موفقيت

مهارت درس ریاضی
درس ریاضی را از ابتدا با عنوان درس شیرین ریاضی معرفی می‌کردند؛ اما دانش آموزان معمولاً شیرینی زیادی در درس ریاضی حس...

پیش نوشت یک: دوست داشتم بیام یه چیزی همین‌طوری الکی توی روزنوشته بنویسم که به روز بشه. فشار کار هم خسته‌ام کرده بود و مغزم کار نمی‌کرد. بنابراین، مطلب تحلیلی نمی‌شد بنویسم. گفتم یه چیزی بنویسم که خیلی به مغزم فشار نیاره و بیش‌تر از جنس ریاضی و مبانی اولیه اطلاعات سیستم‌‌ها باشه.

اینطوری دل هما رو هم به دست میارم که یه زمان بهم چنین دستوری داده بود:

برداشت من از نوشته هاتون اینه علاقه ندارید این جا بحث ‌های ریاضی بکنید، ولی یک پیشنهاد: اگه میشه با یه سرفصل مشخص این بحث ‌های ریاضی رو بکنید. فکر کنم خیلی جذابه و در مورد خودم باعث میشه ریاضیات رو بهتر بفهمم. فکر کنم افرادی هم باشند که به این بحث ‌ها علاقه دارن.

پیش نوشت دو (برای هما): هما جان. همون‌طور که مطمئناً به خوبی می‌‌تونی حدس بزنی، بخش قابل توجهی از مباحث مرتبط با سیستم‌‌های پیچیده در حال حاضر، از جنس شبیه سازی‌‌های نرم افزاری کامپیوتری هست. حالا هر کس بسته به نیاز خودش، المان‌‌های ساده‌ی سیستم رو تعریف می‌‌کنه این المان‌‌ها رو در تعامل با هم قرار می‌‌ده و رفتار سیستم رو در طول زمان مشاهده و اصلاح می‌‌کنه.

حالا دیگه نحوه‌ی پیاده سازی به این برمی‌گرده که هر کسی دستش برای کار با چه ابزاری بازتره. برنامه نویس‌‌ها قاعدتاً سراغ پلتفرم‌هایی میرن که بهشون زیرساخت‌‌های OOP یا Object Oriented Programming رو بده. دانشجوهای دانشگاهی معمولاً چون از صفر نمی‌تونن چنین سیستم‌هایی رو پیاده سازی کنند، سراغ ابزارهای آماده‌تر مثل MATLAB میرن.

بنابراین، کاربرد ریاضی در تحلیل سیستمهای پیچیده، بیش‌تر به نظارت و ارزیابی و سنجش برمی‌گرده.

چنانکه در دنیای واقعی هم، فیزیک بیش‌تر کار سنجش رو انجام می‌‌ده و بر بنیاد این سنجش، سعی می‌‌کنه تغییراتی در جهان ایجاد کنه. ما به عنوان بخشی از عالم هستی در میانه‌‌ی عالم هستی که در حال خلق هست، قرار گرفته‌ایم و مدام اندازه گیری می‌‌کنیم و اگر بتوانیم تصویری واقعی‌تر از جهان در آینده‌ رو به دست بیاریم خوشحال می‌‌شیم و نتیجه می‌‌گیریم که نظریه‌‌های علمی‌مون به درک بهتر محیط کمک کرده‌اند.

ریاضیات سیستم ‌های پیچیده هم، بیش‌تر نگاهش مبتنی بر اندازه گیری و سنجش هست و البته اگر بتونه خوب اندازه گیری کنه، می‌‌تونه به تغییر سیستم‌‌ها هم اقدام کنه.

ما در فیزیک، مدتهاست که از اندازه گیری عبور کرده‌ایم و الان در حال تاثیرگذاری روی سیستم هستیم.

در ریاضیات سیستم‌‌های پیچیده، هنوز داریم سعی می‌‌کنیم اندازه گیری رو بهتر یاد بگیریم و روش‌‌های بهتری رو دیدن محیط خلق کنیم.

سعی می‌‌کنم اینجا (و اگر حال و حوصله‌ای بود بعداً در ادامه‌ی این بحث) نظریه اطلاعات رو به عنوان یکی از ابزارهای ریاضی که به درک سیستم ‌های پیچیده کمک می‌‌کنه در حد خیلی ساده و ابتدایی فهم خودم، توضیح بدم.

اصل بحث- اطلاعات

چیزی که شاید هنوز به درستی نمی‌دانیم چیست

اگر درس‌‌های دانشگاهی مدیریتی رو بخونی، شایدً بلافاصله‌ی بعد از شنیدن واژه‌ی اطلاعات، مجموعه‌ای از روضه‌‌های آماده در زمینه‌‌ی تفاوت اطلاعات و داده‌ (Data vs. Information) خواهی داشت و بعیده که واژه یا مفهوم اطلاعات بتونه خیلی هیجان زده‌ات بکنه.

اما اگر اون آموخته‌‌ها و نامگذاری‌‌ها رو کنار بگذاریم، مفهوم اطلاعات به صورت مستقل و مجرد، چندان قابل تعریف نیست.

تو الان داری این وبلاگ رو می‌‌خونی به امید اینکه چیزی به “اطلاعات” تو اضافه بشه.

همچنین خیلی وقتها می‌‌گیم فلانی اطلاعاتش در این زمینه خیلی زیادتر از منه.

به نظر میاد حتی اگر قادر به اندازه‌گیری اطلاعات نباشیم، اون رو قابل سنجش و قابل مقایسه می‌‌دونیم.

جالب اینجاست که ظاهراً اطلاعات، یا ثابت می‌‌مونه یا افزایش پیدا می‌‌کنه.

تا حالا نشنیده‌ام کسی بگه با یکی حرف زدم، اطلاعاتم خیلی کاهش پیدا کرد!

معمولاً می‌‌گیم: چیزی بهم اضافه نشد (شایدً اگر مباحث ترمودینامیک رو یادت باشه، با شنیدن چیزی که زیاد می‌‌شود، اما کم نمی‌شود، یاد انتروپی می‌‌افتی).

از طرف دیگر، اطلاعات بار ارزشی نداره. بر خلاف لغت‌هایی مثل حقیقت و واقعیت، اطلاعات مفهومی است که سوگیری ندارد:

اطلاعات مفید، اطلاعات غیرمفید، اطلاعات درست، اطلاعات نادرست، اطلاعات ارزشمند، اطلاعات دروغ

علاوه بر این توضیح من، یک چیز دیگه هم می‌‌دونیم که امروز، عصر اطلاعات هست.

البته نمی‌دونم اگر بهمون بگن که در مورد تفاوت عصر اطلاعات، با مثلاً عصر دانش یا عصر تکنولوژی صحبت کنیم، چقدر می‌‌تونیم حرفه‌ای و عمیق و علمی، توضیح بدیم.

البته گنگ بودن مفهوم اطلاعات، نباید خیلی نگرانمون کنه.

به قول دائره‌المعارف استنفورد، ما هنوز درک درستی از مفهوم انرژی هم نداریم و اون رو به شکل‌‌های مختلف، مفهوم پردازی کرده‌ایم: انرژی جنبشی، انرژی پتانسیل، انرژی الکتریکی، انرژی هسته‌ای و …

در ظاهر، هر کدوم اینها دارن حرف متفاوتی می‌‌زنن، اما در نهایت رابطه بین اینها و نحوه تبدیل شدنشون به یکدیگر رو تا حد خوبی می‌‌فهمیم و حتی اگر نتونیم ذات انرژی رو به خوبی توضیح بدیم، باز هم می‌‌تونیم اون رو به تسخیر خودمون در بیاریم و به خدمت بگیریم.

نگاه مبتنی بر “اطلاعات” می‌‌تواند درک عمیقی از جهان به ما بدهد

از دوران ما قبل علم که بگذریم، رایج ترین و معتبرترین مدلی که ما برای درک جهان داریم، مدل زمان و مکان و ماده و انرژی است (اینکه اینها رو چهار تا بگیریم یا سه تا یا دو تا یا یکی، تغییری در اصل ماجرا ایجاد نمی‌کنه).

لغت مدل رو عمداً به کار می‌‌برم. چون ما می‌‌دونیم که هر توضیحی صرفاً یک مدل هست و به اندازه‌ای که می‌‌تونه جهان اطراف ما را تحلیل و آینده‌ی ما رو پیش بینی کنه و قدرت تاثیرگذاری ما رو روی محیط افزایش میده، مورد ارج قرار می‌‌گیره.

اما بیا به هم به یک سناریو فکر کنیم:

در یک لحظه، هر کس که در جهان موبایل داره، اسکرین شات آخرین مکالمه‌ی تلگرامی یا پیامکی یا واتس اپی موبایل خودش رو بگیره و به صورت تصادفی برای یک نفر دیگه در دفتر تلفنش ارسال کنه.

یک ثانیه بعد، سرنوشت جهان عوض شده. حتی می‌‌تونیم بگیم جهان در این یک ثانیه، دچار تکینگی شده. تاریخ یه جورایی به قبل و بعد از این نقطه تقسیم خواهد شد.

رابطه‌‌های عاطفی در هم می‌‌شکنه یا ایجاد میشه. روابط سیاسی جابجا می‌‌شه. اقتصاد تغییر میکنه و دیگه هیچی مثل قبل نیست. نمی‌گم بهتر یا بدتر. می‌‌گم مثل قبل نیست.

چه اتفاقی افتاد؟ کل میزان جابجایی ماده و انرژی که از یک ثانیه قبل تا الان اتفاق افتاده چقدر بوده؟ قطعاً به نسبت روند عادی جهان، مقدار ناچیزی بوده.

اگر فرض کنیم همه متوقف شن و این کار رو انجام بدن، تقریباً از لحاظ فیزیکی میشه بیان کرد ظاهر جهان تغییر خاصی نداشته. اما متحول شده.

اینجا هم با ارسال و دریافت پیام‌‌ها از راه کابل‌‌های برق و امواج سر و کار داریم. اما حرف من اینه که با معیارهای سنجش در پارادایم رایج، این جابجایی خیلی زیاد نبوده (در مقایسه با جابجایی یک ناو هواپیمابر از غرب تا شرق جهان که جابجایی ماده و انرژی بیشتری ایجاد می‌‌کنه اما اثرش از این سناریوی فرضی من به مراتب کمتره).

ما فقط توزیع اطلاعات رو در جهان تغییر دادیم.

سناریوی من یک حالت خیلی شدید بود و به قول اهل دانشگاه، Strong Form محسوب می‌‌شد. اما شکل Weak Form و ضعیفش، چیزیه که همین الان در حال انجامه! استفاده‌ی دائمی ما از موبایل و وسایل ارتباطی و شبکه ‌های اجتماعی، حجم گسترده‌ای از تحولات رو در دنیا داره ایجاد می‌‌کنه که اگرچه نتایجش رو می‌‌بینیم، اما مکانیزمش با مترهای رایج، به سادگی قابل اندازه گیری نیست.

همه صرفاٌ می‌‌دونیم و لمس می‌‌کنیم که تحولات حاصل از وضعیت فعلی، کوچک نیست. این مغز متصل جهانی، به شیوه‌ای متفاوت و پیچیده‌تر فکر می‌‌کنه.

