تمام جملات به یادماندنی و جالب وحید هاشمیان

وحید هاشمیان یکی از مهاجمان کاملاً متفاوت به لحاظ اخلاقی و فنی در فوتبال ایران است که انصافاً نمی توان او را به سادگی فراموش کرد. هاشمیان کفش هایش را آویخت و از دنیای فوتبال خداحافظی کرد تا به صورت جدی به مربیگری رو آورده و کلاس ها و دوره های مربوطه را پشت سر بگذارد. این اطمینان وجود دارد که هاشمیان آینده جذابی در امر مربیگری پیش روی خود داشته باشد زیرا از نظر فنی، آنهایی که با او کار کرده اند، به خوبی با تفکرات جالب توجهش آشنا هستند. حالا بد نیست با هم نگاهی داشته باشیم به جملات بسیار جالبی که در این مدت از زبان او جاری شد.

حرف هایی که در زمان خود، گاهی اوقات دارای سر و صدای زیادی بود.

*اولیسه با کله زد تو دماغ من بعد می خواست کشیش شود! (درباره اولین و آخرین دعوایش در بوندس لیگا و بوخوم).

*اماراتی ها نقشه ریختند بازیکنان ما را خراب کنند و موفق شدند (بعد از کوچ و بازگشت دوباره بازیکنان ایرانی به فوتبال خودمان).

*من دروغگو نیستم و با هیچ کس هم تعارف ندارم (جمله همیشگی او)

*یکسری آدم خاص دوست دارند این مربیان در فوتبال ایران بمانند (در ایامی که دیگر کسی شک نداشت مافیا در فوتبال ایران وجود دارد).

*روزنامه ها من را بزرگ نکردند (او همیشه می گفت از پاس و بدون تبلیغات رسانه ها به آلمان رفته).

*به نظر من یک فوتبالیست نهایتاً باید تا ۳۴ سالگی بازی کند. (ولی وحید درباره خودش این اعتقاد را نداشت).

*الان هم بایرن مونیخ پیشنهاد بدهد، به این تیم می روم (حتی بعد از شکست در این تیم).

*در ایران خیلی ها مدرک دکترا و فوق لیسانس دارند که البته نمی دانم چطور گرفته اند (یکی از جملات معروف او).

*بلاژویچ همیشه دو، سه بازیکن شهرستانی را به عنوان سیاهی لشکر همراه تیم ملی می برد (در ادامه انتقاد از بلاژ).

*هرچند من از بلاژویچ خوشم نمی آید ولی او یک خدمت به فوتبال ایران کرد و آن این بود که تیم ملی را پخش کرد (یک تعریف از بلاژویچ).

جملات جالب وحید هاشمیان

*دیدم شرایط در تیم ملی غیرعادی است، تصمیم گرفتم بروم (درباره خداحافظی معروفش از تیم ملی قبل از بازی با تایلند).

*من همیشه به او احترام گذاشتم. اگر مشکل دیگری هست واقعاً اطلاع ندارم (پاسخ همیشگی او درباره مشکلات با علی دایی).

*اگر سوال حاشیه ای داری، تلفن را قطع کنم چون کار دارم (او همیشه از حاشیه ها فراری بود).

*کیکر با قصد و غرض به من نمره می دهد (وقتی او خوب بود و نمره پایینی از این نشریه می گرفت).

*مرحوم رنجبر به من گفت چرا داری جدا می شوی. من هم گفتم تا حالا منظم بودم، خوب تمرین می کردم و در خدمت تیم بودم اما واقعاً نه می توانم به تیم ملی کمک کنم و نه تیم ملی به من. پس بهترین راه، جدایی است (ماجرای خداحافظی از تیم ملی از زبان خودش).

*هر روز ۷ کیلومتر و ۴۰۰ متر می دوم (در زمان بیکاری، هاشمیان همیشه دقیق بود).

*چه عیبی دارد تیم بعد از ۸۰ سال یک بازی خوب هم انجام دهد! (پیش از بازی دوستانه ایران و برزیل).

*بازی برزیل پیشکش، خداحافظی کردم حتی یک زنگ هم به من نزدند (بعد از شایعه خداحافظی رسمی اش در بازی با برزیل).

*هیچ وقت بابت گل هایی که برای تیم ملی زدم باج خواهی نکردم (ناراحتی شدید وحید از مسئولان فدراسیون فوتبال).

*آقایان از اسم آدم ها سوءاستفاده نکنید (طعنه شدید به مسئولان فدراسیون).

