نماینده منتخب تهران: نفوذ از طریق تسبیح به دستانی که «والظالین» را می‌‌کشند، ممکن است نه اصلاح طلبان

نماینده منتخب تهران: نفوذ از طریق تسبیح به دستانی که «والظالین» را می‌‌کشند، ممکن است نه اصلاح طلبان

سیاست > مجلس – سی‌امین عضو «لیست امید» در تهران، یکی از مشهورترین اعضای این لیست است. البته نه صرفا به جهت سوابقش بلکه به دلیل رقابتش با حدادعادل برای کسب کرسی نفر سی‌ام تهران در مجلس دهم.

نسرین وزیری: عبدالرضا هاشم‌زایی با ۷۲ سال سن، مسن‌ترین
نماینده مجلس دهم و رئیس سنی در نخستین جلسه از شکل گیری این مجلس است. او که عضو هیات
رئیسه مجلس دوم، فرماندار فردوس و مشاور اسحاق جهانگیری در وزارت صنایع و معادن در
دولت دوم اصلاحات بوده، به گفته خودش از پنج نفر اول در فهرست انتخاباتی ائتلاف اصلاح
طلبان و حامیان دولت بوده اما نمی‌داند که چرا یکباره تصمیم می‌گیرند که فهرست را
به ترتیب حروف الفبا تنظیم کنند و او با این سوابق، سی‌امین نفر این فهرست می شود! البته
با تکیه بر سوابقش و اینکه خود را چهره‌ای «نام آشنا» برای مردم می‌داند، می‌گوید
که از قرار گرفتن در انتهای لیست، «استرسی» به او وارد نشده اما حامینانش دچار این
دغدغه بوده‌اند که مبادا در رقابت با اصولگرایان او نتواند به مجلس دهم راه یابد.
رقابتی که باعث مشهورتر شدن هاشم‌زایی شد. چرا که در اخبار یکی دو روز پایانی
شمارش آرای نمایندگان، نام او و حدادعادل بالا و پایین می‌شد و رقابت این دو برای
کسب کرسی سی‌ام تهران در ذهن اهالی پایتخت ماندگار شده است.

او که می‌گوید به اصرار
همسرش برای نامزدی در انتخابات مجلس، وارد عرصه رقابت شده است؛ این روزها به اصرار
همسرش ناگزیر است که پاسخ تمام تلفن‌هایش را هم بدهد. چرا که او تاکید دارد که
هاشم‌زایی به عنوان نماینده ملت باید پاسخگو باشد. البته این منتخب تهران نیز شخصا
به دنبال پاسخگو کردن مسئولان در قبال اجرای قانون اساسی است و این را مهمترین
برنامه‌اش برای ورود به مجلس می‌نامد. او بر این باور است که پس از رفع موانع
قانونی برای مجریان قانون اساسی، باید به سراغ ابزارهای نظارتی حتی سوال از رئیس
جمهور رفت تا با فضاسازی، افکار عمومی مطالبه گر اجرای قانون اساسی شود و همگان
خود را ملزم به اجرای آن بدانند.

او در میان مجالس نه
گانه، مجلس دوم را معتدل و موفق می‌داند و سه مجلس اخیر
را به دلیل عدم حضور جناح چپ یعنی اصلاح طلبان، مجالس «شکست خورده‌ای» معرفی می
کند.

هاشم‌زایی که پشیمان است چرا با رد اعتبارنامه
یکی از نمایندگان مجلس دوم موافقت کرده، ابایی ندارد که بگوید سخنان حاشیه ساز قاضی پور در شان مجلس نیست و باید در بررسی
اعتبارنامه وی مورد دقت قرار گیرد. این منتخب تهران به سخنان کسانی که مدعی نفوذپذیری اصلاح طلبان هستند هم پاسخ داده و آن اینکه نفوذ از کانال منتقدان صورت نمی گیرد بلکه از جانب کسانی صورت می گیرد که ظاهرا تسبیح به دست دارند و «والظالین» نمازشان را هم می کشند!