در این مرحله، می‌‌توانیم تعدادی سوال کلی بپرسیم:

آیا با سناریوی پیشنهادی من، حجم اطلاعات موجود در کل جهان افزایش پیدا کرده یا ثابت مونده؟

آیا صرفاً اطلاعات از جایی به جای دیگه منتقل شده؟

آیا معیار و مقیاسی برای اندازه گیری این اطلاعات جابجا شده وجود داره یا قابل تصوره؟

آیا میشه به شیوه‌ی مشابهی، با گوش دادن به یک سخنرانی تلویزیونی یا رادیویی،‌ محاسبه کرد و شمرد که واقعاً چقدر اطلاعات عرضه و جابجا شده؟

آیا – در ارجاع به سرزمین موریانه‌ای مورد علاقه‌ی من – میشه اطلاعات ذخیره شده در ساختار اجتماعی موریانه‌‌ها رو اندازه گیری کرد و مثلاً‌ با اطلاعات ذخیره شده در ساختار اجتماعی شهر خودمون مقایسه کنیم و ببینیم که کدام، مطلع‌تر هستند؟

آیا من می‌‌تونم هم‌زمان، به اعضای یک جامعه انسانی این حس رو بدم که اطلاعاتشون بیش‌تر از قبل شده و در عین حال، اطلاعات اون جامعه رو ازشون بگیرم و کاهش بدم؟

اصلاًً اطلاعات رو میشه نابود کرد یا صرفاً میشه جابجا کرد؟

برای پیدا کردن پاسخ چنین بحث‌هایی (که البته اگر بدونیم کدوم مدل رو مورد استفاده قرار می‌‌دیم، پاسخ همه شون مشخص و شفاف و قابل بحث هست) لازمه که مدلی برای تعریف و سنجش اطلاعات داشته باشیم.

اون وقت می‌‌تونیم مثلاً‌ در مورد توزیع اطلاعات در میان سهامداران حقیقی و حقوقی بورس تهران و یا مثلاً‌ حجم کل اطلاعات مستقر شده در ساختار بورس به عنوان یک سیستم پیچیده در مقایسه با حجم اطلاعات چند سال قبلش (و شایدً‌ روند چند سال بعدش) بیان نظر کنیم.

اینجا لازم هست که بحث پیام و محتوای پیام رو از هم تفکیک کنیم.

من ممکنه پیامی طولانی و حجیم برای تو ارسال کنم، اما Information Content یا محتوای اطلاعاتی اون کم باشه.

البته خود واژه‌ی پیام هم، به اندازه‌ی واژه‌ی اطلاعات، مبهم هست. در تعریف و نگاهی که من دارم، هر شیء رو می‌‌تونی یک پیام در نظر بگیری.

یعنی پراید سفید و قورباغه‌ی سبز و پست وبلاگ روزنوشته و پیامک موبایل، صرفاً چهار نوع پیام متفاوت محسوب می‌‌شن.

به اینجا که می‌‌رسیم، هر کس تعریف متفاوتی از محتوای پیام داره. مثلاً پوپر، به غیرمنتظره بودن اشاره می‌‌کنه و به شکلی دیگر (و البته مشابه) میگه: ارزش محتوای یک پیام به اندازه‌ی گزاره‌هایی هست که باهاش نقض می‌‌شه.

هما، به این مثال فکر کن:

فرض کن الان پشت در بسته‌ی یک اتاق نشسته‌ایم.

یک نفر میاد و می‌‌گه: داخل این اتاق هیچ چیزی نیست.

این پیام، قطعاً محتوا داره. یعنی می‌‌تونی بگی Information Content داشته.

حالا فرض کن قبلش من بهت گفته‌ام: داخل این اتاق یک گاو صندوق گذاشته‌ام. یک میز هم وسط اتاق هست. دسته چک من هم داخل اتاق هست و وقتی برویم داخل، بدهی‌هایم را به تو خواهم داد.

حالا همون آدم میاد و میگه: داخل این اتاق هیچ چیزی نیست.

الان این پیام، چند گزاره رو نقض کرد: فهمیدیم که گاوصندوق من اون تو نیست. فهمیدیم که میز در کار نیست. فهمیدیم که دسته چکی در کار نیست و فهمیدیم که وقتی داخل برویم، تو طلب‌هایت را دریافت نخواهی کرد.

با وجودی که پیام یکسان هست، محتوای اون، بر بنیاد سایر پیام‌هایی که در محیط هست و اینکه دریافت کننده‌ی پیام چه کسی هست، می‌‌تونه Information Content متفاوت داشته باشه.

این می‌‌تونه یه مدل برای سنجش و اندازه گیری اطلاعات باشه.

اما من مدل کلاود شنون رو که پدر نظریه اطلاعات محسوب میشه، برای این بحث‌مون ترجیح می‌‌دم:

فرض کن ما الان یک سیستم داریم (ساده یا پیچیده مهم نیست).

این سیستم می‌‌تواند به صورت بالقوه، ده وضعیت (State) مختلف داشته باشه که اونها رو با S1 و S2 و S3 و …  نشون می‌‌دیم.

تمام این State‌‌ها رو اگر کنار هم قرار بدی و تمام حالات محتمل رو بدونی، می‌‌تونی بگی که State Space رو برای اون سیستم می‌‌شناسی.

همچینن فرض کن من می‌‌دونم که احتمال اینکه الان سیستم در هر حالت باشه چقدره.

یعنی علاوه بر S1 تا S10 ما احتمالات رو هم از P1 تا P10داریم.

حالا یه نفر میاد میگه: من می‌‌دونم که این سیستم، در اولین گام تغییر قراره به وضعیت S4 بره.

آیا خـبـر این فرد مهم هست؟ آیا اطلاعات ارزشمندی رو به ما داده؟

 فرض کن که p4 مثلاً ۹۹% باشه.

پس ما خودمون می‌‌تونیم حدس بزنیم که به احتمال زیاد، سیستم به وضعیت S4 میره.

اطلاعات اون آدم وقتی برای من ارزشمنده که المان سورپرایز در پیامش بیش‌تر باشه.

شنون، یه مدل پیشنهادی برای سنجش میزان عدم قطعیت داره که می‌‌تونه مفید باشه (لغت پیشنهاد خیلی مهمه):

نظریه اطلاعات و مدل کلاود شنون برای سنجش محتوااون پایه‌ی لگاریتم خیلی مهم نیست.

مهم روح لگاریتم هست که وقتی احتمال کوچیک میشه، به ما عدد بزرگتری میده و نشون می‌‌ده که اون پیام، داره اطلاعات ارزشمندتری رو حمل می‌‌کنه.

من پایه‌ی دو رو برای لگاریتم ترجیح می‌‌دم چون به فضای دیجیتال نزدیک‌تره.

پس اگر یک نفر به من بگه که شماره آخر موبایل تو ۳ هست، به من ۳٫۳۲ بیت اطلاعات مفید داده (احتمال سه بودن، یک دهم هست).

اگر بگه شماره‌ی دوم موبایل تو مثلاً ۷ هست، باز هم به من ۳٫۳۲ بیت اطلاعات مفید داده (باز هم احتمال ۷ بودن، یک دهم هست)

اگر از اول مثل بچه‌ی آدم بیاد بگه دو رقم آخر تلفن تو ۷۳ هست، به من ۶٫۶۴ بیت اطلاعات مفید داده (چون احتمالش یک صدم هست).

اینجاست که مدل پوپر (لااقل برای من) دوست داشتنی نیست. چون:

اگر طرف آزار داشته باشه و اول بیاد ۷ رو بگه برای من ۹ گزینه رو حذف کرده. بعد بیاد ۳ رو بگه، دوباره ۹ گزینه رو حذف کرده. پس ۱۸ واحد اطلاعات داده.

اما اگر آدم سالمی باشه و بیاد از اول ۷۳ رو بگه، ۹۹ واحد اطلاعات رو حذف کرده.

به نظرم اگر هدف من کلاً دونستن دو رقم آخر تلفن تو باشه، دلیل نداره محاسبات، دو جواب مختلف بده (البته می‌‌تونی فرض کنی که خرد کردن و تحویل تدریجی اطلاعات، ارزش اطلاعات رو کم می‌‌کنه که الان بحث من نیست).

اما قشنگ‌ترین کار کلاود شنون، پیشنهاد انتروپی اطلاعاتی یک سیستم هست:

فرمول انتروپی شنون - کلاود شنون و نظریه اطلاعاتیه جورایی امید ریاضی ترکیب محتوای اطلاعاتی یک سیستم رو حساب کرده.

به این مثال ساده فکر کن:

تو یه سکه داری که باهاش شیر یا خط بازی می‌‌کنی. احتمال اینکه سکه از رو بیفته یک دوم هست. احتمال اینکه از پشت هم بیفته یک دوم هست. و سیستم شیر یا خط کلاً دو وضعیت S1 و S2 بیش‌تر نداره که احتمال هر حالت هم ۰٫۵ هست:

به کار گیری فرمول انتروپی شنون برای انداختن سکه و محاسبه انتروپی سیستم اطلاعاتی در حالت باینریچون پایه رو ۲ فرض کردم، میشه بیان کرد: اطلاعات حاصل از انداختن یک سکه رو، در بهترین حالت و فشرده‌ترین حالت میشه در یک بیت ذخیره کرد.

ممکنه بگی!

خاک بر سرت محمدرضا! این همه ضرب و تقسیم! خوب این که از اول معلوم بود!

بذار برای اینکه کمتر فحش بخورم یه استفاده‌ی دیگه از کلاود شنون بکنم:

یه کلاس کوچیک ده نفری رو در نظر بگیر که بچه‌‌ها به شکل U می‌‌شینن توش:

نظریه اطلاعات بر بنیاد مدل کلاود شنونالان من میام به تو دقیقاً می‌‌گم که چه کسی کجا نشسته (هیچ کدوم هم ترجیح خاصی ندارن و هر جایی ممکنه بشینن).

ارزش این پیام من چقدره؟ تعداد کل حالت‌‌ها !۱۰ (ده فاکتوریل) هست و احتمال هر کدوم برابر که اگر حساب کنی میشه:

محاسبه انتروپی شنون برای اطلاعاتشایدً هنوز هم خیلی از من راضی نیستی.

چون می‌‌گی به جای این همه کار پیچیده، کافی بود که فکر کنی عدد !۱۰ در مبنای دو چند بیتی می‌‌شه.

اما یادت نره که الان همه‌ی احتمالات برابر هستند و به محض اینکه احتمالات برابر نباشن، دیگه چاره‌ای جز توسل به انتروپی شنون نداریم.

می‌‌تونی اگر وقت داشتی به این سوال فکر کنی: یه نفر میاد میگه: فهمیده‌ام که علی و مریم این هفته با هم دوست شده‌اند و حتماً در کلاس کنار هم می‌‌نشینند.

سوال من اینه که این خـبـر خاله زنکی، چند بیت می‌‌ارزه؟ (حساب کنی فکر کنم حدود ۲٫۳ بیت ارزش داره!)

حالا میشه بهتر فهمید که یکی از کاربردهای شبکه ‌های اجتماعی به عنوان یک سیستم پیچیده چیه.

ما با هر بار لایک زدن یا نزدن یا فالو کردن یا نکردن، داریم اطلاعات “تولید” می‌‌کنیم و از سوی دیگه، انتروپی اطلاعاتی جامعه رو کاهش می‌‌دیم.

چیزی که ذی‌نفعان زیادی داره و خیلی‌‌ها حاضرن براش پول بدن و ظاهراً همین کار رو هم کرده‌اند. چون ما داریم مجانی از این سیستم‌‌ها استفاده می‌‌کنیم!

وقتی یک سیستم پیچیده رو شبیه سازی می‌‌کنیم، در هر لحظه، می‌‌تونیم از روی تمام سناریوهای احتمالی، برآورد کنیم که انتروپی اطلاعاتی سیستم چقدر تغییر می‌‌کنه.

همین مسئله رو در مورد تمام جهان هم میشه مطرح کرد که الان خارج از این بحث میشه.

پی نوشت: بحث Big Data یکی از دانش‌‌ها و روش‌هایی هست که ما برای درک بهتر سیستم‌‌های پیچیده به کار می‌‌گیریم.

