ضرب المثل یک فوت و یک صبر

مادری که خودش را سزارین کرد

یک فوت و یک صبر،ضرب المثل

داستان ضرب المثل یک فوت و یک صبر


یکی بود، یکی نبود، غیر از خدا، مرد دنیا دیده ای بود که در خانه اش به روی دوست و دشمن باز بود. عقیده داشت که مهمان، حبیب خداست و به همین دلیل شب و روزی نبود که یکی دو نفر در خانه اش مهمان نشده باشند.
 

یک روز، مرد غریبه ای که از راهی دور آمده بود، وارد شهر این مرد مهمان نواز شد و از آنجایی که هم گرسنه بود و هم تشنه و هم جایی را برای اقامت سراغ نداشت، یک راست رفت به در خانه مرد مهمان نواز، در زد و یااللهی گفت و وارد خانه شد.

 

صاحب خانه از دیدن مهمان، خوشحال شد و با نگاهی به سر و روی او فهمید که گرسنه و تشنه است و خسته. این بود که به خدمتکارش گفت: « هر چه زودتر سفره ای بیندازید و از مهمانمان پذیرایی کنید ».
خدمتکارها گفتند: « امروز غذای به درد بخوری نداریم. برای شما آش پخته ایم. به نظرتان بد نیست که از مهمان با آش پذیرایی کنیم؟ »

 

صاحب خانه گفت: « اگر وقت داشتیم، می‌ گفتم که غذاهای بهتری برای مهمانمان بپزید. اما از دیرباز گفته اند مهمان هر که هست، خانه هر چه هست! فکر می‌ کنم خیلی گرسنه باشد. حالا برایمان آش بیاورید و برای وعده بعد، غذای بهتری تهیه کنید ».
خیلی زود، سفره غذا آماده شد. مهمان که واقعاً گرسنه بود، از دیدن سفره غذا خوشحال شد. خدمتکارها دو ظرف بزرگ آش داغ جلو مهمان و صاحب خانه گذاشتند.

 

صاحب خانه دستی به کاسه آش زد و دید خیلی داغ است. قاشق خود را توی کاسه آش برد و با به هم زدن آش، بازی بازی کرد تا زمان بگذرد و آش کمی سرد شود.
اما مهمان که از شدت گرسنگی به فکر داغ و سرد بودن آش نبود، حتی به قاشق هم دست نزد. کاسه آش را برداشت و با یک قلپ گنده، آش را هورتی بالا کشید.

 

آش آنقدر داغ بود که دهان و زبان و گلو مهمان بیچاره را سوزاند و اشک از چشم ‌های او جاری شد.
در این گیر و دار بود که متوجه شد که میزبان به او چشم دوخته و حال و روزش را فهمیده است. مهمان خودش را به آن راه زد و نگاهی به سقف پر نقش و نگار خانه انداخت تا اشک چشمش سرازیر نشود. آن وقت، رو به صاحب خانه کرد و گفت: « این سقف زیبا را در چه مدت ساخته اید؟ »

صاحب خانه که متوجه همه قضایا شده بود، جواب داد: « در مدت چند فوت و کمی صبر ».
از آن به بعد، به آدم ‌های عجولی که سعی می‌ کنند خود را عادی نشان بدهند و فکر می‌ کنند دیگران حقه شان را نفهمیده اند، این مثل را می‌ گویند

برگرفته شده از:تبیان

مطلب بالا در دسته‌بندی ضرب المثل و در این آدرس اینترنتی در تاریخ ۷ May 2016 | 8:09 am منتشر شده و گروه اینترنتی فایل دانلودر آن را بازنشر کرده است.

مطالب مشابه

ضرب المثل بز اخفش

کسانی که در موضوعی تصدیق بلاتصور کنند و ندانسته و...

مادری که خودش را سزارین کرد

آلمانی

 مثل آلمانی : گاهی دروغ همان کار را می کند...

مادری که خودش را سزارین کرد

داستان ضرب المثل (بار کج به منزل نمی‌رسد)

زمینه پیدایش یکی از شاهزادگانی که به سعدی شیرازی ارادت...

دانلود کتاب های الکترونیکی فارسی

دانلود اپ و برنامه اندروید برای دانلود فایل های نایاب

کارت شارژ رایگان