مشروح بیان کرد و گوی
خبرآنلاین با او را که در آخرین روزهای سال ۹۴ در کافه خـبـر برگزار شد را در ادامه
بخوانید:

اعضای لیست امید با شعار «امید، آرامش و رونق
اقتصادی» از مردم برای حضور در مجلس دهم رای گرفتند. مهمترین برنامه‌های اعضای این
لیست از جمله شما برای تحقق این شعار چیست؟

اولویت من در زمینه سیاست داخلی، «اجرای کامل
تمامی اصول قانون اساسی» است. مجلس می‌تواند از دولت و همه نهادها بخواهد که به
قانون اساسی پایبند باشد.

یعنی تاکید شما در این زمینه بر بعد نظارتی
وظایف نمایندگی است…

بله. یکی از کارهای مجلس، «فضا سازی» است. مجلس
باید به گونه ای فضا سازی کند که افکار عمومی از مجریان بخواهند که پایبند به قانون
باشند. وقتی مردم به قانون اساسی رای داده اند، باید تمامی اصول آن در کشور اجرا
شود. اگرچه مجلس، مسئول اجرای قانون اساسی نیست، اما دولت فرزند مجلس است. اگر
مجلس برای اجرای برخی اصول قانون اساسی، نیازمند قوانین عادی است، یا لایحه بیاورد
و یا از مجلس بخواهد در قالب طرحی آن را مصوب کند. علاوه بر این باید به مجلس
گزارش بدهند تا مردم بدانند که چرا اصولی از قانون اساسی اجرایی نشده است. ما به
عنوان نماینده مجلس، سوگند می خوریم که به قانون اساسی پایبند باشیم.

منظورتان این است که در ازای سوگندی که خواهید
خورد، موضعی پرسشگر در مقابل دولت خواهید داشت که چرا مثلا اصولی از قانون اساسی
اجرایی نشده است؟

بله. در قالب سوال و تذکر. البته اگر خلاء
قانونی وجود داشته باشد هم می کوشیم به دولت کمک کنیم. هرچند که ما در اکثر موارد
دچار «تورم قوانین» هستیم که بعضاً قابل اجرا نیست و نیازمند تنقیح هستند. ما با
تاکید بر اجرای قانون اساسی، می توانیم متناسب با قولی که به مردم داده ایم، چنان
فضا سازی کنیم که همه دستگاه ‌ها از جمله دولت، خود را موظف به اجرای قانون اساسی
بدانند.

رئیس جمهور هم برای اجرای قانون اساسی سوگند یاد
کرده‌اند. اگر اصولی از قانون اساسی اجرایی نشده باشد، ممکن است از موضع پرسشگری‌ای
که به آن اشاره کردید، کار را به سوال از رئیس جمهور بکشانید؟

اگر لازم باشد بله. البته چون به دنبال تعامل و
همدلی با دولت هستیم، نمی‌خواهیم دعوا راه بیندازیم. ابتدا بررسی می‌کنیم که علت
عدم اجرای برخی اصول قانون اساسی چیست و می‌کوشیم موانع اجرایی آن را برطرف کنیم.
«سوال از رئیس جمهور» برای زمانی است که مساله حاد شده باشد. چهره هایی همچون من
که سابقه نمایندگی مجلس و کارهای اجرایی دارد، با ساختار نظام جمهوری اسلامی آشنا
هستند. حداقل کاری که من به عنوان یک نماینده مجلس می‎توانم انجام دهم این است که
به افکار عمومی اعلام کنم که مثلا در مورد اقوام، این قوانین تا کنون اجرا نشده
است. ممکن است بسیاری از مردم ما هنوز قانون اساسی را نخوانده باشند و به حقوقششان
در این قانون آشنایی نداشته باشند.

من در اولین نطقم در مجلس از مردم خواهم خواست
که در خانه‎هایشان یک نسخه قانون اساسی داشته باشند و آن را بخوانند. بدون اینکه
بخواهم در کشور دعوا راه بیاندازم، معتقدم که نمایندگان مجلس اعم از اصلاح طلب و
اصولگرا و مستقل باید بر اجرای قانون اساسی تاکید کنند.

