درباره موضع گرفتن: یکی از المان‌‌های کلیدی در شکل گیری برند شخصی

پیش نوشت یک:

من خیلی از واژه‌ی برند خوشم نمی‌آید.

چون این روزها همه به همه چیز برند می‌‌گویند.

اگر در یک میوه فروشی بروید و ببینید که همه‌ی میوه‌‌ها را هلو نامیده‌اند، فکر می‌‌کنم شما هم دیگر واژه‌ی هلو را دوست نداشته باشید.

قدیم‌‌ها اصطلاح خنده‌دار مارک و مارک دار مد بود. می‌‌رفتند خرید می‌‌کردند می‌‌گفتند: رفتیم لباس مارک‌دار خریدیم. همین شد که گران شد.

و من که آن زمان، کت و شلوارهایمان را از از مغازه‌‌های معمولی جنوب تهران می‌‌خریدم، نگاهی به داخل کت‌هایم می‌‌کردم و می‌‌دیدم که لباس من هم مارک دار است!

نه یک مارک. حتی دو یا سه مارک.

آن زمان کارگاه‌‌های دوخت زیرپله‌ای وقتی می‌‌خواستند  لباس خیلی لوکسی تولید کنند، روی هر جیب آن، یک مارک متفاوت می‌‌دوختند!

این بود که من یک دست کت و شلوار داشتم که از سمت جیب چپ داخل آن، گوچی بود و از سمت راست آن پرادا!

پیش نوشت دو: این روزها دیگر، مارک‌دار بودن، لغت تمیز و باکلاسی نیست.

کمتر آن را می‌‌شنویم.

حالا همه می‌‌خواهند برند داشته باشند. ساعت برند. کیف برند. کت و شلوار برند.

این بار هم متوجه نمی‌شوم منظورشان چیست.

ساعت اسپریت هم برند است. ساعت سواچ هم برند است. ساعت پتک فیلیپ هم برند است.

شایدً‌ منظورشان از برند، گران‌قیمت است.

دوستی هم که به تازگیً یک مرکز خرید بزرگ تاسیس کرده بود، برایم پیغام فرستاده بود که: می‌‌خواهم فقط برندها را بیاورم.

برند سراغ نداری؟

احساس کردم منظور او، نامهای تجاری شناخته شده است.

جذاب‌ترین مورد، خانمی بود که یک بار به من گفت: می‌‌خواهم با کسی زناشویی کنم که برند باشد. شما سراغ ندارید؟ می‌‌گویند کلاس‌‌های آقای … خوب نیست. باشگاه انقلاب جای مناسب‌تری است. نظر شما چیست؟

من هم در دل خود داشتم فکر می‌‌کردم که از حاصل زناشویی مرد و زن، که چیزی حسابی در نیامده. همبستری او و برند، چه شگفت چیزی به جهان خواهد افزود!

بگذریم.

همه‌ی اینها را گفتم که بگویم من از واژه برند خوشم نمی‌آید.

چون احساس می‌‌کنم به جای همه چیز به کار می‌‌رود. یک جورهایی شده شبیه “اوکی!”.

حتماً دیده‌اید کسانی را که انگار از زبان انگلیسی،‌ تنها واژه‌ی Ok را بلد هستند:

اون پروژه رو اوکی کردی؟ نکردی؟ بذار خودم اوکی کنم. اگه اوکی نشه که دیگه وام‌مون اوکی نمی‌شه. اوکی؟

پیش نوشت سه: دلیل دیگری که واژه برند را دوست ندارم این است که به نظرم، کسانی که‌ آن را ترجمه کرده‌اند (یا درواقع ترجمه نکرده‌اند) ظاهراً چندان جرأت یا جسارت یا حوصله نداشته‌اند که کمی از ترجمه‌ی تحت اللفظی فاصله بگیرند.

من آدم کم‌سوادی هستم و آن‌قدر نمی‌دانم که اظهار نظر قطعی کنم.

اما در دل خودم، همیشه برند را به هویت ترجمه می‌‌کنم.

به نظرم تمام داستان‌‌ها و ادبیات و اشاره‌هایی که به هویت در زبان فارسی وجود دارد، قرابت و نزدیکی زیادی با مفهومی دارد که به اسم برند به کار می‌‌بریم.