اما آشنایی سطحی با Big Data در شرکتها و سازمان‌‌ها و کسب و کارها، صرفاً باعث شده که حجم بسیار زیادی از اطلاعات ذخیره و نگهداری بشه. در واقع هر چیزی که در یک سیستم، دیده‌ایم و توانسته‌ایم ثبت کنیم، ثبت کرده‌ایم.

بحث محتوای اطلاعاتی یا Information Content در کنار بحث Big Data می‌‌تونه کمک بزرگی برای تشخیص پاسخ این سوال کلیدی باشه که: چه اطلاعاتی را نباید ذخیره کنیم؟ و یا به عبارت دیگر، آیا استفاده ذخیره کردن یک مجموعه داده‌ی خاص، در مقابل هزینه‌‌هایش توجیه پذیر هست یا نه.

رادیو مذاکره

رادیو متمم

یادگیری زبان انگلیسی

تفکر سیستمی

دورهMBA

کارگاه زندگی شاد

+۲۲

  

مطلب بالا در حوزه موفقیت و در این آدرس اینترنتی در تاریخ ۱۶ June 2016 | 1:40 pm منتشر شده و گروه اینترنتی فایل دانلودر آن را بازنشر کرده است.

مادری که خودش را سزارین کرد

zoomit.ir – محمد طولابی: استیو جابز، یکی از تاثیرگذارترین افراد در حوزه‌ی فناوری بود. او همان کسی است که مک، آیفون، آیپاد و آیپد را به جهانیان معرفی کرد. شرکت اپل هنگام بازگشت جابز در شرف ورشکستگی بود، اما به لطف تدابیر هوشمندانه‌ی او، این کمپانی حالا باارزش‌ترین کمپانی تاریخ تجارت جهان است. با ما همراه باشید تا به ۷ درس بسیار مهمی که می‌‌توان از استیو جابز گرفت بپردازیم. زندگی همه‌ی ما غرق در رسانه، فناوری و تبلیغات است. اما استیوجابز این گونه نبود. سراسر زندگی وی مملو از خلاقیت، نوآوری و وسواسی عجیب برای رسیدن به کمال بود. برای عاشقان طراحی و مهندسی، حوزه‌ای وجود ندارد که به آن علاقه داشته باشند و اپل به آن وارد نشده یا حداقل بر آن تاثیری نگذاشته نباشد.

۷ درس مهم که باید از استیو جابز، بنیانگذار اپل بگیریم

وقتی که یک وسیله‌ی گران قیمت مثلا یک ریموت جدید برای خودروی جدیدم می‌‌خرم، به این فکر می‌‌کنم که واقعا چرا هیچ چیپ پردازشی و قابل برنامه ریزی در آن وجود ندارد و نرم افزار آن باید تا ابد روی نسخه‌ی ۱.۰ باقی بماند؟ با مرور این افکار عصبانی می‌‌شوم و به این فکر می‌‌کنم که چطور اپل از پس کارهای جالب چند سال اخیر خود برآمده است؟ وقتی به اپلیکیشن‌‌های برخی روزنامه‌‌ها و نشریات نگاه می‌‌کنم هم همین حس عصبانیت را دارم. گویی تمام آن‌‌ها فاقد تفکری نظام‌مند به خصوص در بخش طراحی خود هستند.

سال‌‌ها است که هر چیزی را در مورد اپل مطالعه می‌‌کنم. البته به عنوان یک نویسنده‌ی فناوری، اپل را خسته‌کننده‌ترین کمپانی برای دنبال کردن می‌‌دانم. همیشه جزییات فوق‌العاده کمی از محصولات این شرکت به بیرون درز پیدا می‌‌کند. همه چیز در اپل پشت درهای بسته اتفاق می‌‌افتد و رازداری با تار و پود این شرکت آمیخته است. در اپل حتی به مدارک دانشگاهی سطح بالا نیز توجه چندانی نمی‌شود.

چرخش بی‌سابقه‌ی این کمپانی و تبدیل شدن آن به باارزش‌ترین کمپانی جهان چیزی نیست که تصادفی اتفاق افتاده باشد. ریشه‌‌های این موفقیت را باید در استیو جابز و ایده‌هایش جستجو کرد. شگفتی‌هایی که در اپل وجود دارند بسیارند. از به کار گیری شیشه به جای پلاستیک ارزان قیمت در مک بوک گرفته تا صندوقی رویایی حاوی ۲۰۰ میلیارد دلار پول نقد برای روزهای سخت پس از جابز. ۷ درسی که از استیو جابز می‌‌توان گرفت از این قرار است:

۱- تمرکز

اپل شرکتی ۶۰۰ میلیارد دلاری با شمار کمی محصول است. پنج دسته‌ی اصلی محصول در این کمپانی وجود دارد که عبارتند از کامپیوترها، تبلت‌‌ها، تلفن‌‌های همراه هوشمند، پخش کننده‌‌های موسیقی و ساعت هوشمند. تمامی این محصولات در کمتر از ۳۰ خط تولید مختلف ساخته می‌‌شوند. جابز معتقد بود که تمرکز به معنای نه گفتن است. اپل همیشه این توانایی را داشته است تا به بازارهای جدید وارد شود، اما به جای این کار، مدیران اپل تصمیم گرفته‌اند که  روی حوزه‌‌های کاری کنونی خود تمرکز کرده و بهترین باشند. برای مثال هم اکنون آیفون‌‌ها تنها در دو سایز و با بهره‌گیری از پردازنده، حافظه‌ی رم، کیفیت بدنه و حافظه‌ی داخلی یکسانی روانه‌ی بازار می‌‌شوند، در حالی که کمپانی‌‌های رقیب اپل، همه ساله ده‌‌ها مدل گوشی را در اندازه‌‌های مختلف به بازار می‌‌فرستند. اپل تنها بر بنیاد دستورالعمل‌‌های کیفیت محور خود جلو می‌‌رود و به حرف هیچ منتقد یا حتی کاربری توجه چندانی نمی‌کند.

۷ درس مهم که باید از استیو جابز، بنیانگذار اپل بگیریم

۲- خلاقیت طراحی

در حقیقت، مهندس بودن به استیو جابز کمک چندانی در طراحی نکرد. چرا که بر خلاف یک مهندس که دقیق است و با اندازه‌‌ها سر و کار دارد، جابز بیش‌تر تمرکزش روی زیبایی شناسی بود. او در این مورد می‌‌گوید: «برخی افراد تصور می‌‌کنند که طراحی تنها در این خلاصه می‌‌شود که یک محصول چگونه به نظر می‌‌‌رسد، اما اگر کمی عمیق‌تر فکر کنید متوجه می‌‌شوید که طراحی به معنای این است که دستگاه مورد نظر چگونه کار می‌‌کند. خلاقیت تنها متصل کردن چیزها به یکدیگر است. وقتی از افراد خلاق بپرسید که چگونه چیزی را ساختند، کمی دست‌پاچه می‌‌شوند، چون در حقیقت آن‌‌ها آن را نساختند، بلکه تنها با دید دقیقشان چیزی را مشاهده کردند که دیگران نمی‌توانند. پس از مدتی آن چیز جدید برایشان کاملا واضح و بدیهی به نظر می‌‌رسد، چون آن‌‌ها توانایی ایجاد ارتباط بین تجارب مختلف خود را دارند و می‌‌توانند با این کار، چیزهای جدید خلق کنند.»

۳- توجه وسواس‌ گونه به جزییات

ویا گاندورتا، یکی از مدیران گوگل می‌‌گوید: «یک روز صبح تماسی از استیو جابز دریافت کردم. جابز به من گفت که مدتی یک نقص بسیار کوچک در رندر شدن تصویر لوگوی گوگل در آیفون وجود داشته است و بابت آن از من عذرخواهی کرد.» استیو جابز به شکل بسیار وسواسی به جزییات اهمیت می‌‌داد و می‌‌خواست دستگاه مورد نظر، تا جای ممکن بی‌نقص باشد. او می‌‌گفت: «سعی کنید همیشه معیار کیفیت باشید. بسیاری از مردم در محیطی که از آن انتظار کمال می‌‌رود قابل استفاده نیستند.»

وقتی که به اکوسیستم اپل نگاه می‌‌کنید، هیچ نقطه‌ی اشتباهی که جدا از کل محیط باشد به چشمتان نخواهد خورد. نگاهی که در رده‌‌های بالای این کمپانی جریان دارد، بدون کاهش دقت و شدت تا پایین‌ترین جزء این شرکت نیز ادامه دارد. آدام لشینکسی در توضیح این که «اپل چگونه کار می‌‌کند» می‌‌گوید: «جابز به تنهایی همان چسبی است که این رویکرد را سر هم می‌‌کند. روش‌‌های او، سازمانی را پدید آورده‌اند که افکار او را به بارزترین شکل ممکن بروز می‌‌دهد. خیلی مهم است. جابز سال‌‌ها است که دیگر خودش درگیر اپل نیست.»

۷ درس مهم که باید از استیو جابز، بنیانگذار اپل بگیریم

یک کارمند محلی اپل در این مورد می‌‌گوید: «شما می‌‌توانید از تمام افراد شاغل در اپل بپرسید جابز چه می‌‌خواهد. بدون شک بیش از ۹۰ درصد آن‌‌ها پاسخ درست را به شما خواهند داد، حتی اگر در عمرشان هرگز استیو جابز را از نزدیک ملاقات نکرده باشند.»

۴- مسئولیت پذیری

مسئولیت پذیری یکی از کلیدی‌ترین ویژگی‌‌های موجود در رده‌‌های بالای مدیریتی کمپانی اپل و سنگ بنای مدیریت این شرکت است. در رده‌‌های فردی نیز مسئولیت پذیری هم در قبال موفقیت و هم در قبال شکست، در تمامی کارکنان اپل وجود دارد، چرا که اگر این گونه نبود، در این کمپانی دوام نمی‌آوردند. جابز در این مورد می‌‌گوید: «آیا می‌‌دانید ما در اپل چند کمیته داریم؟ صفر! ما در اپل هیچ کمیته‌ای نداریم. کمپانی ما دقیقا مثل یک استارتاپ است. در حقیقت ما بزرگترین استارتاپ روی سیاره زمین هستیم که هر هفته یک بار و به مدت ۳ ساعت یکدیگر را ملاقات کرده و در مورد آن‌چه که مشغول انجامش هستیم صحبت می‌‌کنیم. یک تیم عظیم کاری نیز در راس کمپانی قرار دارد که کار گروهی را فیلتر کرده و به خارج از شرکت هدایت می‌‌کند.» جابز همیشه می‌‌گفت تو باید به وسیله‌ی ایده‌هایت به جلو رانده شوی، نه به وسیله‌ی مدیران بالادست و سلسله مراتب.

۵- بازاریابی

هنگامی که یک مجله‌‌ی معروف در سال ۱۹۸۵ با استیوجابز مصاحبه کرد، سخن جالبی از او در مورد مکینتاش ضبط شد. جابز گفت: «ما مک را برای خودمان ساختیم. ما افرادی هستیم که باید این پروژه را در صورت شکست یا موفقیت آن قضاوت می‌‌کردیم. ما نمی‌خواستیم بیرون از شرکت رفته و به بازاریابی بپردازیم. فقط می‌‌خواستیم بهترین چیزی را که می‌‌توانیم، بسازیم.»

۱۲ سال بعد و در سال ۱۹۹۷، او یکی از معروف‌ترین سخنانش را گفت: «بسیاری از اوقات، مردم نمی‌دانند که چه می‌‌خواهند و این شما هستید که باید آن‌چه را که لازم دارند به آن‌‌ها بدهید.» پس از این برای هر محصولی که در اپل تولید شده، بازاریابی بسیار گسترده و تحقیقاتی عظیم در مورد انتخاب مشتریان صورت گرفته است. در واقع بسیاری از سازندگان، پیش از ارائه‌ی یک محصول، تحقیقاتی را در راستای بازاریابی انجام داده و با آنالیز داده‌‌های به دست آمده، روی گروه‌‌های خاصی تمرکز می‌‌کنند.