*برانکو خوش شانس بود چون در بهترین شرایط تیم ملی به او رسید.

*با این مدیریت در فوتبال آسیا به هیچ جا نمی رسیم.

*وقتی آمدم سلام نکردم که الان بخواهم خداحافظی کنم.

*خدا را شکر در فوتبال ایران همه بدون مدرک روی نیمکت می نشینند.

*بروید از خودشان بپرسید (جواب هاشمیان درباره علت ناکامی اغلب لژیونرها در فوتبال اروپا).

*وقتی به تیم ملی نمی آمدیم انگ بی تعصب و بی غیرت را به ما می چسباندند.

*اگر می دانستم پدر شدن این قدر لذت دارد، ۵ سال پیش پدر می شدم (بع داز تولد دخترش النا).

*با این فوتبال به هیچ جا نمی رسیم (بعد از تعلیق فوتبال).

*اگر دنبال مربیگری بودم همین الان در لیگ برتر روی نیمکت می نشستم.

*تیم ملی ملک شخصی کسی نیست (قبل از جام جهانی ۲۰۰۶، می گفتند منظور او علی دایی است).

*واقعاً تأسف می خورم به خاطر یک بازی دوستانه (برزیل) اینقدر دست و پایمان را گم کرده ایم.

*از بلاژویچ خوشم نمی آید ولی حداقل او تیم ملی را از انحصار استقلال و پرسپولیس درآورد.

*هیچ کس من را به تیم ملی بازنگرداند، فقط به خاطر مردم برگشتم.

*خدا را شکر حاجی های فوتبال من را بزرگ نکردند (درباره زد و بند در فوتبال ایران).

*من هم دریبل می کردم و از راه دور گل می زدم اما ۲۰ تا روزنامه نداشتم که از من تعریف کنند.

*به خاطر گل هایی که برای تیم ملی زدم منتی سر کسی نمی گذارم.

*هر وقت گل می زنم ذخیره می شوم، پس بهتر است گل نزنم (در دوران نیمکت نشینی در هانوفر و بوخوم).

*لیگ ایران جذابیتی ندارد (در دوران حضور در هانوفر).

*وضعیت فوتبال ایران نگران کننده است.

*امیدوارم روزی سرمربی ملی ایران شوم (بعد از خداحافظی از تیم ملی).

*خدا نکند سرمربی تیم ملی ایران شوم! (قبل از رفتن به پرسپولیس).

*به علی کریمی برای رفتن به بایرن مشاوره ندادم چون چیزی از من نپرسید!

*واقعاً نمی خواستم دیگر برای تیم ملی بازی کنم. این نظر قطعی ام بود.

*آنها که وحید هاشمیان را به بی تعصبی و ایرانی نبودن متهم می کردند را به وجدانشان واگذار می کنم.

*روح من در یوخوم تراش خورد چون واقعاً هیچ کس را نداشتم.

*من بازیکنی نیستم که ۲۰ دوست خبرنگار داشته باشم.

*یعنی مورینیو هم به رئال برنامه کاری داده است؟ (وقتی مد شده بود همه باشگاه ها از مربیان برنامه می گرفتند).

*دانشور نامه داده بود فیفا که وحید هاشمیان را به خاطر تمرد از بازی های تیم ملی محروم کنید، بعداً که مرا دید گفت نقشی نداشتم!

*به ناصر حجازی نگاه کنید، آخر کار همه ما همین است.

*در آلمان اگر در خیابان کسی با ماشین به کسی بزند، اول او را به بیمارستان می برند و مداوا می کنند نه اینکه دنبال این باشند که پولدار است یا فقیر، بیمه دارد یا نه! (طعنه سنگین وحید به مسئولان کشوری).

*آلمانی ها در کل مثل ما احساساتی و بی انضباط نیستند و دروغ هم نمی گویند!

روزنامه خبر ورزشی

مطالب مشابه

مادری که خودش را سزارین کرد

رایکارد پس از قرعه کشی لیگ قهرمانان اروپا: به لیورپول فکر نمی‌کنم

در آستانه‌ی دیدار نهایی جام باشگاه‌های جهان بین بارسلونا و...

مدال طلا تقدیم به یکایک ملت ایران/ جو سنگین بود

به رپرتاژ فایل دانلودر و به نقل از مُخبر مهر،...

مادری که خودش را سزارین کرد

بن همام و ولاپان به ایران می آیند

    اگر چند روز آینده محمد بن همام ،...

دانلود کتاب های الکترونیکی فارسی

دانلود اپ و برنامه اندروید برای دانلود فایل های نایاب