اگرچه دولت مجری قانون اساسی است اما عدم اجرای
برخی از اصول آن چه بسا چندان بر عهده دولت نیست. مثل اصل آزادی برگزاری تجمعات
عمومی بدون سلاح. نسبت به نهادهای مانع اجرای برخی اصول قانون اساسی، چه نوع
نظارتی در مجلس خواهید داشت؟

اجرای برخی از اصول قانون اساسی، آنا درد مردم نیست.
باید بر اساس نیازهای مردم، اولویت بندی کنیم. منظور من از نظارت بر عملکرد دولت
به منظور اجرای قانون اساسی، صرف واژه «دولت» به منظور کابینه و وزرا نیست، بلکه
مجموعه نظام جمهوری اسلامی است. مجلس بر اساس قانون اساسی، بر تمامی امور می‌تواندنظارت
داشته باشد. یعنی نظارتش تنها بر دولت نیست و شامل نهادهای قضایی و نظامی هم می
شود.

ما باید افکار عمومی را به گونه ای تهییج کنیم
که همگان اجرای قانون اساسی را تکلیف و وظیفه خود بدانند. شما تنها به یکی از اصول
قانون اساسی اشاره کردید. اما ما اصول متعددی مثلا درمورد ادیان و مذاهب داریم. بر
اساس سوگندی که برای اجرای قانون اساسی می خوریم باید به دنبال این مساله باشیم.

علی القاعده دولت ‌ها می خواهند از مسائل و
مشکلات کلانی مثل آلودگی هوا، شکاف بین نسل‌‌ها، شکاف طبقاتی، آسیب های اجتماعی و
… فرار کنند و در این زمینه مسئولیتی نپذیرند. اما مجلس با هشدارهایش می تواند
این مسائل را زنده نگه دارد تا در اذهان عمومی فراموش نشود. تکرار این هشدارها سبب
می شود تا دولت بگوید که برای اجرای اصولی از قانون اساسی یا برطرف کردن برخی
معضلات با چه موانعی روبروست و مجلس می تواند در حدود اختیاراتش به دولت کمک کند.

لیست امید به لیست حامیان دولت در فضای سیاسی و
رسانه‌ای معروف شد. جناح مقابل هم پس از پیروزی این لیست مدعی شد که مجلس دهم با
دولت یازدهم مماشات خواهد نمود. اما آنچنانکه از سخنان شما بر می‌آید نزدیکی‌های
لیست امید با دولت، مانع از انجام وظایف نمایندگی نخواهد شد. همینطور است؟

بله. دولت باید خودش را فرزند مجلس بداند. همه
والدین، بر عملکرد فرزندان خود نظارت می‌کنند اما این هیچگاه به دشمنی تبدیل نمی‎شود.
من معتقدم که در سالهای اخیر گاهی نظارت بر دولت، تبدیل به دشمنی با دولت شده است.
من معتقدم مجلسی می تواند در راس امور باشد که علاوه بر قانون گذاری، نظارت دقیق و
با قدرتی داشته باشد. رفتار یک نماینده مجلس باید به گونه ای باشد که دولت در حالی
که او را دوست و برادر خود می‎داند، از نظارت او نیز حساب ببرد.

برای بازگرداندن مجلس به جایگاه واقعی خودش که «در
راس امور باشد»، علاوه بر تاکید بر وظایف نظارتی نمایندگان، چه برنامه دیگری
دارید؟

یکی از نقیصه های موجود در دولت، مجلس و ادارات
و …. فراموشی «ملی گرایی» و «تفکر ملی» است. نمایندگان مجلس باید «بخشی نگری» را
فراموش کنند. البته این به معنای فراموش کردن مردم حوزه انتخابیه و مسائل آنان
نیست. اما همه دغدغه یک نماینده هم نباید جاده کشی به حوزه انتخابیه و برق رسانی
به فلان روستا و … باشد. اینها در واقع وظایف دولت است که با بخشی نگری یک
نماینده دنبال می شود. حال آنکه «بخشی نگری» یک آفت است. بویژه در مجلس.