۶- پول

اپل باارزش‌ترین برند جهان، بزرگترین کمپانی تاریخ تجارت بشر و ثروتمندترین کمپانی حال حاضر جهان است. این شرکت عظیم ۶۰۰ میلیارد دلاری، بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار پول نقد در حساب‌‌های خود دارد. هر بار که تصمیمی در این شرکت بزرگ گرفته می‌‌شود، تمام تمرکز افراد بر این است که چگونه عمل کنند تا بیشترین سود ممکن عاید شرکت شود.  مدیریت اپل اگر دستگاهی را حتی اندکی ناکارآمد یا ناقص تشخیص دهد، کوچک‌ترین ترسی از رد کردن و باز فرستادن آن به مرحله‌ی طراحی روی کاغذ ندارد، چرا که مهم‌ترین هدف در این شرکت (و البته سایر کمپانی‌‌های بزرگ دنیا) کسب سود بیش‌تر است و هیچ چیز نباید موجب شود که این شرکت حتی ذره‌ای در رسیدن به اهدافش باز بماند. در کمپانی اپل، پول به عنوان سلاحی راهبردی استفاده می‌‌شود. این کمپانی میلیاردها دلار را صرف افزایش ظرفیت تولید و تأمین قطعات می‌‌کند تا فشار بیشتری را بر رقبای خود وارد کند.

استیو جابز می‌‌گفت: «سوابق ما نشان می‌‌دهد که با به کار گیری پول نقدمان می‌‌توانیم بسیار قدرتمند ظاهر شویم. ما اجازه نمی‌دهیم این میزان پول، ما را به کارهای ابلهانه وادار کند. ما پولمان را نگه می‌‌داریم، چون بدون شک، در آینده، یک یا چند فرصت راهبردی برای ما وجود خواهد داشت (و آن موقع است که ما به ذخایر پولمان نیاز داریم.)»

۷- میراث

تعداد بسیار کمی کمپانی در جهان وجود دارند که چنین پروسه‌ی نظام‌مندی را برای انتقال هسته‌ی اصلی تفکرات و DNA خود در پیش گرفته‌اند تا از فراموش شدن یا حتی ایجاد کوچکترین تغییری در آن جلوگیری کنند. برای انجام این کار، جابز به سراغ بااستعدادترین فرد رفت. Joel Podolny که در آن زمان، رییس دانشکده‌ی مدیریت دانشگاه ییل بود. او شغل خود را رها کرد تا در اپل و در برنامه‌ای کاملا مخفیانه موسوم به دانشگاه اپل مشغول به کار شود. هدف یک چیز بود: کاشتن تفکرات خاص در اپل تا ابد!

۷ درس مهم که باید از استیو جابز، بنیانگذار اپل بگیریم

یک نویسنده‌ی آمریکایی حوزه‌ی فناوری می‌‌گوید: «درس‌‌های کمپانی اپل برای من بسیار حساس و مهم بوده‌اند و کاربرد آن‌‌ها را در جاهای بسیاری دیده‌ام. مثلا به یاد دارم که مدتی مشغول کار برای یک شرکت نروژی بودم که سرمایه‌گذاری بسیار کلانی روی به کار گیری تجارب دیگران می‌‌کرد. همین تمایل مدیریت شرکت به درک موفقیت‌‌ها و شکست‌‌های سایر کمپانی‌‌ها و علل وقوع آن، نقش مهمی در پیشرفت آن ایفا کرد. از طرفی به عنوان فردی که نویسندگی و تجارت رسانه را دوست دارد، همیشه به فکر موج بی‌سابقه‌ی تجارت اخبار هستم که از شیوه‌‌‌های وخیم و سوال برانگیز مدیریت رنج می‌‌برد. من معتقدم که در چنین شرایطی، کمپانی‌‌های خـبـری می‌‌توانند با تعیین و شناخت DNA اصلی خود، مواردی را که موجب تقویت آن می‌‌شود پیدا کرده، ساختارهای آینده را روی آن تشکیل داده و به این مشکلات پایان دهند. در چنین مواردی اپل بهترین الگو است.»

مطلب بالا در حوزه موفقیت و در این آدرس اینترنتی در تاریخ ۱۴ June 2016 | 10:08 am منتشر شده و گروه اینترنتی فایل دانلودر آن را بازنشر کرده است.

مادری که خودش را سزارین کرد

گرگ اسمیت یک بچه فوق‌العاده باهوش بود که در سن ۱۰ سالگی وارد دانشگاه شد. او در یک سال اکثر مدرسه ابتدایی را گذراند.

افراد موفق و کارآفرین – مجله اینترنتی آتا ایران

پسری که در 10 سالگی به دانشگاه رفت

 گرگ اسمیت یک بچه فوق‌العاده باهوش بود که در سن ۱۰ سالگی وارد دانشگاه شد. او در یک سال اکثر مدرسه ابتدایی را گذراند. در سن ۷ سالگی در راهروهای مدرسه دبیرستان قدم می‌زد. گرگ در دانشگاه در سن ۱۰ سالگی در حال خواندن فیزیک پیشرفته، زبان فرانسه و حساب دیفرانسیل بود.

 حالا اسمیت ۲۶ سال دارد و در برنامه زنده‌ای که آمده بود گفت: در آن سن به دانشگاه رفتن را دوست نداشتم. در آن سن وارد دانشگاه شدن باعث شده بود که زود بزرگ شوم و خیلی عجیب بود که در آن سن به دانشگاه بروم.

اسمیت ادامه داد: درست است که همه دانشجویان دو برابر من سن داشتند اما من با همه آن‌‌ها رابطه خوبی داشتم و با آن‌‌ها وقت‌گذرانی می‌کردم. این جوان ۲۶ ساله این روزها در حال انجام تحقیقات روی پروژه فوق دکتری خود در مونت سینای می‌باشد و می‌گوید آرزوی او درست کردن داروهای بهتر است.

 او تا به حال ۵ بار به خاطر کارهای خیریه‌ای که به خاطر حقوق کودکان کرده است نامزد دریافت جایزه صلح نوبل شده است.

 اسمیت در پاسخ به این سؤال که آیا در دوره‌ای که او زندگی می‌کند دارویی برای درمان سرطان درست خواهد شد، گفت: من فکر می‌کنم احتمال بسیار زیادی وجود دارد که در طول زندگی من، ما بتوانیم راه‌های درمانی مؤثر و هدفمندی را برای درمان سرطان توسعه دهیم. 

مطلب بالا در حوزه موفقیت و در این آدرس اینترنتی در تاریخ ۱۳ June 2016 | 5:32 pm منتشر شده و گروه اینترنتی فایل دانلودر آن را بازنشر کرده است.

پیش نوشت یک:

روبرت گانتر در کتاب ۵۳ اصل در تصمیم گیری، به ریاضیدانی اشاره می‌‌کند که مسائل خود را روی کاغذ می‌‌نوشت و به دیوار اتاق می‌‌آویخت و خود به انتهای دیگر اتاق می‌‌رفت و با دوربین، به آن مسئله نگاه می‌‌کرد و می‌‌کوشید به راه حل آن فکر کند.

وقتی از او دلیل این کار به ظاهر بی‌معنی را پرسیدند، گفت: وقتی کاغذ مسئله دست من است، مسئله‌ی من است. احساسات و هیجانات و تنش حل آن، مضاعف می‌‌شود و نمی‌توانم به سادگی آن را حل کنم. وقتی آن سوی اتاق است، مسئله‌ی “من” نیست. نوع نگاهم به آن فرق می‌‌کند و ساده‌تر حل می‌‌شود.

مستقل از اینکه چنین روایتی،‌ تا چه حد واقعیت دارد، این نکته را بسیاری از ما تجربه کرده‌ایم که مسئله‌‌‌ها، همیشه از نزدیک بهتر دیده نمی‌شوند.

گاهی اوقات باید از آن‌ها فاصله گرفت تا بهتر قابل درک باشند.

پیش نوشت دو:

باور من – بدون اینکه استدلال خاصی برای آن داشته باشم – بر این است که برای فهم تاریخ، توجه به روند تکامل تاریخی کشورهای دیگر، می‌‌تواند بسیار آموزنده باشد.

چون آن دلبستگی احساسی و عاطفی و نگاه جانبدارانه را نداریم و می‌‌توانیم بهتر و ساده‌تر بفهمیم و تحقیق کنیم و تحلیل کنیم.

اگر قرار است پاتولوژی را یاد بگیریم، بهتر است نمونه‌ای که در دست داریم، از اندام خودمان نباشد.

اصل مطلب:

بریتانیا در این روزها، دوران سختی را می‌‌گذراند.

شاید سالهای بعد، مردم در هفته‌ی آخر ژوئن، جشن بگیرند. شاید هم عزادار آن باشند.

خروج بریتانیا از اتحادیه‌ی اروپا که این روزها به صورت Brexit مخفف شده است،‌ تصمیم ساده‌ای نیست.

زمانی هم که کمرون، مسئله‌ی رفراندوم را به عنوان یک تعارف سیاسی مطرح کرد، فکر نمی‌کرد در عمل، حرکتی چنین بزرگ و سازمان یافته از سوی موافقان Brexit صورت بگیرد که او مجبور شود برای کسب رای در جهت ماندن بریتانیا در اتحادیه اروپا، مانند این روزها خودش را به آب و آتش بزند.

برای بخش عمده‌ای از جهان که از بیرون به مسئله نگاه می‌‌کنند، در صورتی که Brexit محقق شود، کمرون باید به تاریخ پاسخگو باشد که چرا اساساً چنین رفراندومی را روی میز گذاشته است. شاید مطرح نکردن آن هم تنش‌‌ها و چالش‌‌های خودش را داشت. اما باز به نظر می‌‌رسد بهتر از این بود که Brexit انتخاب شود.

از سوی دیگر، مردم در داخل بریتانیا، مسئله را به شکل دیگری می‌‌بینند.

مردمی که قاطبه‌ی آن‌ها درس‌‌های تخصصی اقتصاد و مدیریت و سیستم را نخوانده‌اند، قرار است در مورد سیستم مدیریت اقتصاد خود تصمیم بگیرند.

و تا این لحظه، بیش از نیمی از آن‌ها نشان داده‌اند که چالش‌‌های کوتاه‌مدت را پررنگ‌تر از روندهای بزرگ و کلان و تاثیرگذار در بلندمدت می‌‌بینند و تصمیم آن‌ها هم بر همین نگاه استوار است.

به هر حال، بحث پیچیدگی که من عاشقانه دوستش دارم، در اینجا به آرامی جلوه کرده است.

مردم در حال تغییر ساختار کشور خود هستند. با وجودی که برخی مدافعان جدی کمپین Brexit به وجود آمده اند، اما اینها تا چند وقت پیش قدرت و حضور نداشتند.

در اینجا کشورهای قدرتمند بیرونی هم ذی نفع Brexit نیستند که بگوییم آن‌ها فشار وارد می‌‌کنند. بنابراین واقعاً یک جنبش Headless مردمی در کار است:

یک ملت، در حال قیام علیه‌ی گذشته – و شاید آینده‌-‌ی خویش است.

رادیو مذاکره

رادیو متمم

یادگیری زبان انگلیسی

تفکر سیستمی

دورهMBA

کارگاه زندگی شاد

+۸۴

  

مطلب بالا در حوزه موفقیت و در این آدرس اینترنتی در تاریخ ۱۲ June 2016 | 9:51 am منتشر شده و گروه اینترنتی فایل دانلودر آن را بازنشر کرده است.

