انتقام عجیب داماد در شب عروسی از نو عروس خیانت کار

مدتی که از زمان آشنایی ما گذشت، احساس کردم که علاقه ام نسبت به او زیاد شده است و این احساس موجب شد که درمورد دلارام با مادرم صحبت کنم و از علاقه ام به این دختر بگویم.

انتقام عجیب داماد از نو عروس

مرد جوان ۲۷ ساله صبح یک روز کاری به واحد مشاوره کلانتری مراجعه کرد. این جوان عنوان می‌ کرد که در سن ۲۵ سالگی در مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه تهران قبول شدم و برای ادامه تحصیل به این شهر بزرگ رفتم.

 وی ادامه داد ؛ حدود ۸ ماه از رفتنم به دانشگاه می‌ گذشت که با ورود به یک گروه مجازی با دختری آشنا شدم.دلارام نام دختری بود که در فضای مجازی با او آشنا شده بودم.دلارام دختر عموی یکی از همکلاسی هایم بود که از راه او وارد گروه تلگرامی ما شده بود.

 در ابتدای آشنایی مان، دلارام خود را دانش‌جو کارشناسی ارشد در رشته تحصیلی که من در آن تحصیل می‌ کردم معرفی کرد، ولی من در تهران بودم و او می‌ بیان کرد که در شیراز تحصیل می‌ کند.

 مدتی که از زمان آشنایی ما گذشت، احساس کردم که علاقه ام نسبت به او زیاد شده است و این احساس موجب  شد که درمورد دلارام با مادرم صحبت کنم و از علاقه ام به این دختر بگویم.

 بعد از گذشت مدت ‌ها، خانواده ام با اصرار من راضی به خواستگاری از دلارام شدند. وقتی که به خواستگاری رفتیم، خانواده دلارام اصرار بر عقد در نزدیک ترین زمان ممکن داشتند که خانواده ام با این نظر آن‌ها مخالفت کردند و نظرشان براین بود که مدت آشنایی ما به صورت نامزدی ، بیش‌تر ادامه داشته باشد.

 حدود چند هفته ای که از نامزدی ما گذشته بود دلارام بیان کرد که همراه مادر و خواهرش برای زیارت به مشهد می‌ روند. پس از بازگشت شان من به خانه آن‌ها رفتم اما متوجه شدم که روی چمدان دلارام بارکد تهران – کیش درج شده است .

 فکر این که او به من دروغ گفته است و آدم پنهان کاری است، خاطرم را آزرده کرد وموجب عصبانیتم شد و جریان پیش آمده را از او پرس و جو کردم.

 دلارام به راحتی هرچه تمام تر بیان کرد که تغییر مقصد ما یکدفعه پیش آمد و فرصت نکردم که تورا خـبـر کنم.

چند روزی از دست او خیلی عصبانی بودم که با عذرخواهی ‌های مکرر دلم به رحم آمد و سریع این اشتباه او را فراموش کردم.

همه چیز یکنواخت در حال گذر بود که به زمان آغاز امتحانات دانشگاه نزدیک شدیم و دلارام بیان کرد که می‌ خواهد به دانشگاه شیراز باز گردد.

عصر همان روز من او را به فرودگاه رساندم ولی تمام مدت در مسیر برگشت ذهنم مشغول این بود که نکند دوباره مقصدش را دروغ گفته باشد.

بنابراین دوباره به فرودگاه برگشتم و از راه دوستی که در فرودگاه داشتم  متوجه شدم که دلارام اصلاً با هواپیما به شیراز نرفته است.

این لحظه بود که دیگر شک من از اینکه او مرا به بازی گرفته است به یقین مبدل شد. وقتی دیدم که او مرا به بازی گرفته است، دنبال ادامه بازی و جبران این سوء استفاده دلارام شدم.

او بیان کرد ؛ دوستم علیرضا پسرخاله دلارام، هم اتاقی من بود و رفتم در مورد او با دوستم صحبت کردم. علیرضا بیان کرد:  چند سالی است که ما رفت و آمدی با خاله و خانواده اش نداریم.این قطع ارتباط از طرف خود آن‌ها و در زمانی ایجاد شد که شوهرش ورشکست شد و آن‌ها نه تنها با ما، بلکه با دیگران نیز قطع ارتباط کردند و مدت زیادی است که از زندگی آن‌ها اطلاع دقیقی ندارم.

به اتفاق علیرضا به منزل یکی از دوستان خانوادگی دلارام رفتیم. او بیان کرد که دلارام مدتی با پسر شریک پدرش به نام مهدی دوست بوده  و درطی این رابطه از او باردار شده است.