من در زمان تصویب نخستین برنامه توسعه‌ای کشور،
عضو کمیسیون انرژی مجلس بودم. چون به تازگی انقلاب شده بود، آمایش سرزمینی و آمار
و اطلاعات دقیق، لازمه نوشتن این قانون بود. ما باید می‌دانستیم که چقدر پول داریم
و بعد از پنج سال می‌خواهیم به کجا برسیم. اما شوربختانه کمیسیون مربوطه به طرح
آمایشی توجه نکردند و مدعی بودند که این طرح را چون خارجی ‌ها در ایران انجام داده‌اند،
قابل اتکا نیست. اما کنار گذاشتن این طرح در واقع به دلیل آن بود که با نگاه بخشی
برخی نمایندگان نمی‌خواند! مثلا نماینده‌ای معترض بود که چرا به حوزه انتخابیه وی
در قطب صنعتی کشور توجه نشده! در حالیکه برای ایجاد قطب صنعتی در هر منطقه‌ای باید
با توجه به ظرفیت‌های آن باشد و گرنه می‌شود حکایت همان تزهای دولت احمدی‌نژاد که
مراکز ۹ گانه فولاد را در محل‌هایی ایجاد نمود که نه سنگ آهن بود، نه بندر، نه گاز
و نه ریل!! چنین تولیدی که اصلاً اقتصادی نیست!

از این رو باید کاری کنیم که مجلس «بخشی نگری»
را کنار بگذارد. اگر مجلس «ملی» فکر نکند، دولت هم گریبانگیر «بخشی نگری» می شود.
چون نماینده‌‌ها با بخشی نگری، یقه وزرا را می‎گیرند که راه آهن را مثلا به شهر
آن‌ها ببرد! اینکه اصلاً چنین ریلی چقدر بودجه نیاز دارد و فارغ از نیاز مردم منطقه،
اصلاً چقدر ظرفیت مسافر در این خط وجود دارد و مواردی از این دست، اصلاً مطرح نیست.
شوربختانه در طول ادوار گذشته، بخشی نگری از مجلس به دولت و وزارتخانه ‌‌ها تزریق
شده و از آنجا به ادارات کل.

نماینده منتخب تهران: نفوذ از طریق تسبیح به دستانی که «والظالین» را می‌‌کشند، ممکن است نه اصلاح طلبان

با توجه به اینکه شما هم سابقه نمایندگی مجلس را
دارید و هم سابقه کار اجرایی، در میان نه دوره مجلس شورای اسلامی که تا کنون
داشتیم، به نظرتان کدام یک از ادوار، موفق تر از دیگران بوده است؟

مجلس اول درگیر مسائل سیاسی اول انقلاب بود.
فضای انقلابی آن روزهای کشور، اعم از ترورها و برکناری بنی صدر و …در آن مجلس
سنگین بود. مجلس دوم که من هم عضو آن بودم، مجلس معتدلی بود. دو جناح در آن مجلس
بودند یکی جناح خط امام «چپ» و دیگری جناح «راست» که از بدنه حزب جمهوری اسلامی
وارد مجلس شده بودند. مجلس بین این دو جناح تقسیم شده بود و هیچ یک، اکثریت قاطع
نداشتند. برای همین بود که من از جناح چپ در رقابت با مرحوم زواره‌ای از جناح
راست، با اختلاف یک رای توانستم به هیات رئیسه راه بیابم. به دلیل همین سهم برابر
دو جناح بود که رای نمایندگان به طرح ‌ها و لوایح، خطی نبود و تنها بر اساس نظرات
کارشناسی پیش می رفتیم. حتی نظرات آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان رئیس مجلس هم روی
آرای نمایندگان تاثیر نداشت. او اگرچه نقش پدر مجلس را داشت، اما در رای نمایندگان
حتی در ارائه رای به وزرا هم چندان تاثیر نداشت. به نظر من مجلس دوم مجلس معتدل و
موفقی بود. اما مجالس پس از آن تا مجلس ششم هم تا حدودی موفق بودند. اما در سه
مجلس اخیر که جناح چپ یعنی اصلاح طلبان در آن حضور نداشتند، مجالس شکست خورده‌ای
بودند.

در میان روسای مجالس ادوار گذشته از آقای هاشمی
رفسنجانی گرفته تا آقایان کروبی، ناطق نوری، حدادعادل و لاریجانی، کدام را موفقتر
می‌دانید؟

ریاست آقای هاشمی به نظرم موفق تر بود. او یک
شخصیت انقلابی نزدیک به امام بود. او بینش سیاسی عمیقی هم دارد. به نظرم او در
مدیریت مجلس از همه موفق تر بود.