مادری که خودش را سزارین کرد

برای تقویت حافظه به فعالیت‌های پیچیده نیاز ندارید و تنها با انجام کارهای ساده زیر می‌توانید حافظه خود را تقویت کنید. در ادامه ۱۰ راه تقویت حافظه را با هم مرور می‌کنیم.

اسرار موفقیت  – مجله اینترنتی آتا ایران

راه ‌های علمی تقویت حافظه

  ۱٫ نقاشی کنید  مطالعات جدید نشان می‌دهند که نقاشی کردن تصاویرِ لغات کمک می‌کند تا خاطرات قوی‌تر و قابل اعتمادتری بسازید. البته مطالعات نشان داده است که کیفیت نقاشی شما چندان اهمیتی ندارد. این امر به این مفهوم است که هر کسی می‌تواند از این تکنیک سود ببرد حتی اگر استعداد زیادی در نقاشی کردن نداشته باشد. 

  ۲٫ چشمان خود را ببندید  طبق جدیدترین مطالعات صورت گرفته، بستن چشم‌‌ها واقعا به شما کمک می‌کند تا خاطرات را بیاد بیاورید. کسانی که شاهد عینی جرایم بوده‌اند با بستن چشم‌های خود دو برابر بیش از حالتی که چشمهایشان باز بوده جزئیات حادثه را به یاد آورده‌اند. این موضوع باعث شده تا نتایجی که این افراد برای پلیس بازگو کرده‌اند مفیدتر باشد.

   ۳٫ تصور کنید که چطور آن موضوع به شما مربوط است  تحقیقات روانشناسی نشان داده است که تصور این که چطور موضوعات به شما مربوط می‌شوند کمک می‌کند تا یادآوری مسائل برای شما ساده‌تر شود. در این مطالعه هم افرادی که دچار مشکلات حافظه بودند و هم افرادی که چنین مشکلاتی نداشتند مورد مطالعه قرار گرفتند و در نتیجه مشخص شد که این روش برای هر دو گروه مفید بوده است.  نتایج نشان داد که چه افراد دارای مشکلات حافظه باشند و چه نباشند، تصور کردن خود و پیدا کردن رابطه خود با خاطرات بهترین استراتژی بوده است. در مقایسه با شرایط عادی، این استراتژی حتی کمک کرده تا مقدار جزئیاتی که افراد بیاد می‌آورند ۳ برابر شود.

  ۴٫ ۴۰ ثانیه تمرین   طبق مطالعات انجام شده، ۴۰ ثانیه تکرار و تمرین خاطره می‌تواند کلیدی برای یادآوری دائمی خاطره باشد. وقتی شروع به گفتن و تمرین خاطره می‌کنید همان نقطه‌ای از مغز شما فعال می‌شود که پیش از این مانع از بیادآوری خاطره بود. این نقطه از مغز (قشر خاکستری پشتی) همان نقطه‌ای است که در بیماری آلزایمر آسیب می‌بیند.  اسکن‌های مغزی صورت گرفته نشان می‌دهند که هر چه فعالیتی که هنگام یادآوری خاطره صورت می‌گیرد با خاطره مورد نظر مرتبط‌تر باشد افراد بیشتر می‌توانند به یاد بیاورند. 

 ۵٫ پا برهنه بدوید  مطالعات جدید نشان می‌هند که پابرهنه دویدن بیشتر از با کفش دویدن باعث بهبود حافظه می‌شود. شاید مزایای پابرهنه دویدن در این است که در زمان پابرهنه دویدن درخواست‌های بیشتری به مغز ارسال می‌شود؛ برای مثال لازم است که شما از سنگ‌‌ها و هر چیز دیگری که ممکن است به پایتان آسیب بزند دوری کنید. نوعی از حافظه که در این مطالعه مورد آزمایش قرار گرفته حافظه در حال کار نامیده می‌شود. مغز از حافظه در حال کار برای یادآوری و پردازش اطلاعات استفاده می‌کند. 

 ۶٫ با دستخط خود بنویسید  طبق تحقیقات جدید، نوشتن با دست حافظه را در مقایسه با به کار گیری کیبوردهای واقعی یا مجازی بیشتر تقویت می‌کند. بازخورد حاصل از نوشتن در کنار حس لمس کاغذ و خودکار به یادگیری افراد کمک می‌کند. مناطقی از مغز که برای زبان حیاتی هستند از طریق فعالیت‌های فیزیکی بیشتر فعال می‌شوند. 

  ۷٫ وزنه بلند کنید  طبق مطالعات جدید، یک تمرین با وزنه می‌تواند فورا حافظه بلند مدت شما را تا ۲۰ درصد افزایش دهد. با وجود این که در حال حاضر مشخص شده است که چند ماه تمرین ایروبیک می‌تواند باعث بهبود حافظه شود، این اولین تحقیقی است که تاثیرات تمرینات قدرتی کوتاه مدت را بررسی می‌کند. 

  ۸، ۹ و ۱۰٫ فعالیت‌های دوران کودکی  بالا رفتن از درخت تا ۵۰ درصد بر حافظه در حال کار تاثیر مثبت دارد. این موضوع در رابطه با سایر فعالیت‌های دوران کودکی نظیر حفظ تعادل هنگام پیاده‌روی بر روی جدول کنار خیابان و پیدا کردن مسیر در بین موانع نیز صادق است.  دکتر تریسی الووی- یکی از محققان این مطالعه می‌گوید: «بهبود حافظه در حال کار می‌تواند تاثیرات مطلوبی روی جنبه‌های مختلف زندگی ما داشته باشد و خیلی جالب است که می‌بینیم حتی تحریکات ناشی از فعالیت‌های بدنی هم در مدت زمان کوتاهی روی بهبود حافظه تاثیر دارند.»   

 

مطلب بالا در حوزه موفقیت و در این آدرس اینترنتی در تاریخ ۷ June 2016 | 8:11 pm منتشر شده و گروه اینترنتی فایل دانلودر آن را بازنشر کرده است.

مادری که خودش را سزارین کرد

لحظه نگار: باور-آورده به زندان

تصویر سیاه و سفید نرده

مانند یک زندانی هستم:

چنان باور-آورده به زندان،

که در خواب هم،

خیالم از نرده‌‌های زندان فراتر نمی‌رود.

رادیو مذاکره

رادیو متمم

یادگیری زبان انگلیسی

تفکر سیستمی

دورهMBA

کارگاه زندگی شاد

+۴۱

  

مطلب بالا در حوزه موفقیت و در این آدرس اینترنتی در تاریخ ۸ June 2016 | 8:28 pm منتشر شده و گروه اینترنتی فایل دانلودر آن را بازنشر کرده است.

مادری که خودش را سزارین کرد

وقتی افراد حاضر به گسترش افق دید خود نیستند، طبیعی است که با شکست مواجه شوند. نتیجه این می‌شود که از تک تک آرزوها و اهداف خود استعفا دهند

اسرار موفقیت  – مجله اینترنتی آتا ایران

استراتژی جذب فرصت ‌ها در زندگی



 خواهان پیشرفت هستید؟ کاری جدید انجام دهید  برای رسیدن به آن‌چه که تا به
حال به آن نرسیده‌اید، باید کاری انجام دهید که تا کنون انجام نداده‌اید.
وقتی افراد در محدوده‌ی امن زندگی خود پناه می‌گیرند و حاضر به گسترش افق
دید خود نیستند، طبیعی است که با شکست مواجه شوند. نتیجه این می‌شود که از
تک تک آرزوها و اهداف خود استعفا دهند و به یک زندگی بی‌دغدغه رضایت دهند.
جالب اینجا است که خیلی از این افراد همان کارمندان منظمی هستند که سخت کار
می‌کنند و جزو افراد محترم جامعه محسوب می‌شوند.

عنصر دوم و نه چندان
آشکار این واقعیت است که زندگی بیرون ما بازتابی از زندگی درون است. پس
برای جذب فرصت‌‌ها باید رفتار و طرز فکر خود را تغییر دهید. افرادی که تلاش
می‌کنند اوضاع درونی خود بهبود بخشند اغلب با افراد جدید آشنا می‌شوند و
روابط جدید ایجاد می‌کنند که همین امر فرصت‌‌ها و شرایط مطلوبی برای آن‌‌ها
فراهم می‌سازد. از این رو رشد و توسعه‌ی شخصی و شخصیتی از اهمیت زیادی
برخوردار است. 

۱. اطرافیان خود را از میان افراد موفق انتخاب کنید  بنا
به یک نقل قول: “درآمد فعلی شما میانگین درآمد ۵ نفری است که بیشتر وقت خود
را با آن ‌ها سپری می‌کنید.” محیط پیرامون سهم زیادی در شاد بودن شما دارد.
افراد موفق، برنده‌ی عادات، استراتژی‌‌ها و شخصیت های “جذاب” خود هستند.
وقتی که وقت خود را با آن‌‌ها بگذرانید، مدل رفتاری آن‌‌ها به شما هم سرایت
می‌کند. در مقابل، وقتی پیرامون شما با افراد منفی‌نگر پر شده است سطح
آرزوهای شما هم پایین می‌آید و افکار بدبینانه در شما هم شکل می‌گیرد. 

۲.
از محدوده‌ی امن خود خارج شوید  ماندن در محدوه‌‌ی امن راحت است چرا که
حدودا از نتیجه‌ی همه چیز خـبـر دارید. خارج شدن از این محدوده شروع اتفاقات
تازه است. در غیر این صورت زندگی فقط یک تکرار ساده و ملال‌آور است. وقتی
از محدوده‌ی‌ امن خود خارج می‌شوید می‌توانید با افراد جدید آشنا شوید و به
موقعیت‌های جدید دست پیدا کنید.

  ۳. کارهای روزمره را به شکلی هدفمند
انجام دهید  یک شخصیت قوی و جذاب در نتیجه‌ی تمرین اصولی ساخته می‌شود.
تجربه ثابت کرده است روی هر چه تمرکز کنید انرژی آن به سمت شما جذب
می‌شود.کارهای درست و سازنده نتیجه‌ی رفتارها و عادت‌های ما هستند. از این
رو می‌توان گفت که فرصت‌های زندگی دستاورد نوع رفتارهای روزمره‌ی ما محسوب
می‌شود. افزودن عادت‌هایی مثل مطالعه‌‌، ورزش و یا هر عادت مفید دیگری که
در راستای هدف ما باشد می‌تواند فرصت‌های تازه‌تری برای ما خلق کند.

 
برنامه‌ی موفقیت در بلند مدت  معمولا افراد بیشتر از کارهایی که انجام
نداده‌اند متاسف هستند و حسرت می‌خورند. جذب فرصت های جدید همیشه به شانس
بستگی ندارد. گاهی باید از محدوده‌ی امن زندگی خود خارج شویم و به دنبال
علاقه‌مندی های خود برویم. به عنوان یک تمرین در این رابطه عملکرد سه
ماهه‌ی خود را در نظر بگیرید و بازتاب آن را در زندگی خود بررسی کنید. دقت
در عادات رفتاری و بررسی نتایج آن‌‌ها کمک می‌کند که مصمم‌تر به تغییر آن‌‌ها
اقدام کنیم.

مطلب بالا در حوزه موفقیت و در این آدرس اینترنتی در تاریخ ۳۱ May 2016 | 8:56 pm منتشر شده و گروه اینترنتی فایل دانلودر آن را بازنشر کرده است.

کشتی یا قلعه؟ ادامه‌ی بحث شاگردی کردن

پیش نوشت: این کامنت رو در ابتدا، برای سمیرا کرمی راد در زیر بحث شاگردی کردن نوشتم. اما احساس کردم اینجا بنویسم احتمال داره بیش‌تر خونده بشه.

