خانه سینما بشوم،حتی من یک چنین انجمنی را درست کردم اما نمی گذارم که از من سوء استفاده بشود.شما زمانی انجمن تاسیس می‌کنید و می‌روید زیر نظر یک مجموعه که آن مجموعه برای شما ارزش قایل بشود.اما وقتی که مجموعه برای شما ارزش قایل نیست به این نتیجه می‌رسید طرفی که در این خصوص اظهار نظر می‌کند آدم بی‌سواد و بی شخصیتی است و چه دلیل دارد که من بروم زیر مجموعه ایشان قرار بگیرم.

* یعنی خانه سینما انتظار دارد شما زیر نظر جلوه های ویژه کار کنید؟

دقیقا، در حالیکه وقتی قرار است که یک صحنه اکشن بوجود بیاید من هستم که باید بگویم چی کجا باشد یعنی من کارگردان بخش اکشن هستم و ویژوال افکت و اسپشیال افکت. در واقع در ارتباط با من باید مشترکا صحنه ای را طراحی کنیم.ما یونیت ۲ هستیم. یعنی هر فیلمی شامل ۲ گروه می شود گروه اول که گروه درام است که بازیگران و کسانی هستند که صحنه های درام را فیلمبرداری می کنند و یونیت ۲ هم ما هستیم که بخش اکشن کار برعهده ما است که کارگردان خودش را جداگانه دارد و حتی گروه فیلمبرداری و عکاس جدا هم دارد و تنها واژه مشترک بازیگران هستند که دو کارگردان می نشینند و با هم صحبت می کنند.
دقیقا مساله ای که در دوسال گذشته با من و کارگردانان ایرانی افتاده است.و در این شرایط صحبت می کنند زیر مجموعه اسپشیال افکت قرار بگیریم درحالیکه کاری که انها می کنند چیست و کاری که ما طراحی می کنیم چیست.من اصلا نمی خواهم بچه ها جلوه های ویژه را خراب کنند چون آنها رقیب من نیستند رفیقان من هستند اما متاسفانه برخی این را نمی فهمند، اینها همکاران من برای بوجود آوردن یک صحنه بسیار زیبا و هیجان انگیز هستند اما کسی که می تواند تصمیم بگیرد این صحنه خوب است یا خیر کارگردان حرکات اکشن است و مسول جلوه های ویژه نمی تواند به من بگوید که مثلا از طبقه پنجم بپرم پائین.
من از خدا می خواهم است که بروم و در خانه سینما این انجمن را بوجود بیاورم اما همه چیر باید بر اساس یک اصولی باشد و نه اینکه من تنها زیر مجموعه خانه سینما باشم.

* برای اینکه بخواهی عضو «خانه سینما» بشوی چه انتظاری داری؟

«خانه سینما» اصلا چه چیزی است و چه کاری برای جامعه سینمایی انجام می دهد؟ در یک سال گذشته تازه یک کارهایی برای بیمه کردن اهالی سینما دارد انجام می‌شود. بنابراین اول بیائیم و ببینیم «خانه سینما» چیست و چه کاری می تواند برای من انجام بدهد، بعد من بیایم بگویم با همه تشکیلات و امکاناتم حاضرم بروم زیر مجموعه «خانه سینما».حتی وزارت ارشاد برای من چه کاری انجام می‌دهد به جز اینکه به من مجوز بدهد که من تمام مراحل را پله پله برای گرفتن مجوز طی کرده ام، شخصی مثل آقای محبی در وزارت ارشاد برای اینکه من بتوانم مجوز بگیرم جنگید و من این آدم را تاج سرم قرار می دهم.
«خانه سینما» فقط برای اینکه من را خراب کند از وزارت ارشاد در مورد من استعلام گرفت، ۴۰ فیلم کار کردن در طی حدود سه‌سال اصلا شوخی نیست. اما مسئولان «خانه سینما» می‌آیند می‌گویند ما از «پیمان ابدی» فقط یک سکانس بزن بزن در «راه بی پایان»دیده ایم.آیا این موضوع خجالت ندارد؟

* تو سال‌ها در آلمان کار کردی و آنجا هم خیلی موفق بودی اما آیا در فیلم‌های هالیوودی هم حضور داشتی؟

برای فیلم «کازینو رویال» از سری فیلم های «جیمزباند»، بازیگرش «دانیل کریک» آمد آلمان و سه ماه پیش ما دوره دید و یک بخشی از تمرینات ایشان را من انجام دادم که برای اولین بار دارم به آن اشاره می کنم.
من حتی هنوز هم با سینمای آلمان و خارج از کشور ارتباط دارم، به عنوان مثال چند وقت دیگر قرار است بروم و یکی دو کار در لبنان و ترکیه انجام بدهم. اما مساله این است که متاسفانه مردم ما نمی توانند از بعضی از خبرها مطلع شوند، من پشت صحنه همه فیلم‌هایی که کار کردم را دارم ولی به این دلیل که مثلا در گرمای ۴۵ درجه با شلوار کوتاه هستم و این برای جامعه ما قابل قبول نیست نمی‌توانم آنها را نشان بدهم.