اگرچه هنوز ترکیب مجلس دهم مشخص نشده و تکلیف ۷۰
کرسی به مرحله دوم سپرده شده، اما هر یک از جناح‌های اصولگرا و اصلاح طلب خود را
پیروز می‌دانند و برخی از هم اکنون بحث ریاست مجلس را پیش کشیده‌اند. طرح زودهنگام
این مساله، انسجام میان اعضای لیست امید در سراسر کشور را خدشه دار نمی‌کند؟

فارغ از اینکه در این دور از انتخابات، چند
اصلاح طلب و اصولگرا پیروز شدند، باید به این نکته توجه داشت که اکثریت نیروهای
کلیدی اصلاح طلب رد صلاحیت شدند و اکثریت نیروهای کلیدی اصولگرا از سوی مردم رای
نیاوردند. به نظرم اگر مستقل‌‌ها و اصلاح طلبان در فاصله باقی مانده تا مرحله دوم،
خودشان را بهتر به مردم معرفی کنند؛ می‌توانند در این دوره از رقابت‌‌ها پیروز شوند
و در مجلس اکثریت را تشکیل دهند. البته ما به دنبال اکثریت قوی در مجلس دهم
نیستیم.

قطعا با تشکیل مجلس دهم، بیش از یک نامزد ریاست
خواهیم داشت. با ائتلافی که بین اصلاح طلبان با اعتدالیون و حامیان دولت بوجود
آمد، بعید می‌دانم که اختلافی میان آن‌ها در تعیین و حمایت از رئیس مجلس بوجود آید.
البته بحث در این باره زود هنگام است. چون هنوز ما تک تک نمایندگان را نمی شناسیم.
از آنجا که ائتلاف امید به دلیل نتیجه خوبی که در انتخابات مجلس یافت، باید تا
انتخابات ریاست جمهوری آینده حفظ شده و ادامه یابد؛ باید بکوشیم که یکدیگر را تحمل
کنیم. تا کنون که با سعه صدر، دو گرایش ناهمگون بر اساس مشترکاتشان گرد هم آمده و
به نتیجه رسیده اند. باید بحث تعیین ریاست مجلس را به بعد از تشکیل رسمی مجلس
واگذار کنیم.

در ابتدای تشکیل هر دوره از مجلس، موضوع بررس
اعتبارنامه‌های نمایندگان از نخستین مسائل چالش برانگیز است. گاهی بررسی
اعتبارنامه‌‌ها چندین ماه طول می‌کشد و گاهی هم اصلاً تصویب نمی‌شوند. در آخرین
روزههای سال گذشته با اظهارات آقای نادر قاضی‌پور روبرو شدیم و کمپینی که برای رد
صلاحیت وی به راه افتاد. به نظرتان موضوع اعتبارنامه ایشان، در مجلس دهم بحث
برانگیز خواهد شد یا تا آن زمان، فراموش می‌شود؟

در مجلس دوم هم اعتبار نامه یکی از نمایندگان
تصویب نشد. با اینکه نامش را به یاد ندارم ولی خاطرم هست که من هم به اعتبارنامه
او رای منفی دادم و الان از رای آن روزم پشیمانم. چند سال پس از آن هم از او
عذرخواهی کردم.

چرا؟

چون آن زمان بر اساس خط و خطوط سیاسی، در مورد
اعتبارنامه وی تصمیم گیری شد. بعدها از خودم پرسیدم که اگر او از هم خطی‌های من
بود، باز هم به اعتبارنامه ‌اش رای منفی می‌دادم؟

رد اعتبارنامه یک نماینده کار بسیار مشکلی است.
نباید مسائل خطی و قومیتی بر این موضوع سایه بیاندازد. اگر نماینده ای صلاحیت فردی
نداشته باشد و یا اینکه اعتبار انتخابات در حوزه انتخابیه وی محل سوال باشد، بحث
اعتبارنامه نماینده مذکوربحث برانگیز خواهد شد. اگر صلاحیت شخصی، یک فرد زیر سوال
برود و مدارک نشان دهد که آن فرد در شان مجلس نیست و حضورش در مجلس به شان
نماینندگی صدمه می‌زند، ما موظفیم که رای منفی بدهیم. اما باید مدارک و شواهد را
دیده و نظرات مخالفان و موافقان را بشنویم. من در این سن، قطعا بر اساس مصلحت مجلس
در مورد اعتبار نامه نمایندگان تصمیم خواهم گرفت و هیچ عاملی در درون یا بیرون از
مجلس بر رای من اثرگذار نخواهد بود.