سمیرا جان.
مطمئن هستم که این چیزهایی رو که الان می‌‌نویسم تو می‌‌دونی و می‌‌فهمی.
در واقع برای تو نمی‌نویسم.
اما مناسب‌ترین جایی که برای نوشتنش به ذهنم می‌‌رسه اینجا زیر حرف‌‌های توست:

فکر می‌‌کنم واضحه که من (با همه‌ی اون چیزی که در طول سال‌‌ها نوشته‌ام و همه‌ی کارهایی که انجام داده‌ام و هزینه‌‌‌های آشکار و پنهانی که داده‌ام و الان هم در حال پرداختش هستم) هیچ شکلی از “بردگی فکری و رفتاری” رو توصیه نمی‌کنم.
اما حرفم اینه که تعداد تیرهایی که برای پرتاب کردن برای ایجاد تحول داریم محدوده.
شاید تمام زندگی دو یا سه بار فرصت چنین پرتابی وجود داشته باشه.
اگر زود شروع کنیم یا اگر زیاد این کار رو بکنیم، خسته و فرسوده می‌‌شیم و حتی ممکنه ناامیدی و بی‌انگیزگی بیاد به سراغمون.
می‌‌خوام بگم فکر می‌‌کنم “ساختن ذهن” قدم ضروری‌تری محسوب میشه.
من اگر باشم، با سواد امروزم برگردم به دوران پایان دانشگاه.
وارد هر صنعتی بشم (از بیمه تا بازرگانی. از تبلیغات تا تکنولوژی. از صنعت نفت تا صنعت غذا) تقریباً روند ثابتی رو می‌‌رم.
حدود چهار یا پنج سال، در سکوت و با حالت مشارکت فعال، کار می‌‌کنم.
و هر روز هر روز هر روز هر روز، مطالعه.
در واقع دانشگاه و تحصیل واقعی اون موقع شروع میشه.
می‌‌تونیم فرض کنیم که شب‌‌ها درس می‌‌خونیم و روزها تونستیم بریم کارآموزی.
مطالعه هم شایدً شکل‌‌های مختلفی می‌‌گیره به خودش:
مطالعه تخصصی در همون زمینه کاری
مطالعه در زمینه تاریخچه‌اش
تلاش برای آشنایی با روند آتی اون صنعت و بنچمارک‌‌های جهانی اون
غرق شدن در فرایندهای جاری در محیط کار و به کار گیری هر فرصت برای درک و شناخت بهتر وضعیت موجود
مطالعه‌ی پراکنده برای اینکه حرف زدن و نوشتن و نحوه‌ی بیان حرف‌‌ها وایده‌هام رو به شکل مجاب کننده یاد بگیرم
مطالعه در زمینه راهبرد و بحث‌‌های مالی و …
بعدش آدم به قدرتی میرسه که برای ایجاد تغییرات مثبت در مجموعه تلاش می‌‌کنه.
یا می‌‌پذیرنش و تغییر و تحول ایجاد میشه و خودش هم به این پختگی رسیده که به شکلی منطقی، از دستاوردهای اون تحولات، سهم‌خواهی (مالی و موقعیتی) کنه. یا اینکه از مجموعه بیرون میاد به سمت مجموعه‌ای بهتر میره یا اینکه کسب و کار خودش رو شروع می‌‌کنه.

ما معمولاً صنعت و کسب وکار رو با استعاره‌ی کشتی درک و تصور می‌‌کنیم و به هدایتش و تعیین جهتش فکر می‌‌کنیم.
اما شاید بد نباشه گاهی به کسب و کار و صنعت به عنوان یک “قلعه” نگاه کنیم.
بنایی که در حدی تثبیت شده که به سادگی نمیشه تسخیرش نمود.
اگر از همون پایین، تیراندازی کنی، با اولین تیر، اونها از بالا، در موقعیتی محکم‌تر و بهتر بهت شلیک می‌‌کنن.
بهتره وارد قلعه بشی. اتاق به اتاق به اتاق،‌ اونجا رو تسخیر کنی.
و البته زمانی که به آخرین و بالاترین نقطه‌ی قلعه رسیدی، شیپور فتح رو به صدا در بیاری.
فقط جنگجوهای ناشی هستند که از دور، با صدای طبل و شیپور به قلعه‌‌ها حمله می‌‌کنند.

پی نوشت: تازه به نظرم، اون بالا هم برسی، به نتیجه می‌‌رسی که شیپور نزنی بهتره. تو که داری زندگیت رو می‌‌کنی. قلعه هم که مال توست. خیلی‌‌ها هم که نفهمیدن دارن اون پایین مثلاً توی آشپرخونه کار می‌‌کنن و اصلاًً نمی‌دونن آشی که می‌‌پزن رو کی داره می‌‌خوره.
چرا از خواب بیدارشون کنی؟

دوره MBA آنلاین در سایت متمم: با بهره مندی از منابع روز دنیا

رادیو مذاکره: فایلهای صوتی رایگان آموزشی ارتباطات و مذاکره

رادیو متمم: فایلهای صوتی رایگان برای توسعه مهارتهای ما

+۷۵

  

مطلب بالا در حوزه موفقیت و در این آدرس اینترنتی در تاریخ ۲ June 2016 | 1:26 pm منتشر شده و گروه اینترنتی فایل دانلودر آن را بازنشر کرده است.

مادری که خودش را سزارین کرد

ماهنامه همشهری تندرستی: وقتی کتاب ‌ها را روی هم می‌ چینید و به حجم درس ‌های نخوانده زل می‌ زنید، گفتن از برنامه ریزی که می‌ تواند در کوتاه ترین زمان نمره بیست را تضمین کند هم ممکن است حالتان را بهتر نکند. شمایی که به هر دلیل، چند ماه قبل از امتحانات را درجا زده اید و حالا خوب می‌ دانید که چیزی برای نوشتن روی برگه امتحانات ندارید، لحظه سخت و همراه با سردرگمی را می‌ گذرانید؛ اما باور کنید اگر تکنیک ‌های برنامه ریزی کوتاه مدت را بشناسید، می‌ توانید خیلی زود خودتان را از این همه سردرگمی نجات دهید.

محمدحسین نیک حسینی، کارشناس مسائل آموزشی که سال هاست میانبرهای یادگیری را با دانش آموزان و دانشجویان در میان می‌ گذارد، در این مطلب به شما می‌ گوید که چطور از وقت کوتاه باقی مانده بیشترین استفاده را ببرید.

راهنمای درس خواندن یک هفته قبل از امتحان!

چی کم داری؟

با توجه به نقاط ضعف و قوت خود برنامه ریزی کنید و به جای مرور مباحثی که به آن ‌ها تسلط دارید، سراغ بخش هایی بروید که کمتر به آن ‌ها مسلط هستید. اگر درسی را هنوز نخوانده اید و تمرین هایش را حل نکرده اید، یک روز مانده به امتحان، سراغ همه کتاب نروید؛ یکی از مهم ترین میانبرهایی که برای به کار گیری زمان اندکی که دارید، می‌ توانید از آن کمک بگیرید، می‌ تواند پاسخ دادن به سوال ‌های مربوط به هر درس و مطالعه بخش هایی که پاسخی برای سوالشان نداشتید باشد.

حالا که وقت خواندن تمام نکته ‌های کتاب را ندارید، باید با کمک آزمون ‌ها و تمرین ‌های درس بفهمید که کجای کار هستید و چه چیزهایی را باید با دقت بیشتری بخوانید. وقتی تمرین ‌ها را حل کنید، متوجه می‌ شود که در چه قسمت هایی مشکل بیشتری دارید و با این خودآزمایی ‌ها، به نقاط قوت و ضعف تان بهتر پی می‌ برید. پس در اولین قدم سراغ تمرین ‌ها بروید و بعد روی خواندن بخش ‌های یکه تسلط کمتری بر آن ‌ها دارید، تمرکز کنید.

شک به دلت راه نده

بازخوانی بخش هایی از کتاب که اطلاعاتشان را با شک و تردید به خاطر می‌ آورید، قدم دوم است. برای به کار بستن این تکنیک، باید اول با ترس هایتان رو به رو شوید و قبل از آنکه سر جلسه امتحان حاضر شوید، ترس هایتان را با مطالعه بخش ‌های مبهم از بین ببرید. برای مثال، اگر پنج صفحه را خوانده اید اما فکر می‌ کنید یک صفحه اش خوب در ذهنتان ننشسته، باید بار دیگر سراغش بروید. برای اینکه اضطرابتان در جلسه امتحان را کم کنید، باید از تکنیک تهاجمی و نه دفاعی استفاده کنید.

درواقع شما باید به مطلبی که مطمئن نیستید آن ‌ها را خوب یاد گرفته اید یا نه، حمله کنید، نه اینکه اجازه دهید آن مطلب در جلسه امتحان به شما حمله کند و ذهنتان را آشفته کند، پس در دومین قدم، سراغ بخش هایی بروید که ذهنتان را مشغول کرده اند و آن ‌ها را یک بار دیگر مرور کنید تا اعتماد به نفستان بیش‌تر شود. اگر قبل از هر امتحان این کار را عملی کنید، مثل گذشته و به خاطر مضطرب بودن، آموخته هایتان را فراموش نمی کنید و در پایان ترم، نتیجه بهتری می‌ گیرید.

راهنمای درس خواندن یک هفته قبل از امتحان!

به خودت نگاه کن

قبل از آنکه برای درس خواندن برنامه ریزی کنید، به شرایط زندگی و روحیاتتان نگاهی بیندازید و برنامه ریزی را که نمی توانید برایش ضمانت اجرایی قائل شوید، انجام ندهید. هیچ وقت برنامه ای نریزید که توان انجام دادنش را ندارید. اگر پیش از این هرگز بیش‌تر از سه ساعت در روز نخوانده اید، حتی در صورت تلنبار شدن درس ‌های نخوانده روی هم نباید برای شش ساعت درس خواندن در روز برنامه ریزی کنید؛ چون بعید است که از عهده انجام دادن چنین برنامه ای بربیایید.

بهترین راه این است که با توجه به سابقه قبلی تان برنامه ریزی کنید و هر روز تنها یک ربع به ساعات مطالعه تان اضافه کنید. گذشته از این، اگر خودتان می‌ دانید اهل صبح زود بلندشدن نیستید و شب ‌ها یادگیری بهتری دارید، از روش همکلاسی هایتان برای درس خواندن استفاده نکنید. شما نباید درست در روزهای قبل از امتحان ‌ها، سنگی را بردارید که می‌ دانید توانایی پرتاب کردنش را ندارید.

برنامه را دور نزن

وفاداربودن به برنامه ریزی، یکی از اصول مهمی است که باید آن را رعایت کنید. اگر با خودتان قرار گذاشته اید که در ساعت معینی درسی را بخوانید، به هیچ عنوان آن زمان را به درس دیگری اختصاص ندهید. حتی اگر از برنامه قبلی که برای درس ‌های دیگر ریخته بودید جا ماندید هم نباید چنین اشتباهی را انجام دهید.

حتی با یک بار اختصاص دادن وقت مطالعه یک درس به درسی دیگر، ممکن است برنامه ریزی تان را به طور کامل نابود کنید. تا زمانی که خودتان نمی توانید به برنامه ای که ریخته اید، پایبند بمانید، نباید انتظار داشته باشید که برنامه ریزی در چنین روزهایی، نتیجه بهتری را برایتان به ارمغان بیاورد، پس به جای اینکه دنبال بهترین برنامه برای پیروی کردن باشید و مدام با نگاه کردن به شیوه درس خواندن دیگران، از این شاخه به آن شاخه بپرید، همان برنامه ای را که تنظیم کرده اید، با دقت عملی کنید.

کم کاری را جبران کن

حتما با خواندن نکته قبلی، این سوال برایتان پیش آمده که اگر به هر دلیل از برنامه تان جا مانده اید، چطور باید عقب ماندتان را جبران کنید. به اشتباه تصور نکنید که منظور ما از وفادار ماندن به برنامه، نادیده گرفتن درس هایی است که وقت نکرده اید، تمامشان کنید.