البته می‌‌دانم که برندشناسان اورتودوکس، الان شاید چندان خوشحال نشوند و بگویند که اگر واژه‌ی برند را به هویت ترجمه کنیم، پس Brand Identity را به چه چیزی ترجمه کنیم؟

نمی‌شود بگوییم هویتِ هویت.

این را می‌‌فهمم. اما به نظرم بهتر است برای Brand Identity با توجه به مفهوم آن، واژه‌ای کاملاً متفاوت انتخاب کنیم تا اینکه فرصت به کار گیری واژه‌ی هویت را به عنوان معادل برند از دست بدهیم.

این وفاداری به معنی و متعصابه به ترجمه‌‌های نعل به نعل، الزاماً معنای دقت علمی نمی‌دهد. بلکه می‌‌تواند مصداقی از بی‌دقتی علمی یا بی‌سلیقگی هم باشد.

شاید اگر بزرگان نسل قبل ما نبودند و مثلاً Airplane را به هواپیما ترجمه نکرده بودند، امروز ما باید سوار صفحه هوایی می‌‌شدیم.

بگذریم.

قبلاً هم به بهانه‌‌های مختلف در مورد برندسازی شخصی صحبت کرده‌ام.

که با توجه به آن‌چه امروز نوشتم، به نظرم ساختن یک هویت برای فرد می‌‌تواند بسیار رساتر از واژه‌ی برندسازی شخصی یا پرسونال برندینگ باشد.

وقتی از برندسازی شخصی می‌‌گوییم در واقع به دنبال پاسخ به این سوال هستیم که با چه رفتارها و تصمیم‌‌ها و اقدام‌هایی، من می‌‌توانم هویت مطلوب خود را در نظر دیگران بسازم؟

از تکرار برخی مسائل واضح که قبلاً به آن‌ها اشاره داشته‌ام صرف نظر می‌‌کنم. از دسته اینکه هویت بیرونی باید تناسبی با درونیات من هم داشته باشد و نمایشی که در ملاء عام بازی می‌‌کنم نباید و نمی‌تواند با من در خلوت خودم فاصله‌ی چندانی داشته باشد.

این دوگانگی را نمی‌توان به سادگی ادامه داد:

دلیل اول اینکه در دنیای شفاف امروز، به سرعت بین این دو تصویر و این دو هویت، شکاف ایجاد می‌‌شود.

دلیل دوم اینکه حتی اگر هم چنین نشود، زندگی دوگانه (یکی در خلوت و دیگری در جمع) چنان استهلاکی ایجاد می‌‌کند که تقریباً به هیچ دستاوردی نمی‌ارزد.

آن‌ها که هویت بیرونی خود را متفاوت یا متعارض با هویت درونی‌شان می‌‌سازند، خود را در مقابل جامعه سلاخی می‌‌کنند و مگر ما جز خودمان و باورها و هویت‌مان، چیز دیگری داریم که وقتی آن را به پای مردم ریختیم، در دست‌مان باقی بماند و بتوانیم زندگی را با آن ادامه دهیم؟

اصل ماجرا:

همه‌ی اینها را گفتم که بگویم یکی از رفتارهایی که هویت ما را در نگاه دیگران می‌‌سازد، “موضع‌ گیری”‌‌های ماست.

روزگاری بود که موضع گیری، کار ساده‌ای نبود.

یا باید خون نجبا و شریفان دربار در رگ نسل‌‌های تو جاری بود تا آنقدر آدم فرض شوی که موضع تو مهم باشد، یا باید مسیری طولانی و دشوار از ثروت و قدرت و یا علم و حکمت را طی می‌‌کردی که مرجع نظر دیگران قرار بگیری و موضع‌گیری‌‌های تو مهم باشد.

امروز، هر کسی که سیصد یا چهارصد هزار تومان پول داشته باشد، می‌‌تواند در هر زمینه‌‌ای که بخواهد موضع گیری کند! کافی است این پول را برای خرید یک گوشی یا تبلت هوشمند صرف کند که به لطف کشور دوست و برادر چین، این ابزار در طعم‌‌ها و رنگ‌‌های مختلف و با هر قیمتی که مد نظر شما باشد، در دسترس و قابل تهیه است.

ما تقریباً با هر رفتاری که در فضای مجازی (و به طور خاص شبکه ‌های اجتماعی) انجام می‌‌دهیم موضع می‌‌گیریم.

