زیارت یک بچه یا یک نوزاد که شهید شده یا فرزند امام بوده مانند حضرت علی اصغر چه توجیهی دارد ?

مادری که خودش را سزارین کرد




قرآن درباره مقام شهید می فرماید: «ولا تقولوا لمن یقتل فی سبیل الله اموات بل احیاء ولکن لا تشعرون؛ و کسانی را که در راه خدا کشته می شوند مرده نخوانید بلکه زنده اند ولی شما نمی دانید» (بقره، آیه ۱۵۴).
همچنین در آیه دیگری می فرماید: «ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون؛ هرگز کسانی را که در راه خدا کشته شده اند مرده مپندار، بلکه زنده اند که نزد پروردگارشان روزی داده می شوند» (آل عمران، آیه ۱۶۹).
در معنای این دو آیه شریفه دقت کنیم:
۱٫ در آیه اول می فرماید: نگویید و در آیه دوم می فرماید «هرگز مپندارید» یعنی این گفته از روی پندار است که از آن نهی شده است.
۲٫ در هر دو آیه می فرماید: «شهید مرده نیست» بلکه زنده است. روشن است منظور از زنده بودن نوع خاصی از زندگی است. زیرا براساس اصول مسلم قرآن همه مرده ها، پس از مرگ زنده هستند، چه مؤمن باشند چه کافر و چه شهید باشند و چه غیر شهید. تأکید آیه بر زندگانی در آیات مذکور، حیات و زندگانی حقیقی است. زیرا از نظر قرآن مرگ کافر، نوعی هلاکت و بدبختی است اما مرگ مؤمن نوعی سعادت جاودانه است. پس منظور از زنده بودن نوع خاصی زندگی است که البته به حواس ظاهری ما در نمی آید.
۳٫ در آیه اول می فرماید: «شما نمی دانید» اما در آیه دوم می فرماید «نزد پروردگارشان روزی داده می شوند». مرگ به معنای باطل شدن شعور و فعل و کار است اما آیات مذکور اشاره دارد که شما نمی دانید آنها زنده هستند و شعور و فعالیت و کار آنها برقرار است و بالاتر از آن نزد پروردگار خود روزی می بینند.
وقتی شهید با این ویژگی ها زنده است پیامبر اکرم و ائمه اطهار و مؤمنان با تقوا و یقین که مجاهد را پرورش می دهند و مجاهد با اجازه و راهنمایی آنها به جبهه می رود و به شهادت می رسد نیز به طریق اولی دارای چنین ویژگی ای است. به این دلیل است که ما در اذن دخول امام رضا(ع) که تنها مختص به ایشان نیز بلکه در زیارت پیامبر اکرم(ص) و همه ائمه(ع) است عرض می کنیم: «اشهد انک تسمع کلامی و تشهد مقامی؛ شهادت می دهم که تو کلام مرا می شنوی و مقام و جایگاه مرا می بینی».
پس از نظر کلی آنها زنده هستند و از روزی های معنوی الهی بهره مند و روشن است چنین کسانی کمک زیاید می توانند به ما بکنند. گذشته از این در عرفان به اثبات رسیده است که اولیاء الهی، به دلیل این که دارای روح بزرگواری هستند و به قرب نوافل و فرائض نائل آمده اند می توانند با اجازه خداوند تبارک و تعالی به رفع نیازهای مردم اقدام کنند و این امر پس از مرگ برای آنها آسانتر است زیرا کالبد خاکی که به منزله مانعی بوده است به زمین گذارده اند و با بدن برزخی کار می کنند و قدرت روح بیشتر نمایان می شود.
پس مرگ برای هیچ کس پایان کار نیست و برای اولیاء الهی، مرگ حیات حقیقی است و توان و قدرت نیز از حیات برمی خیزید اگر حیات حقیقی باشد، قدرت نیز حقیقی می شود و آنگاه توان بسیار کارها را دارد منتها به تعبیر زیبای قرآنی ما از درک و فهم آن عاجز هستیم.
نوزادی چون علی اصغر نیز از این ویژگی برخوردار است زیرا در عالم برزخ و قیامت همه جوان هستند پیر و نوزاد به سن جوانی می رسند. بر فرض نیز که در سن کودکی باشد شهیدی که نزد پروردگارش روزی می بیند چکارها که از دستانش بر نمی آید و البته همه اینها به اذن و اجازه الهی است.

مطالب مشابه

مادری که خودش را سزارین کرد

استفاده از چیزى که صاحبش آن را رها کرده چه حکمى دارد؟

جواب :     اگر یقین دارید که صاحبش از آن...

دانلود کتاب های الکترونیکی فارسی

دانلود اپ و برنامه اندروید برای دانلود فایل های نایاب