در برنامه ای که تنظیم می‌ کنید، ساعتی را به عنوان ساعت جبران عقب افتادگی ‌ها منظور کنید. اگر در طول روز از برنامه تان جا ماندید و درسی را تمام نکردید، در این زمان تعیین شده می‌ توانید سراغش بروید یا اینکه اگر احساس کردید مبحثی را خوب یاد نگرفته اید، در این فرصت آن را دوباره مرور کنید. این کار به شما کمک می‌ کند که برنامه مطالعه هر روز را در پایان آن روز ببندید. برای موفق شدن در امتحان ‌ها، نباید مثل دونده ای باشید که مدام به عقب نگاه می‌ کند. نگاه شما تنها به جلو و خط پایان باشد و ساعت جبران عقب ماندگی ‌ها می‌ تواند شما را به چنین هدفی برساند.

راهنمای درس خواندن یک هفته قبل از امتحان!

به عقب نگاه نکن

نگذارید استرس نمره ‌های پایین ترم گذشته یا موفق نشدن در یکی از امتحانات این ترم، به نمره ای که در بقیه آزمون ‌ها می‌ گیرید، لطمه بزند. شما باید از اشتباهات گذشته تان درس بگیرید و به جبران آن ‌ها در آینده امیدوار باشید. اگر پیش از این در درسی نمره خوبی نیاورده اید، نباید در تمام امتحان ‌ها با چنین نگرانی ای سر جلسه بروید. قضاوتی که شما در مورد خودتان می‌ کنید می‌ تواند روی نتیجه ای که می‌ گیرید تاثیر بگذارد، پس به خاطر یکی، دو شکست، قضاوت بی رحمانه ای در مورد توانایی هایتان نداشته باشید.

کمک بگیر

به کار گیری فکر جمعی می‌ تواند مسیر شما را برای موفق شدن در امتحان ‌ها هموارتر کند. اگر یکی از دوستانتان به ریاضی مسلط تر است و شما فیزیک را بهتر بلدید، در یاد گرفتن این دروس به هم کمک کنید. گذشته از این، می‌ توانید با خلاصه بندی کتاب ‌ها به یکدیگر کمک کنید و جزوه خلاصه هایتان را با هم مبادله کنید. فرض کنید باید یک کتاب ۹۰ صفحه ای را بخوانید. اگر شما و دو نفر از دوستانتان هرکدام ۳۰ صفحه از این کتاب را خلاصه کنید و پرسش ‌ها را از دل مباحث دربیاورید، با سرعت و دقت بیشتری می‌ توانید نکات مهم را بخوانید و یاد بگیرید. در چنین شرایطی انگار زحمت شما برای خواندن آن کتاب، یک سوم شده است.

هیچ درسی را خط نزن

هر درسی برای خودش اهمیت ویژه ای دارد؛ پس نگویید که از این درس یا این مبحث در کنکور سوال نمی آید و نباید آن را بخوانم. برای مثال، از کتاب تاریخ معاصر سال سوم در کنکور سوال نمی آید و به همین دلیل بسیاری از دانش آموزان، نمره خوبی در این درس نمی گیرند. همین اشتباه به معدل کل آن ‌ها ضربه می‌ زند و در نتیجه به رتبه ای که در امتحان کنکور می‌ آورند هم آسیب می‌ زند، پس تنها با چنین توجیهی، گزینشی درس نخوانید و برای همه درس ‌ها ارزش یکسانی قائل شوید؛ چه در کنکور ضریب بالایی داشته باشند و چه نه.

کنکوری فکر نکن

درس ‌ها مثل زنجیر به هم وصل اند و به همین دلیل اگر از یک بخش کتاب سوال نمی آید، نباید خیال نخواندنش را به سرتان راه دهید. شما باید همه بخش ‌های یک کتاب را به ترتیب مطالعه کنید تا رشته این زنجیر در ذهنتان پاره نشود و بتوانید بخش ‌های مهمی را که ممکن است بعد از بخش ‌های کم اهمیت تر بیایند، بهتر یاد بگیرید. برای مثال، اگر بگویید از سه درس اول کتاب زبان در این ترم سوال نمی آید و آن ‌ها را نخوانده رد کنید، نمی توانید درس چهارم را هم به خوبی یاد بگیرید، چرا که لغات درس ‌های اول در درس ‌های بعدی تکرار می‌ شوند و اگر آن ‌ها را نخوانده باشید، نمی توانید مباحث بعدی را به خوبی یاد بگیرید.

راهنمای درس خواندن یک هفته قبل از امتحان!

افراط نکن

در مطالعه کردن دروس توازن را حفظ کنید. عجیب نیست که شما به خاطر علاقه زیادی که به یک درس دارید، بیش‌تر از هر کتابی آن را مطالعه کنید؛ این اشتباهی است که بسیاری از دانش آموزان آن را انجام می‌ دهند و با افراط در مطالعه درس و کم کاری در خواندن درس دیگر، به نتیجه نهایی که برایش زحمت می‌ کشند، لطمه می‌ زنند.

برای مثال، دانش آموزان رشته تجربی، معمولا در خواندن درس زیست شناسی که علاقه بیشتری به آن دارند، افراط می‌ کنند و عربی را نادیده می‌ گیرند و بچه ‌های علوم انسانی بیش‌تر از هر درسی ادبیات را می‌ خوانند و ریاضی را کمتر از هر درسی مطالعه می‌ کنند. برای گرفتن نتیجه بهتر، از چنین اشتباهی بپرهیزید و فقط روی یک درس تمرکز نکنید.

مطلب بالا در حوزه موفقیت و در این آدرس اینترنتی در تاریخ ۳۱ May 2016 | 9:33 am منتشر شده و گروه اینترنتی فایل دانلودر آن را بازنشر کرده است.

مادری که خودش را سزارین کرد

تجارت‌های ابری آمازون سودش را به یک رکورد رساند و این شرکت با ۲۹٫۱۳ میلیارد دلار به سودآورترین درآمد سه ماهه در تاریخ ۲۲ ساله خود رسید.

اصناف
و مشاغل – مجله اینترنتی آتا ایران

رکورد سه‌ماهه آمازون با تجارت‌های ابری

تجارت‌های
ابری آمازون سودش را به یک رکورد رساند و این شرکت با ۲۹٫۱۳ میلیارد دلار
به سودآورترین درآمد سه ماهه در تاریخ ۲۲ ساله خود رسید.  به رپرتاژ فایل دانلودر و به نقل از
نیویورک‌تایمز، با کمک خدمات کسب و کاری در حال رشد وب‌سایت آمازون، این
شرکت به سودآورترین درآمد سه ماهه در تاریخ ۲۲ ساله خود رسید. درآمد این
شرکت از ۲۲٫۷۲ میلیارد در سال گذشته به ۲۹٫۱۳ میلیارد دلار افزایش یافت و
با رپرتاژ سه ماهه خود به فیس بوک به عنوان نقطه امیدی در بخش‌های فناوری
پیوست که اخیرا برخی از رپرتاژ‌های ناامیدکننده را اعلام می‌کنند.

  آماون
اغلب بین سودآوری و زیان‌آوری در تلاطم بوده و این موضوع بسته به
تصمیم‌هایش برای کسب پول از طریق کسب‌و‌کار‌های جدید است.  در اولین سه
ماهه سال ۲۰۱۶ که در ماه مارس پایان یافت، آمازون درآمد خالص ۵۱۳ میلیون
دلاری را رپرتاژ نمود که به معنای ۱٫۰۷ دلار به ازای هر سهم است و در مقایسه
با ضرر ۵۷ میلیون دلاری و ۱۲ سنت برای هر سهم در مدت زمان مشابه سال گذشته،
یک رشد محسوب می‌شود.

  قیمت سهام آمازون چند ساعت پس از انتشار رپرتاژ مالی
شرکت، ۱۲ درصد افزایش یافت و سرمایه‌گذاران پس از رپرتاژ‌های ناامیدکننده
اپل، گوگل، مایکروسافت و اینتل، از اینکه شاهد سودآوری این شرکت بودند،
راضی به نظر می‌رسیدند. این نتایج همچنین از تخمین‌های تحلیل‌گران که ۵۸
سنت برای هر سهم و درآمد ۲۷٫۹۸ میلیارد دلاری را حدس زده بودند، فراتر
بود.  بزرگترین منبع سود این شرکت، خدمات وب آمازون است، تجارت‌های رایانش
ابری که از دهه گذشته آغاز شده‌اند و حالا می‌توانند بیش از ۱۰ میلیارد
درآمد در طول سال به دست آورند. 

در رپرتاژ درآمد، جف بزوس – مدیرعامل
آمازون – عملکرد دستگاه‌های سخت‌افزاری را از موضوعات در حال رشد
سرمایه‌گذاری اعلام نمود، اگرچه از ذکر جزئیات که از ویژگی‌های آمازون است
خودداری شد. بزوس گفت که مشتریان در این سه ماهه در مقایسه با سال گذشته دو
برابر بیشتر فایر‌تبلت خریداری کرده‌اند.  سال گذشته آمازون به فروش
سالانه ۱۰۰ میلیارد دلار رسید. سرمایه‌گذاران معتقدند که این شرکت حتی
می‌تواند از نظر اندازه هم بزرگتر شود، زیرا تجارت آنلاین هنوز هم بخش
کوچکی از کل میزان خرده‌فروشی را در بر می‌گیرد.

بر بنیاد آمار eMarketer که
یک شرکت تحقیقاتی فناوری است، انتظار می‌رود که فروش آنلاین در سال ۲۰۱۶
در آمریکا به ۳۸۵ میلیارد دلار یا هشت درصد از کل میزان خرده‌فروشی برسد. 
آمازون از معدود شرکت‌های فناوری در اندازه خود است که رشد درآمد دورقمی
دارد. میزان خرده‌فروشی این شرکت در آمریکای شمالی با افزایش ۲۷ درصدی به
۱۷ میلیارد دلا در سه ماه رسید در حالی که فروش بین‌المللی آن ۲۴ درصد
افزایش داشت و به ۹٫۵۷ میلیارد دلار رسید.  آمازون همچنین اعلام نمود که
انتظار می‌رود درآمد سه ماهه جاری بین ۲۸ تا ۳۰٫۵ میلیارد دلار و درآمد
عملیاتی آن بین ۳۷۵ تا ۹۷۵ میلیون دلار باشد.

مطلب بالا در حوزه موفقیت و در این آدرس اینترنتی در تاریخ ۱۰ May 2016 | 12:29 pm منتشر شده و گروه اینترنتی فایل دانلودر آن را بازنشر کرده است.

رادیو مذاکره؟ درباره هنر شاگردی کردن

اینکه در عنوان متن، به جای “:” از “؟” استفاده کرده‌ام‌، اشتباه تایپی نیست.

فایل صوتی که دیشب برای شما آماده کرده‌ام، دقیقاً معلوم نیست که چیست.

اگر در تلگرام بودم شاید راحت‌تر بود. آنجا حرف زدن هزینه ندارد و هر کسی که به “زبان” مجهز است، دست بر روی دکمه‌ی رکورد موبایل می‌‌گذارد و به روشنگری و هدایت دیگران می‌‌پردازد و لا‌به‌لایش، کمی هم از خودش می‌‌گوید و اول یا آخر فایل، تبلیغ خودش را می‌‌کند.

انتظار نیست که حرف‌‌ها موضوع یا محتوا و یا حتی سر و ته داشته باشند.

اما اینجا، انتظار شما شاید این باشد که چیزی از جنس رادیو مذاکره بشنوید.

یا لااقل از جنس فایل‌‌های آموزشی که سری و تهی دارند.