من متوجه نظرتان در مورد آقای قاضی پور نشدم.
ایشان را در شان نمایندگی مجلس می بینید؟

سخنان ایشان را در شان مجلس نمی بینم. البته
باید توضیح دهد که در چه فضایی این حرف ‌ها را زده است.

احتمال اختلاف نظر میان اصلاح طلبان و
اصولگرایان راه یافته به مجلس دهم در بررسی اعتبارنامه‌های نماینده جناح مقابل را
چقدر می‌دانید؟

بعید می دانم شاهد نگرش سیاسی در بررسی اعتبارنامه
‌ها باشیم. چون از جناح اصولگرا اکثرا اصولگرایان معتدل وارد مجلس شده اند.

نماینده منتخب تهران: نفوذ از طریق تسبیح به دستانی که «والظالین» را می‌‌کشند، ممکن است نه اصلاح طلبان

از قبل از برگزاری انتخابات و حتی بعد از تایید
صلاحیت نامزدها از سوی شورای نگهبان، مساله نگرانی از نفوذ در مجلس عنوان می شد که
مثلا مبادا نماینده انگلیسی یا آمریکایی به مجلس برود! این نگرانی را چقدر جدی می‌دانید؟

اتفاقا من هم نگران نفوذم. چون سیستم های امنیتی
خارجی با آن هم هزینه هنگفتی که می‌کنند قطعا هدفشان نفوذ در دیگر کشورهاست. البته
نگاه من به موضوع نفوذ با اصولگراه فرق میکند. اصولا نفوذ از کانال کسانی انجام می
شود که خود را همراه نشان می دهند نه منتقد! یعنی یک نفوذی در قالب یک چهره منتقد
حکومت نمی تواند نفوذ کند. برعکس. حتی ممکن است تسبیح هم به دست بگیرد و
«والضالین»ش را هم در نماز می کشد.

در کودتای ۲۸ مرداد که اسرار آن سالها بعد افشا
شد، انگلیسی ‌ها به افراد موجهی پول می دادند که به انگلیس فحش بدهند و به این
ترتیب در میان مردم محبوبیت بیابند. آن کار برای این بود که وقتی این افراد از
بازگرداندن شاه که در حقیقت خواست انگلیسی ‌ها بود، حمایت کردند، حرکتشان مردمی به
نظر برسد!

نفوذ در همه جا هست اما باید به راه های نفوذ هم
توجه نمود. اصلاح طلبان که منتقد حکومت هستند هیچگاه نمی توانند نفوذی باشند. چون
اساسا دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی روی رفتارهای منتقدان زوم شده اند و علی
القاعده اینها نمی توانند نفوذ کنند! در فضایی که حتی کودکان هم در فضای مجازی در
جریان اطلاعات و اخبار هستند و مردم در اقصی نقاط کشور در جریان همه امور هستند؛
چطور ممکن است انگلیسی ‌ها بتوانند نماینده به مجلس ما بفرستند! این را حتی عقل یک
بچه دبستانی هم نمی تواند بپذیرد که ما با این همه سرویس های اطلاعاتی و امنیتی و
مسیر بررسی صلاحیت از کانال شورای نگهبان، نتوانیم راه نفوذ را ببندیم. اگر
انگلیسی ‌ها به این راحتی می توانند نماینده به مجلس ما بفرستند، پس ما برویم و
یکباره آن‌ها بیایند و به ما حکومت هم بکنند! این که نمی شود.

شما در سه دهه گذشته پس از انقلاب، زمینه نفوذ
در مجلس را چگونه دیده اید؟

تا کنون که هیچ مرکز نظارتیو امنیتی ای اعلام
نکرده که فلان نماینده از فلان دوره، یک نفوذی بوده! اما در بخش های دیگر زمینه
نفوذ را دیده ام.