  • هر بار لایک کردن هر یک متن یا تصویر، یک موضع گیری است.
  • لایک نکردن همان متن یا تصویر هم موضع گیری دیگری است.
  • کامنت گذاشتن زیر مطلب هر فرد، شکلی از موضع گیری است (که می‌‌تواند در موافقت یا مخالفت باشد)
  • ارسال کردن پیامی که از فرد دیگری دریافت کرده‌ایم برای دوست دیگرمان، یک موضع گیری است.
  • پیشواز کردن یا نکردن از پیام یا پیامک دریافتی هم موضع گیری است.

و مهم‌تر از همه: نوشتن و انتشار یک مطلب در هنگام وقوع یک رویداد اجتماعی یا سیاسی یا اقتصادی و یا ننوشتن و منتشر نکردن مطلب در چنین شرایطی هم، یک موضع گیری است.

تب عجیبی در شبکه ‌های اجتماعی ما شکل گرفته که هر کسی در هر زمینه‌ای که می‌‌بیند، حرفی می‌‌زند و چیزی می‌‌نویسد. انگار اگر نگوییم و ننویسیم، می‌‌گویند ناتوانی ذهنی یا کلامی داشت.

چون موضوع حرف من برندسازی شخصی یا هویت سازی است، خیلی کاری به این ندارم که آیا در زمینه‌هایی که اظهار نظر می‌‌کنیم متخصص هستیم یا نه. و یا اینکه اگر بیست واژه در موردی صحبت می‌‌کنیم، می‌‌توانیم در صورت لزوم دویست یا دوهزار واژه دیگر هم به آن بیفزایم یا نه.

فقط حرفم این است که شاید گاهی اوقات، یادمان می‌‌رود که هویت، ساختمانی نیست که یک‌ شبه ایجاد شود.

هر واژه‌ای که می‌‌گوییم، آجری است که بخشی از بنای هویت ما را می‌‌سازد.

شاید اگر چنین باوری داشتیم، دست‌مان برای لاگین کردن در شبکه ‌های اجتماعی یا کامنت گذاشتن در آن‌ها یا فوروارد کردن پیام‌‌های دریافتی، می‌‌لرزید.

چون در آنجا دائماً در معرض انتخاب هستیم: چیزی بگویم یا چیزی نگویم؟ این حرف را تکرار کنم یا نه؟ تایید کنم یا تکذیب؟

دوره MBA آنلاین در سایت متمم: با بهره مندی از منابع روز دنیا

رادیو مذاکره: فایلهای صوتی رایگان آموزشی ارتباطات و مذاکره

رادیو متمم: فایلهای صوتی رایگان برای توسعه مهارتهای ما

+۱۱۰

  

مطلب بالا در حوزه موفقیت و در این آدرس اینترنتی در تاریخ ۱۰ May 2016 | 8:04 am منتشر شده و گروه اینترنتی فایل دانلودر آن را بازنشر کرده است.

ثبت آگهی رایگان خرید و فروش موبایل
-------------------------------------------

راستی! برای دریافت مطالب وردپرسی در کانال تلگرام فایل دانلودر عضو شوید.

  • فایل دانلودر
  • هیچ
  • 13
  • ۲۱ ارد ۹۵
فایل دانلودر
این سایت حاصل ترکیب چند وبگاه مختلفه! سایت گنجینه، خبرینه و ایرونیا با هم ادغام شدن و فایل دانلودر رو تشکیل دادن! بیش از 16 هزار مطلب تو زمینه‌های گوناگون و متنوع؛ از سرگرمی و تفریحی بگیرید تا محصولات دانلودشدنی و قالب و افزونه وردپرس و اسکریپت و مطالب آموزشی و...

با ثبت نام تو خبرنامه فایل دانلودر، هر رو مطالب ما رو تو ایمیل‌تون دریافت کنید.

توجه: پس از ثبت ایمیل حتما وارد اینباکس ایمیل خود شده و روی لینک فعالسازی در ایمیلی که از طرف ما ارسال شده کلیک کنید(راستی ما اسپم ارسال نخواهیم کرد).

پیشنهاد ما
تصویر پیدا نشد مدیتیشن ۲۴ دی ۸۸

در حال حاضر امکان ارسال نظر وجود نداره.