بعد از اینکه کارخانه آن‌ها ورشکسته شد، شراکتشان از هم پاشید و ارتباط دلارام نیز با پسر شریک پدرش کاملا قطع شد.

دلارام بعد از این که دست به سقط بچه زد، چندین بار خود کشی کرد و مدتی نیز در بیمارستان روانی بستری بود و در مقطع کارشناسی در همان زمان از دانشگاه انصراف داده است.

وقتی بیش‌تر به سرنخ ‌های این بازی پی بردم، دنیا روی سرم شروع به چرخیدن کرد و از او سوال کردم پس الان دلارام برای چه به کیش می‌ رود. او بیان کرد که مهدی  در حال حاضر در کیش ساکن است و فکر می‌ کند دلارام به دیدار او می‌ رود.

چند روزی را در خوابگاه ماندم و بیرون نیامدم . فکر انتقام از دلارام لحظه ای دست از سرم برنمی داشت. دلارام ماه ‌ها با احساس و اعتماد من بازی کرده و مرا فریب داده بود. من که تصمیم به انتقام گرفته بودم، بدون اینکه به خانواده  ام و دلارام چیزی بگویم از آن‌ها خواستم تاریخ عقد را مشخص کنند. ما به اقوام دلارام کارت دعوت دادیم، اما از اقوام خودم کسی را دعوت نکردم .صبح دلارام را به آرایشگاه بردم، موقع ظهر که باید دنبال او می‌ رفتم به او زنگ زدم و گفتم مشکلی پیش آمده است. تو به تالار برو من هم به موقع خودم را خواهم رساند.

بعد از اتمام تماس با دلارام،با خانواده ام تماس گرفتم به آن‌ها گفتم که مشکلی برایم پیش آمده است و به آن‌ها آدرسی دادم و مانع از حضور شان در تالار شدم .

دلارام با خانواده  و مهمانهایش تا ساعت ‌ها منتظر ماندند و بعد به خانه برگشتند. او فقط می‌ خواست با من عقد کند و مهریه بگیرد و هزینه زندگی خود را با پسر شریک پدرش تأمین کند. دلارام و خانواده اش پس از آن که در تالار حضور پیدا نکردم، دیگر سراغی از ما نگرفتند.

 تحلیل آسیب:

استفاده نادرست از فضای مجازی، عدم شناخت کافی و به دست آوردن اطلاعات لازم قبل از زناشویی ، سوء به کار گیری سادگی مراجع و اعتماد نابجای  او ، عدم نظارت صحیح والدین و انجام تحقیقات لازم قبل از زناشویی از عوامل موثر در بروز این مشکل بوده است.

رکنا

اخبار مرتبط:

قتل هولناک نوعروس ۱۵ ساله با دسته بیل در آزادشهر

انتقام تلخ از عروس و داماد بعد از عروسی

انتقام از نوعروس با راه‌اندازی سایت غیراخلاقی

انتقام‌ گیری اینترنتی از عروس و داماد

انتقام آتشین داماد ناخلف از پدر زن

خـبـر و مطلب بالا در گروه حوادث و در این آدرس اینترنتی در تاریخ ۱۲ June 2016 | 2:44 pm منتشر شده و گروه اینترنتی فایل دانلودر آن را بازنشر کرده است.

ثبت آگهی رایگان خرید و فروش موبایل
-------------------------------------------

راستی! برای دریافت مطالب وردپرسی در کانال تلگرام فایل دانلودر عضو شوید.

فایل دانلودر
این سایت حاصل ترکیب چند وبگاه مختلفه! سایت گنجینه، خبرینه و ایرونیا با هم ادغام شدن و فایل دانلودر رو تشکیل دادن! بیش از 16 هزار مطلب تو زمینه‌های گوناگون و متنوع؛ از سرگرمی و تفریحی بگیرید تا محصولات دانلودشدنی و قالب و افزونه وردپرس و اسکریپت و مطالب آموزشی و...

با ثبت نام تو خبرنامه فایل دانلودر، هر رو مطالب ما رو تو ایمیل‌تون دریافت کنید.

توجه: پس از ثبت ایمیل حتما وارد اینباکس ایمیل خود شده و روی لینک فعالسازی در ایمیلی که از طرف ما ارسال شده کلیک کنید(راستی ما اسپم ارسال نخواهیم کرد).

پیشنهاد ما

در حال حاضر امکان ارسال نظر وجود نداره.