طنز/ جملات عاشقانه در مشاغل مختلف!

مادری که خودش را سزارین کرد

راننده خاور

روزى به تهیه ى رطب خواهم رفت

این راه به روز یا به شب خواهم رفت

آن یار عزیز اگر بخواهد تا، بم

با خاور خود دنده عقب خواهم رفت

پیک موتورى

بى عشق تو جز هیچ ندانم خود را

با سر عقب تو مى دوانم خود را

هر وقت دلت گرفت،زنگى بزنى

در اسرع وقت مى رسانم خود را

راننده تاکسى

هر روز تو را به سینما خواهم برد

هر عصر تو را به پارکها خواهم برد

تو یک درِ باز اگر نشانم بدهى

در بست تو را به هر کجا خواهم برد

سوپرى

هر چیز که خواستى دو دستى بدهم

تا هستم و تا تو نیز هستى بدهم

تو نقد کن آن چیز که من مى خواهم

یک عمر به تو نسیه و دستى بدهم

معلّم

در دادن امتحان تجارب دارى

زیبایى و ناز و دلبرى؛ خُب، دارى!

با اینکه همیشه سخت گیرم در کار

تنها تو اجازه ى تقلّب دارى

قصّاب

سطحى نه،ز عمق جان تورا مى خواهم

اندازه ى گردِ ران تو را مى خواهم

چون چربى و استخوان دلم را زده است

بى چربى و استخوان تو را مى خواهم

کارگر شهردارى

دیوانه ى تو همیشه آنجاست، بیا

آن قدر مشخّص است،پیداست، بیا

هر چند که من ساعت نُه مى آیم

تو ساعت هفت هم دلت خواست، بیا

رئیس مجلس

ضیق است اگرچه وقت ما، در همه حال

در تقسیمش نیز، نشاید اهمال

معشوق منى و بنده هم مسئولم!

یک ربع اضافه‌اش ندارد اشکال

رئیس‌جمهورى

چون مثل تو نیست در جهان دلدارى

هم نیست شبیه بنده چون غمخوارى

یارانه ى تو کمى تفاوت دارد!

هر وقت دلت خواست بَرَش مى دارى

طنز روزنامه تهران امروز

مطالب مشابه

طرح شگفت انگیز یک ایرانی برای پژو +عکس

باشگاه خبرنگاران: محمد مسلمی فر ، طراح ایرانی یک خودروی...

مادری که خودش را سزارین کرد

دوست داشتنهای الکی

دیگه داشتم پیر میشدم همه بهم میگفتن کی میخوای زن...

دانلود کتاب های الکترونیکی فارسی

دانلود اپ و برنامه اندروید برای دانلود فایل های نایاب