مثلا کجا؟

مثلا زمانی که عربستان به دلیل اعدام مخالفانش
از سوی افکار عمومی تمام جهان حتی در کشورهایی که از دوستان و هم پیمانانش بودند؛
زیر سوال رفته بود. افکار عمومی به مواردی از این دست بی تفاوت نیست و دولت هایشان
را هم تحت فشار قرار می دهند. در چنین فضایی که غرب هم منتقد عربستان شده بود
یکباره گروهی در ایران به سفارت عربستان حمله نمود! نمی خواهم بگویم که آن‌ها
اصولگرا بودند اما قطعا اصلاح طلب هم نبودند! نمی خواهم بگویم که همه شان هم نفوذی
بودند اما قطعا از میان آن افراد که بعضاً مخلص بوده و تصورشان این بوده که در راه
اسلام چنین کاری می کنند، کسانی هم بوده اند که تحت تاثیر نفوذی ‌ها بوده اند.
محافلی که شبانه چنین حملاتی را طراحی می کنند، قطعا بی تاثیر از نفوذی ‌ها نیستند.

برخی همچون آقای کریمی اصفهانی زمینه های نفوذ
را در دولت آقای احمدی‌نژاد، هم ریشه یابی می کنند. نظر شما در این باره چیست؟

من بیش از نفوذ، در مورد آن دولت احساس «انحراف»
می کردم. آن‌ها تفکرات انحرافی داشتند. وقتی عده ای منحرف باشند، نفوذپذیری اشان
بیشتر است. من چون اطلاع دقیقی ندارم، نمی توانم بگویم که آن‌ها نفوذی بودند اما
«مشکوکند» از نظر من. انحرافشان هم که با بازداشت برخی اعضای آن دولت، به تایید
رسید. روزنه های نفوذ در میان همین جماعت انحرافی است نه جمعت منتقدی مثل اصلاح
طلبان.

اگرچه پرونده هسته‌ای با
به فرجام رسیدن برجام در مجلس نهم بسته شد، اما این موضوع هنوز مخالفانی دارد و
این احتمال وجود دارد که به یکی از مسائل بحث برانگیز در مجلس دهم از سوی نمایندگان
منتقد دولت تبدیل شود. نظر شما در این باره چیست؟

باید ازمخالفین برجام پرسید
ما که بدنبال سلاح هسته اى نبوده ونیستیم با قبول برجام چه چیزى را از دست دادیم؟ اگر
تحریم‌‌ها ادامه می یافت چه چیزى را به دست می آوردیم؟ جز ظهور بابک زنجانی‌‌ها به بهانه
دور زدن تحریمها و هزینه گزافی که بر گرده این ملت مظلوم در انتقال پول وخرید وفروش
با کشورهاى خارجى بار می شد؟ حضرت عباسى منصف باشید!

نماینده منتخب تهران: نفوذ از طریق تسبیح به دستانی که «والظالین» را می‌‌کشند، ممکن است نه اصلاح طلبان

۲۷۲۷

 

مطلب بالا در گروه مطالب عمومی و سیاسی و در این آدرس اینترنتی در تاریخ منتشر شده و گروه اینترنتی فایل دانلودر آن را بازنشر کرده است.

ثبت آگهی رایگان خرید و فروش موبایل
-------------------------------------------

راستی! برای دریافت مطالب وردپرسی در کانال تلگرام فایل دانلودر عضو شوید.

فایل دانلودر
این سایت حاصل ترکیب چند وبگاه مختلفه! سایت گنجینه، خبرینه و ایرونیا با هم ادغام شدن و فایل دانلودر رو تشکیل دادن! بیش از 16 هزار مطلب تو زمینه‌های گوناگون و متنوع؛ از سرگرمی و تفریحی بگیرید تا محصولات دانلودشدنی و قالب و افزونه وردپرس و اسکریپت و مطالب آموزشی و...

با ثبت نام تو خبرنامه فایل دانلودر، هر رو مطالب ما رو تو ایمیل‌تون دریافت کنید.

توجه: پس از ثبت ایمیل حتما وارد اینباکس ایمیل خود شده و روی لینک فعالسازی در ایمیلی که از طرف ما ارسال شده کلیک کنید(راستی ما اسپم ارسال نخواهیم کرد).

پیشنهاد ما

در حال حاضر امکان ارسال نظر وجود نداره.