* در سری جدید «کبرا ۱۱» که دارد پخش می شود که هم حضور داشتی؟

در ۴ قسمت اول کار بودم که بعد آمدم ایران.البته این سری جدید که در ایران دارد پخش می شود برای ۴ سال پیش است.و اتفاقا رنه اشتایگر که نقش تام را بازی می کند چند روز پیش به من زنگ زد و تولدم را تبریک گفت و تقریبا با همه اعضای گروه ارتباط دارم چرا که ۷ – ۸ سال با هم زندگی کردیم.

* بعد از حدود سه‌‌ سال کار در ایران الان چه چیزهایی برایت مهم شده است؟

من تازه بعد از سه‌سال آن هم به توصیه بقیه یاد گرفته ام که بخواهم اسم من را در تیتراژ بنویسید. هر چند در برخی فیلم ها مثل «ریسمان باز» اسم و من اعضای گروهم نه در تیتراژ ابتدایی آمد و نه در تیتراژ انتهای فیلم در حالی که اگر ما نبودیم معلوم نبود چه بلایی سر مردم می‌آمد، ول کردن یک گاو آن هم در شهرک غرب که شوخی نبود اما ما توانستیم این صحنه‌ها را جوری کنترل کنیم که اصلا کسی متوجه این موضوع نشد که همه چیز کنترل شده بوده است.

* قطعا بسیاری از مردم آن موضوع را نمی‌دانند اما در چند کار برای گرفتن حق و حقوقت به مشکل خوردی. در این مورد بیشتر توضیح بده.

من تاحالا این موضوع را جایی نگفته بودم اما آقای امیر حسن شریفی متاسفانه نه تنها در فیلم«خواب زده» پول من را نداد حتی سر من را کلاه هم گذاشت و به دروغ از قول من خطم را جعل کرد که بنده سر صحنه به یک ماشین ۲۰۶ هشتصد هزار تومان خسارت وارد کردم. این‌ها چیزهایی است که بعد از این سه‌سال برایم مهم شده و دوست ندارم کسی از من سوء استفاده کند. حالا اگر «خانه سینما» در مقابل این اتفاقات می آید و از من و گروهم مواظبت می کند حاضرم و بروم زیر مجموعه «خانه سینما» قرار بگیرم در حالیکه کسی را که می خواهد من را خراب کند عضو خودش می کند.

* اعضای گروه چند نفر هستند؟

۳۸ نفر که ۱۴ نفر آنها دختر هستند. این خانم‌هایی که من به آنها تعلیم دادم وقتی آنها را می بینید اصلا باورتان نمی شود آنها بتوانند چنین کارهایی را انجام دهند اما از طبقه سوم- چهارم خودشان را پرت می کنند پائین، و حتی ماشین در حرکت خودشان را می اندازند بیرون که البته بعد از یکسال کار مداوم به این درجه رسیده اند اما متاسفانه اجازه حضور اینها در فیلم‌ها وجود ندارد.
من فکر می‌کنم واقعا توانسته‌ام کار مهمی را انجام بدهم چرا که ۴۰ نفر آدم را که می‌توانستند دنبال هر خلافی بروند، کاری کرده‌ام که نه لب به سیگار می زنند و نه مشروبات الکی و کاملا سالم زندگی می کنند.