اما آن‌چه برایتان گفته‌ام، بیش‌تر از جنس درد و دل است.

محتوا و لحن حرف‌هایم در این فایل، به کامنت‌هایم نزدیک‌تر است تا نوشته‌‌های رسمی‌ترم.

حتی شاید بعد از این، بتوانید لحن من را در هنگامی که بعضی از کامنت‌هایم را می‌‌خوانید، بهتر تصور کنید!

به هر حال. اگر ۹۰ دقیقه وقت داشتید که هیچ کار ارزشمندی برای انجام دادن پیدا نکردید، امیدوارم حوصله کنید و این حرف‌‌ها که عنوان هنر شاگردی کردن را برایشان انتخاب کرده‌ام، بشنوید.


لینک دانلود فایل صوتی هنر شاگردی کردن

دوره MBA آنلاین در سایت متمم: با بهره مندی از منابع روز دنیا

رادیو مذاکره: فایلهای صوتی رایگان آموزشی ارتباطات و مذاکره

رادیو متمم: فایلهای صوتی رایگان برای توسعه مهارتهای ما

+۵۷

  

مطلب بالا در حوزه موفقیت و در این آدرس اینترنتی در تاریخ ۲۹ May 2016 | 2:36 pm منتشر شده و گروه اینترنتی فایل دانلودر آن را بازنشر کرده است.

مادری که خودش را سزارین کرد

کار گروهی به عنوان یک نهاد مهم برای پیش بردن اهداف افراد در جامعه شناخته شده است،….

اسرار موفقیت  – مجله اینترنتی آتا ایران

 برای موفقیت به نظرات دیگران اهمیت دهید

مجید ابهری  رفتار شناس، اظهار داشت: کار جمعی تجربه‌ای است که
می تواند موجب انسجام، رشد، شکوفایی  و  بهره گیری از آراء دیگران باشد،‌
علاوه برآن کار جمعی باعث می‌شود تا افراد در جامعه با افکار و ایده‌های
جدید، نو و سازنده آشنا شوند و به آنان می آموزد که چگونه در چارچوب‌‌ها و
به صورت منسجم در جامعه قرار گیرند. 

 کار گروهی به عنوان یک نهاد مهم برای
پیش بردن اهداف افراد در جامعه شناخته شده است، علاوه بر آن جذب افراد
بیشتر در کار گروهی یا جمعی برای پیشرفت اهداف یک جامعه امری بسیار ضروری
است، اما نبود ثبات هم فکری بودن افراد، هماهنگی در بین افراد بویژه خود
رأی بودن هر یک از افراد، نقش مهمی در بروز کم کاری و کند پیش رفتن یک کار 
جمعی است که این خود باعث می‌شود تا کار جمعی خوب پیش نرود و عدم همکاری و
اختلافات میان آنان شکل گیرد.

این رفتارشناس در پایان  درباره پیشبرد
راهکار‌های افزایش فرهنگ کار جمعی در جوامع امروز، بیان کرد: اعتماد، اولویت مهم
درکار جمعی است وقتی افراد در کار جمعی به یکدیگر اعتقاد داشته باشند باعث
انسجام و پیشبرد اهداف مهم برای ایجاد سازندگی د ر جوامع امروز است،

دوری
از خود رأی بودن هر یک از افراد، اگر در کار جمعی خود رأی بودن مطرح نباشد
هم از ایده‌های جدید و نظرات یکدیگر بهره می جویند هم اختلافات در بین آنان
حل خواهد شد، هماهنگی و دقت و سرعت که یک نوع چیدمان منظم میان آنان است
که باعث میشود تا افراد بتوانند اهداف خود را در مسیر درست و مطلوب در
جامعه پیش ببرند.  

مطلب بالا در حوزه موفقیت و در این آدرس اینترنتی در تاریخ ۲۴ May 2016 | 4:53 pm منتشر شده و گروه اینترنتی فایل دانلودر آن را بازنشر کرده است.

علی می‌‌گه:

قسمتی از کویر دکتر شریعتی:
“در آسمان، سرگرمیهای بسیار است برای این نگاههای اسیر و محرومی که، همه شب، از پشت بامهای گل‌اندود ده، به سوی آن پرواز می‌‌کنند. من نیز، همچون همه کودکان کویر، آسمان را دوست می‌‌داشتم و ستاره‌‌ها را می‌‌شناختم و هر شب از روی بام، چشم بر این صحنه زیبای پر از شگفتی و سرگرمی می‌‌دوختم و ساعتی، ساعت‌هایی، با خویش یا با هم‌بازی‌‌ها و بزرگترهایم، نگاههای کودکانه‌ام را به باغ خرم آسمان می‌‌فرستادم تا با ستارگان به بازی مشغول شوند.

آن شب نیز من خود را بر روی بام خانه گذاشته بودم و به نظاره آسمان رفته بودم؛ گرم تماشا و غرق در این دریای سبز معلقی که بر آن، مرغان الماس‌پر ستارگان زیبا و خاموش، تک‌تک از غیب سر می‌‌زنند و دسته‌دسته به بازی افسونکاری شنا می‌‌کنند. آن شب نیز ماه با تلالو پرشکوهش که تنها لبخند نوازشی است که طبیعت بر چهره نفرین‌شدگان کویر می‌‌نوازد از راه رسید و گلهای الماس شکفتند و قندیل زیبای پروین ـ که هر شب، دست ناپیدای الهه‌ای آنرا از گوشه آسمان، آرام‌آرام، به گوشه‌ای دیگر می‌‌برد ـ سر زد و آن جاده روشن و خیال‌انگیزی که گویی، یک راست، به ابدیت می‌‌پیوندد: «شاهراه علی»، «راه مکه»! که بعدها دبیرانم خندیدند که: نه جانم، «کهکشان»! و حال می‌‌فهمم که چه اسم زشتی! کهکشان، یعنی از آنجا کاه می‌‌کشیده‌اند و اینها هم کاههایی است که بر راه ریخته است! شگفتا که نگاههای لوکس مردم اسفالت‌نشین شهر آنرا کهکشان می‌‌بینند و دهاتیهای کاهکش کویر، شاهراه علی، راه کعبه، راهی که علی از آن به کعبه می‌‌رود! کلمات را کنار زنید و در زیر آن، روحی را که در این تلقی و تعبیر پنهان است تماشا کنید! و آن تیرهای نورانی که، گاه‌گاه، بر جان سیاه شب فرو می‌‌رود؛ تیر فرشتگان نگهبان ملکوت خداوند در بارگاه آسمانیش! که هر گاه شیطان و دیوان هم‌دستش می‌‌کوشند به حیله، گوشه‌ای از شب را بشکافند و به آنجا که قداست اهوراییش را کام هیچ پلیدی‌یی نباید بیالاید و نامحرم را در آن خلوت انس راه نیست، سرکشند تا رازی را که عصمت عظیمش نباید در کاسه این فهم‌‌های پلید ریزد، دزدانه بشنوند، پرده‌داران حرم ستر و عفاف ملکوت آن‌ها را با این شهاب‌‌های آتشین می‌‌زنند و بسوی کویر می‌‌رانند. و بعدها معلمان و دانایان شهر خندیدند که: نه جانم! اینها سنگهایی‌اند بازمانده کراتی خرابه و در هم ریخته که چون با سرعت به طرف زمین می‌‌افتند از تماس با جو آتش می‌‌گیرند و نابود می‌‌گردند. و چنین بود که هر سال که یک کلاس بالاتر می‌‌رفتم و به کویر برمی‌گشتم، از آن همه زیبایی‌‌ها و لذتها و نشئه‌‌های سرشار از شعر و خیال و عظمت و شکوه و ابدیت پر از قدس و چهره‌‌های پر از «ماوراء» محروم‌تر می‌‌شدم تا امسال که رفتم دیگر سر به آسمان بر نکردم و همه چشم در زمین که اینجا می‌‌توان چند حلقه چاه عمیق زد و… آنجا می‌‌شود چغندرکاری کرد…! و دیدارها همه بر خاک و سخن‌‌ها همه از خاک! که آن عالم پرشگفتی و راز سرایی سرد و بی‌روح شد، ساخته چند عنصر! و آن باغ پر از گلهای رنگین و معطر شعر و خیال و الهام و احساس ـ که قلب پاک کودکانه‌ام همچون پروانه شوق در آن می‌‌پرید ـ در سموم سرد این عقل بی‌درد و بی‌دل پژمرد و صفای اهورایی آن همه زیبایی‌‌ها، که درونم را پر از خدا می‌‌کرد، به این علم عددبین و مصلحت‌اندیش آلود؛ و آسمان‌فریبی آبی‌رنگ شد و الماسهای چشمک‌زن و بازیگر ستارگان ـ نه دیگر روزنه‌هایی بر سقف شب به فضای ابدیت، پنجره‌هایی بر حصار عبوس غربت من، چشم در چشم آن خویشاوند تنهای من ـ که کراتی همانند و هم‌نژاد کویر و هم‌جنس و هم‌زاد زمین و بدتر از زمین و بدتر از کویر! و ماه، نه دیگر میعادگاه هر شب دلهای اسیر و چشمه‌سار زیبایی و رهایی و دوست داشتن، که کلوخ تیپاخورده‌ای سوت و کور و مرگبار. و مهتاب کویر دیگر نه بارش وحی، تابش الهام، دامان حریر الهه عشق، گسترده در زیر سرهایی در گرو دردی، انتظاری، لبخند نرم و مهربان نوازشی بر چهره نیازمندی زندانی خاک، دردمندی افتاده کویر، که نوری بدلی بود و سایه همان خورشید جهنمی و بی‌رحم روزهای کویر! دروغگو، ریاکار، ظاهرفریب… . دیگر نه آن لبخند سرشار از امید و مهربانی و تسلیت بود، که سپیدی دندان‌‌های مرده‌ای شده بود که لبهایش وا افتاده است!

شکوه و تقوی و شگفتی و زیبایی شورانگیز طلوع خورشید را باید از دور دید. اگر نزدیکش رویم از دستش داده‌ایم. لطافت زیبای گل در زیر انگشت‌‌های تشریح می‌‌پژمرد! آه که عقل اینها نمی‌فهمد! از طلوع‌‌ها و گلها و چشم‌اندازها و وزیدن‌‌های سرزمین ماورایی درون، ماوراءالطبیعه روح و ملکوت دل نمی‌توانم گفت در ترکتاز این غارتگر یک‌چشم چه شدند و چه می‌‌شوند و آنگاه، مزرعه‌ای که از زیر سم او و سوارانش برجای می‌‌ماند چه منظره‌ای سرد و زشت و غم‌انگیز خواهد بود! چه خواهد ماند؟ «استفراغ»، «طاعون»، «خلط پخشیده سینه یک مسلول»… و انسان‌هایی «مسخ»، «کرگدن»، «ترزی»، «حیوان ناطق» و دگر هیچ! نه انسان، ابزار! نه دل، شکم! «آن مر این را همی کشد مخلب و این مر آن را همی زند منقار»! آدم‌هایی «پر از هیچ» و به تعبیر علی بزرگ: «اشباه الرجال و لارجال»”
برگرفته از http://www.shariati.com/farsi/kavir/kavir3.html

شاید دکتر شریعتی خوشحالند که هنوز کسانی “فسیل” را به جای “آثار باقی مانده از جانداران” به “آغوش سنگی وفادار” تفسیر می‌ کنند!

Thumb up۱

مطلب بالا در حوزه موفقیت و در این آدرس اینترنتی در تاریخ ۲۵ May 2016 | 10:41 am منتشر شده و گروه اینترنتی فایل دانلودر آن را بازنشر کرده است.

دانلود کتاب های الکترونیکی فارسی

دانلود اپ و برنامه اندروید برای دانلود فایل های نایاب