* بعد از سه‌سال کار در سینمای ایران بیشترین مشکل سینمای اکشن را چه چیزی می بینی؟

یک مساله اصلی تهیه کنندگان هستند که متاسفانه برخی واقعا تخصص لازم را در این زمینه ندارند، نه من هر کسی دیگری که جای من باشد دوست دارد در سینمای ایران فیلمی ببیند که واقعا پول درست و حسابی در آن خرج شود نه اینکه کلی پول را به چهار تا بازیگر بدهیم و آخر سر هم یک فیلم خشک و خالی که نه هیچ هیجانی دارد و نه چیز دیگری را نگاه کنیم.
چشمک زدن یک پسر جوان به یک دختر یا دو زنه بودن فلانی که نشد فیلم،چقدر ما باید فیلم‌های تکراری ببینیم،چرا ما نباید در مورد تاریخ خودمان با آن صحنه‌های عظیمی که می‌شود تولید کرد فیلم بسازیم.
شما در طی این دو سه سال اخیر که ما کارمان را شروع کردیم ببینید که چقدر فضای فیلم‌ها و سریال‌ها عوض شده و حتی در بدترین فیلم‌ها هم چند اتفاق وجود دارد، یعنی مردم دوست دارند انگیزه ببیند و دیگر خسته شده اند از بس که یاس و ناامیدی در فیلم هایمان نشان دادیم.مردم خودشان هزار و یک مشکل دارند و به جای اینکه بخواهیم چهار تا بازیگر بیاوریم ۱۵۰ میلیون، بیائید یک «بی ام و» بزنیم داغان کنید بعد ببینید مردم برای دیدن این صحنه چه کار می‌کنند اما تهیه کننده ترجیح می دهد «بی ام و» را بگذارد زیر پایش و «پراید» داغان کند.
کاری نکنیم که بازیگران ما اینقدر سر فیلم‌ها آسیب ببینند که کار کردن با آنها سخت شود مثل «محمدرضا فروتن» سر صحنه «پستچی سه بار در نمی زند» که اینقدر در کارهای قبلی آسیب دیده بود که راضی نمی شد صحنه‌ها را بازی کند. نیائیم از فیلم‌هایمان فقط ایراد بگیریم تا مردم مجبور شوند فیلم های خارجی ببینند بیائیم خودمان فیلم‌های درست و حسابی درست کنیم که سینماها شلوغ شود.

* ۴۰ فیلم را کار کرده ای اما فکر می‌کنی کدامیک از کارگردانان ما واقعا اکشن کار هستند؟

«بهروز افخمی» که واقعا دلش می خواهد کار متفاوت اکشن کند و در قسمت دوم «عملیات ۱۲۵» کارهای اکشن عجیب و غریبی خواهید دید.و «مهدی فخیم زاده» که به اعتقاد من تنها کارگردانی است که واقعا درک درستی از اکشن دارد و می داند دنبال چه چیزی از اکشن در فیلم‌هایش می‌گردد. البته من تاحالا با آقای «فخیم زاده» کار نکرده ام اما از کارهایی که از ایشان دیدم متوجه شدم واقعا علاقه‌مند است تا سینمای اکشن یک تحولی پیدا کند.من فکر می کنم «فخیم زاده» تنها کارگردانی است که واقعا دلسوزانه کار اکشن می کند اما مابقی کارگردانان واقعا هنوز ذهنیت اکشن ندارند.

* استقبال از آموزشگاهت چه طور بوده است؟

خیلی خوب و اینقدر تعداد علاقه مندان زیاد بوده است که من منتظرم آموزش گروه فعلی کامل شود و مدارک این گروه را به آنها بدهم تا آموزش گروه بعدی را شروع کنم. من یک باشگاه اختصاصی با همه امکانات در حد خارج از کشور در حدود یک سال است که در جاجرود تدارک دیدم که کاملا مخصوص این حرفه است.

* در این آموزشگاه قرار است دانشجوها چه چیزی آموزش ببینند؟

قرار است بازیگری اکشن را یاد بگیرند مثلا یاد بگیرند بدون اینکه آسیبی به خودشان بزنند از یک پله خودشان را پرت کنند. مثل همین کاریکه در فیلم‌ها به شهاب حسینی، محمدرضا فروتن، پژمان بازغی و … یاد دادیم که در عین اینکه بتوانند دیالوگ خودشان را بگویند یک صحنه اکشن را هم واقعی بازی کنند.

* از بین همه بازیگرانی که با آنها کار کردی کدام بازیگر است که واقعا استعداد کار اکشن را دارد؟

ما بازیگرانی را داریم که واقعا از لحاظ چهره و فیزیک تبدیل شدن به یک ستاره اکشن را داشته باشند مثل شهرام حقیقت دوست، پژمان بازغی، پوریا پورسرخ و … چند بازیگر دیگر که متاسفانه اسمشان را الان یادم نمی آید حتی محمدرضا گلزار هم می تواند اما گلزار خودش در این چند سال گذشته به عنوان بازیگر در سطحی قرار داده که تصور بازی اکشن برایش سخت است.

و صحبت پایانی…

من امیدوارم روزی برسد که در سینمای ما هیچ کس فقط منافع خودش را نبیند و اینقدر راحت به آدم‌های مختلف مارک و برچسب نچسبانیم. این مارک چسباندن‌ها من را خیلی اذیت کرد.

مطالب مشابه

کره جنوبی با شکست قطر فینالیست شد

به گزارش خبرگزاری مهر، تیم فوتبال کره جنوبی امشب با...

فان در فارت بازیکنی برای رئال مادرید

تناقض میان روابط عمومی مادرید و هیئت رئیسه فان در...

مادری که خودش را سزارین کرد

اولادی: برای پرسپولیس بازی نمی‌کنم

اولادی: برای پرسپولیس بازی نمی‌کنم خبرگزاری فارس: مهرداد اولادی پس...

دانلود کتاب های الکترونیکی فارسی

دانلود اپ و برنامه اندروید برای دانلود فایل های نایاب